دانلود مقاله حمل و نقل در word

استاندارد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله حمل و نقل در word دارای 209 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله حمل و نقل در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله حمل و نقل در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله حمل و نقل در word :

حمل و نقل

1-1-
1-2- تعریف سیستم حمل و نقل
سیستم حمل و نقل مجموعه ای از وسایل ، امكانات ، تسهیلات ، مسیرها ، قوانین و مقررات است كه به منظور جابجایی افراد و كالاها بكار گرفته می شوند .
اجزاء بوجود آورنده سیستم حمل ونقل عبارتند از :
اجزاء ثابت : كه همان شبكه حمل ونقل یا شبكه جاده ها می باشند .
اجزاء حركت : شامل كلیه اتومبیلها و وسایل نقلیه می شود .
اجزائ كنترل : قواعد استفاده از اجزاء ثابت و اجزاء‌ حركت می باشد و به عبارت دیگر چگونگی كنترل سیستم ها و ایستگاه‌ها و پایانه می باشد .

1-3- تعریف پایانه :
از نظر لغوی پایانه ( ترمینال ) به معنای پایان دهنده یا ختم کننده است. پایانه مسافربری نیز به مفهوم نقطه انتهایی مسافرت است. ولی اصولاً چون نقطه انتهایی یک مسافرت مطمئناً نقطه شروع مسافرت دیگری نیز می باشد اصطلاحاً پایانه یا ترمینال مسافربری به محلی اطلاق می گردد که مسافران برای شروع مسافرتهای بین شهری و سوار شدن به وسیله به آن جا می روند و هنگام رسیدن به مقصد نیز به پایانه دیگری وارد شده و پس از پیاده شدن از وسیله نقلیه از آن محل خارج و توسط وسایل نقلیه شهری به نقطه مورد نظر خود دسترسی پیدا می کنند.

به عبارت دیگر پایانه باید به محلی اطلاق گردد که مفصل ارتباطی بین مسافر با شهر ( توسط وسایل نقلیه درون شهری) و خارج شهر و مقاصد سفر ( توسط وسایل نقلیه بین شهری ) باشد. بنابراین این محل یک مجموعه تسهیلاتی را برای مسافر، بار و وسایل نقلیه باید داشته باشد. بنابراین می توان گفت « پایانه مسافری » نوعی تسهیلات حمل و نقلی در انتهای خط یا مسیر خدمات حمل ونقل عمومی مسافر است كه به منظور توقف وسایل حمل ونقل عمومی مسافر ، پیاده و سوار كردن مسافرین و حذف تردد وسایل از معابر شهری جهت كاهش آلودگی محیط زیست در حاشیه شهرها احداث شده و دارای تاسیسات و امكانات برای ارائه خدمات وابسته به حمل ونقل مسافر می باشد .

1-3- پیرامون سفر
آدمی از دیرباز با سفر کردن آشنا بوده و هیچ تاریخی را برای اولین سفر انسان نمی توان در نظر گرفت. بر طبق تعالیم دینی هر انسانی قبل از به دنیا آمدن در عالم ازل بوده است که به خواست خدا کالبدی خاکی روح آن جهانی او را اسیر می کند و این لحظه پیوند، همزمان با همان سفر اول انسانها یعنی تولد است و هر آدمیزاده ای بی شک پس از تولد با گذشت ایام به زمان سفر دوم خود که رجعت به عالم بالا و تنها گذاشتن و رمیدن از این قفس تنگ خاکی است نزدیک می شود.

پس هر انسانی به طور غیر ارادی و روحاً در طول زندگی خود با 2 سفر آشنا خواهد شد: تولد و مرگ. شاید روح آن جهانی انسانهاست که او را به سفر کردن و جستجوی اطراف وا می دارد و شاید هم حس کنجکاوی و علاقه به نادیده هاست که او را به سفرمی کشاند. اهمیت سفر بر کسی پوشیده نیست، با سفر کردن می توان در زندگی روزمره ایجاد تنوع کرده و خستگی های ناشی از تکرار و یکنواختی را از تن بیرون کرد. مضافاً اینکه با کسب تجربه و آموخته های فراوان ضمن بهره مندی از خاطرات شیرین لحظاتی از امروز را برای آینده جاویدان نمود. در خصوص سفر گفته اند : (( اگر مایلید کسی را بشناسید با او سفر کنید. ))

(( دنیا دیدن به از دنیا خوردن هست )) یا (( بسیار سفر باید تا پخته شود خامی، کباب پخته نگردد مگر به گردیدن ))
در پایان این قسمت بیان یک نکته ضروری است و آن اینکه در سفر بایستی از لحظه های بدست آمده به خوبی استفاده کرد. اگر چه کوچک و کم اهمیت باشند و اگر حتی سفر ما سفری غیر تفریحی باشد، این مغتنم شمردن زمان می تواند خود منشاء خاطره انگیزترین لحظات به شمار آیند مثل نوشیدن یک فنجان چای گرم در هوای سرد بارانی در کنار همراهان یا جمع شدن درگرد

آتش و تماشای شعله های زیبای رقصان آن و شنیدن و نقل و یاد خاطرات ، یا مثل دویدن به دنبال کودکان در ساحل شنی دریاها یا ماسه های نرم و سوزان کویر را با پای برهنه آزمودن یا مثل تماشای طبیعت اطراف جاده های سر سبز شمال یا آسمان نیلگون و پر ستاره کویر یا مثل تماشای طلوع آفتاب و غروب آن در دشت و شاید هم شنیدن صدای برخورد آب و صخره های سنگی یک آبشار و یا تماشای یک بنای زیبای معماری کهن که یادآور تاریخ و فرهنگ و ملت گذشته هست که به یکبار در ذهن جای می گیرد و می توان آنها را حس کرد. (( سفر می تواند به زلالی آب و به روانی رود باشد و به مستی شراب که خود را بدان سپاری و برای کسی همچو میزبانت زندگی کنی و دشواریها را نادیده و سهل انگاری و شادکامیها را مغتنم شماری ))

1-4- تاریخچه سفر در ایران
فلات ایران از دیر باز محل زندگی انسانهای یکجانشین بوده است سفر پدیده ای است مختص یکجانشین، و با کوچ کوچندگن تفاوتی ماهیتی دارد. انسان یکجا نشین برای سفر اقدام به احداث راه و رباط وکاروانسرا و ساخت وسیله نقیله می کند. این سرزمین که درمیانه شرق و غرب تاریخی قرار گرفته مسیر کاروانهای تجاری بوده و سفر در آن چنان رونق داشت که هیچ ساختمانی چنانکه کاروانسرا در سراسر آن وجود دارند این گستردگی را نیافت و در کنار مسجد و خانه و کاخ و باغ، کاروانسرا یکی از معرفهای ویژگیهای معماری نمونه وار آن شد و چونان سفر، کاروان و راه ، کاروانسرا نیز از واژه های ادب فارسی بود .

متاسفانه ، در عقب افتادگی تاریخی که این مدت در چند سده اخیر به هر دلیل دچار آن شد، نتوانست در توسعه سفر به خودی خود و وسایل و تجهیزات وابسته به آن موفق شد و بالاخره وسایل و تجهیزات وارد شد و با گسستی که از نظر فرهنگی بوجود آمده، دستگاه واحدی که در آن هدف، وسیله و فرهنگ همراه باشند بوجود نیامد.

1-4-1 نگاهی به گذشته
با پیشرفت اوضاع اجتماعی و اقتصادی و ازدیاد مسافر و کالا و گسترش شهرها کم کم کاروانسراها برای حمل و نقل و انبار کردن کالاها به کار گرفته شد و محلهای جدیدی به نام گاراژ برای اتوبوسهای مسافربری ایجاد گردید و تعداد این گاراژها که در ابتدا در هر شهر از یک یا دو محل تجاوز نمی کرد با ازدیاد جمعیت و مسافر متناسب افزایش یافته به طوریکه شرکتهای متعددی برای حمل و نقل مسافر بین شهری بوجود آمد که هر کدام گاراژ مخصوص خود را بنا نهادند.

با ورود و توسعه وسایط نقلیه موتوری و بخصوص با ورود و به کارگیری اتوبوس برای بکارگیری ارتباطات بین شهری ارایه خدمات برای این وسیله در گاراژهای وابسته به بنگاههای مسافری انجام شد. گاراژهای مسافربری در نزدیکی مرکز شهر و در امتداد خیابانهایی که به جاده های ارتباطی شهر با خارج می رسید مستقر شدند. با افزایش جمعیت شهرها و تراکم جمعیت و بوجود آمدن مسئله ای به نام ترافیک در شهرها و همزمان با رشد سفرهای بین شهری که خود ناشی از تغییرات در ساخت اقتصادی کشور بوده تغییر و تحول در نظم ارایه خدمات مسافربری بین شهری مطرح گردید و نظم جدیدی که تمرکز ارایه این خدمت در یک یا چند نقطه شهر بود پیشنهاد گردید. اولین پایانه اتوبوس بین شهری کشور در سال 1354 درتبریز به راه افتاد و ترمینال جنوب تهران هم که شروع ساختمان آن از سال 1353 آغاز شده بود، رسماً افتتاح گردید.

در سالهای اخیر با توسعه صنعت حمل و نقل و گسترش شهرها و افزوده شدن به تعداد اتوبوسهای مسافربری، گاراژها وضع نا مطلوبی پیدا کردند ضمن اینکه پاسخگوی نیاز شهرها و مردم نبودند، رفت و آمد اتوبوسها و مینی بوسهای متعدد در ساعتهای پیک تردد در شهرها، ترافیک درون شهری را مختل و محیط زیست را آلوده می کردند. بالا رفتن فرهنگ اجتماعی مردم و افزوده شدن به نارسایی های فوق سبب نارضایی مسافرین از وضعیت گاراژها گردیده و مسئولین کشوری را بر آن داشت که به منظور رفاه مسافرین و رفع مشکلات فوق، بخصوص در شهرهای پر جمعیت نسبت به احداث پایانه های مسافربری اقدام نمایند.

1-4-2- وسایط نقلیه در قدیم
در روش های قدیم مسافرت، چهارپایان مختلف و قاطر و اسب و الاغ و اشتر مورد استفاده قرار می گرفت از دیگر وسایل نقلیه کاروانیان گردونه یا ارابه بود که پوششی از چادر داشته و چهار پایانی آن را به دنبال خود می کشیدند. این وسیله تنها در جاده های مسطح قابل استفاده بود. در سفرها مردان غالباً از اسبهای سواری و زنها یا اشخاص سالخورده و ضعیف در کجاوه ها جای می گرفتند که با چادرهای مخصوصی کاملاً بسته بود و پرده هایی داشت که کشیده می شد.

نوع دیگر وسیله حمل و نقل در ایران تخت روان بود که دو قاطر آن را حمل می نمودند و چادری در شکل بیضی آنرا می پوشاند. یک کاروان بزرگ درمسافرتهای طولانی با دسته های چند صد نفری حرکت می کردند و از آنجهت که به اتفاق جماعت بودند، از شر دزدان و راهزنان بهتر در امان می ماندند و به یاری یکدیگر می توانستند با مشکلات مقابله کنند و از حیث ناخوشیها و بیماری و خوراک خاطر جمع تر بودند. تشکیل و ترکیب منظم کاروانها در میان شهر یا محله امکان نداشت زیرا که کوچه تنگ و باریک بود معمولاً خارج شهر برای جمع شدن کاروانیان انتخاب می شد.

به همین دلیل است که کاروانسراهای خارج شهر غالباً وسیع بوده و گاهی چند کاروانسرا در کنار هم ساخته می شدند. همراه سفر معمولاً ملتزمان رکاب به راه می افتادند. بعضی از اعضای خانواده کاروانیان آنها را تا منزل اول بدرقه می کردند ( این عادت هنوز در کشور ما به نوعی معمول است ) . در اواخر دوران قاجار کالسکه های صندلی دار ظهور می کند. بعدها دلیجان به کار گرفته می شود که کالسکه ای هفت نفره بود و به جای مینی بوس های امروزی به کار می رفت، دور چرخهای آن از آهن بود. دلیجان از درشکه و کالسکه که چرخهایشان زین دار بودند سخت تر و از گاری که فاقد فنر و هر وسیله تکان گیر بود راحت تر می نمود و مثل کالسکه راننده اش بیرون می نشست. لیکن دیگر در کاروانسراها جایی برای قرارگیری این وسایل وجود نداشت.

1-4-3- بناهای سنتی خاص مسافرین
از آثار معماری سنتی نزدیک به پایانه امروزی می توان از کاروانسراها و رباط ها یاد کرد. معماران در گذشته برای پاسخگویی بهتر و همه جانبه به خدمات در خور مسافران و کالا و وسایل حمل و نقل تلاش فراوان نموده اند و در جستجوی یافتن راه حلهایی در مسایل مختلف ساختمانی به سر حدات جدید در زمان خود دست یافتند.

منظور از این بررسی اجمالی معرفی روحیه پویای معماران گذشته است که چگونه در کنار روشهای معمول و متداول عمر خویش در قالب ارزشهای زمان خود دست به تجارب تازه ای می زدند. تا قبل از قرن ششم کاروانسراها بسیار ساده و ابتدایی است و نکته شایان توجهی وجود ندارد که معرفی گردد.
از قرن ششم به بعد در اطراف یک حیاط مرکزی به شکل مربع یا مستطیل اطاقها و ایوانهایی ساخته می شود و اصطبل ها به صورت دالان هایی وسیع در پشت اطاقها قرار می گیرند. شکل زیر نمونه یک کاروانسرا مربوط به این دوره و قبل از عهد صفوی را نشان می دهد. شکل ( 1-2 )

1-4-4- تعریف کاروانسرا
کلمه کاروانسرا از کلمه کاروان و سرا می باشد و معنای آن خانه کاروانیان یا اطراف اطراقگاه کاروانها می باشد و به مکانی اطلاق می شود که به طور موقت مورد استفاده، اسکان، اطراق، بارگیری، باراندازی، پناهگاه و ; کاروانیان قرار می گیرد. عملکردهای متفاوتی که در گذشته کاروانسراها به عهده داشته باعث گردیده نامهای متفاوتی برین گونه بناها در فرهنگ لغات جا می گیرد: کاربات، رباط، ساباط، خانواین ( inn ) که در واقع دارای عملکرد وظایف مشابهی مانند کاروانسراها بوده ولی از جهت ویژگیهای معماری متفاوت می باشند. شکل ( 1-1 ) بخشهای مختلف کاروانسرا

شاید بتوان یکی از کاملترین تعاریف کاروانسرا را تعریف ذیل دانست (( به یک سری از بناهای تاریخی که در ادوار گوناگون، در اشکال و پلان مختلف به مصالح ساختمانی متنوع و به دلایل اقتصادی ، تجاری ، امنیتی ، نظامی ، مذهبی ، سیاسی و جغرافیایی ، جهت اقامت ، رفاه و تردد کاروانیان احداث شده اند کاروانسرا اطلاق می گردد.

1-4-5- انواع كاروانسرا
این بناها عموماً دارای حیاط مربع یا مستطیل کامل یا با گوشه های پخ می باشند بعضی دو ایوانی و بیشتر چهار ایوانی هستند. یکی از ایوان ها به ورودی اختصاص دارد، گوشه ها، وسط اضلاع، دو طرف انتهای هر ضلع دو طرف ایوان ها نقاط مشخصی هستند که دسترسی به عملکرد های گوناگون رامیسر می سازند. در کاروانسراهای مختلف بسته به میزان کارآیی آن ها این عناصر تقویت یا نفی می گردد.

در تمام دوران شکوفایی معماری کاروانسرا انواع متفاوت و جدید دیگری نیز بوجود می آید که حفاظت آنها در برابر حملات آسان تر است. ضمناً در داخل حیاط های این ریتم که غالباً هشت ضلعی و مدور است امکان تسلط و نظارت کافی بر ورودی های فضاهای گوناگون وجود دارد. این نمونه ها در زمانی ساخته شده اند که معماری کاروانسرا پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته است. در ادامه به نمونه هایی از آنها اشاره می کنیم.

– کاروانسراهای مدور
گرچه در حال حاضر تنها دو نمونه از آنها شناخته شده ولی همین دو نمونه نشان دهنده سلیقه، ذوق، ابتکار و بالاخره هنر نمایی فوق العاده معماران آن است. کاروانسرا یا رباط زین الدین یکی از همین نمونه ها می باشد این بنا در جاده یزد ـ کرمان است که در زمان شاه عباس اول بنا گردیده. بنای آن از خارج مدور، از داخل دوازده ضلعی است ( شکل 1-3 ) گذشته از جنبه مذهبی معمار ساختمان احتمالاً برای دفاع در مقابل شن های روان کویری رباط زین الدین را بدین گونه ساخته است. شکل ( 1-3 ). شکل ( 1-4 ) کاروانسرای شیخ علیخان شکل. ( 1-5 )

– کاروانسراهای هشت ضلعی :
این کاروانسرا بیشتر جنبه نظامی و دفاعی داشته به این دلیل که دفاع از یک بنای هشت ضلعی و یا چند ضلعی و یا مدور به مراتب آسانتر از یک بنای مربع یا مستطیل شکل می باشد. این کاروانسراها از داخل و خارج قرینه اند. یک نمونه از این بناهای هشت ضلعی کاروانسرای چهار آباد در جاده نطنز- اصفهان می باشد که مربوط به اوایل عصر صفوی است. ( شکل 1-7 ) بنای دیگری که دارای پلان هشت ضلعی است کاروانسرای خان خوره در فاصله آباده و شیراز و مربوط به عصر صفوی است. یک کاروان بزرگ شامل اسب و قاطر و الاغ و شتر بوده است.

در کاروانسراها برای هر یک جای جداگانه ای در نظر می گرفتند، زیرا هر کدام خصوصیات متفاوت و احتیاج گوناگون داشتند. اسب ها از بوی بد شتر ناراحت می شوند و قاطرها با الاغ ها مأنوس نیستند. همانطور که از پلانهای هشت ضلعی کاروانسراها مشاهده می شود معماران سعی برآن داشتند که حیاط این بناها را نیز به گونه چهار ایوانی بسازند. کاروانسرای ( دهبید ) نیز در جاده شیراز نزدیک تخت جمشید و مربوط به عصر صفوی است که نقشه هشت ضلعی دارد. وجود چهار ایوان در داخل حیاط هشت ضلعی مرکزی به امر جهت یابی افراد در داخل حیاط کمک می کند. کاروانسرا یا رباط انجیره که 30 کیلومتری جاده یزد ـ طبس واقع شده دارای پلان هشت ضلعی نامنظم است، این بنا متعلق به دوره ایلخانی می باشد ( شکل 1-6 )

در شهرهایی که بازرگانان زیادی درتردد بودند کاروانسراهایی طراحی شده که از تداخل مسیر عابرین پیاده و چهارپایان جلوگیری شود، که در حقیقت نوعی تفکیک عملکردها از یکدیگر است یکی از بهترین این کاروانسراها در شهر کاشان و دارای طرح هشت ضلعی در دو طبقه می باشد. طبقه بالا خاص مسافرین و طبقه زیرین مخصوص ستوران است و دسترسی به چهارپایان از طریق رامپ مقابل ورودی میسر است ( شکل 1-8 )

– کاروانسرا با پلان ده ضلعی:
شهر کاشان که مورد توجه کاروانیان خصوصاً تجار هندی بوده، از نظر معماری کاروانسرا بسیار غنی است کاروانسرای ( شکل 1-9 ) واقع در بازار کاشان که دارای ده ضلع است و در سه طبقه بنا گردیده طبقات به صورت پله ای بر روی یکدیگر قرار دارند. طبقه زیرین تا نیمه در زمین واقع شده است. شکل ( 1-9 )

1-5 – شیوه و نوع مسافران
همانگونه که جهانگردان و مسافران دارای گروه های گوناگون هستند، شکل و نوع مسافرت هم متفاوت است که آن به شخص مسافر، مقصد و انگیزه برای مسافرت بستگی دارد. مثل مسافرتهای بین المللی در مقایسه با مسافرتهای داخلی کشور، بین نواحی درون یک ناحیه، درون مرزی یا برون مرزی
– مسافرتهای بین المللی و داخل کشور
از دیدگاه سازمان جهانی جهانگردی، مسافرت های بین المللی با مسافرت های داخلی متفاوت است. و مربوط به زمانی می شود که مسافر از مرز کشور عبور می کند. همیشه به جهانگردی بین المللی توجه زیادی می شود ، بخصوص از نظر جنبه های اقتصادی آن، زیرا این شکل از جهانگردی موجب جریان پول و تجارت بین کشورها می شود . به هر حال این مسئله روشن است که مسافران بین المللی و مسافران داخلی با یکدیگر مرتبط هستند.

با توجه به شرایط محیطی و گردشهای داخلی دیدگاه مسافران تغییر می کند و با توجه با اثرات عوامل خارجی مثل رشد نسبی درآمد واقعی ، تفاوت قیمت بین کشورها و سیاست بین الملل مسافرت داخلی، جای خود را به مسافرت خارجی می دهد. ظرف چند دهه گذشته، در بسیاری از کشورهای غربی مردم برای گذراندن روزهای تعطیل به خارج از کشور مسافرت می کنند و این سبب افزایش سطح زندگی و درآمدهای اضافی است.

– مسافرت های منطقه ای
منطقه ها عبارتند از بخش های کوچکی که در یک حوزه بزرگ پراکنده و به یکدیگر متصل اند، از طریق شاخصی یا چهارچوب مرجع مشخص شناسایی می گردند و دارای ویژگیهای مشخص و ممتازی هستند. در تحقیقات گردشگری جهانگردی سه منطقه شناسایی شده اند : نخست از نظر جغرافیایی مناطق را طبقه بندی می کنند،

مثلاً (( شمال )) یا (( مغرب )) دوم از نظر مناطق اداری، مثل استان؛ سوم از نظر ماهیت فیزیکی، محلها یا مناطق خاصی را در یک گروه قرار می دهند، نمونه های آن عبارتند از (( ناحیه دریاچه )) یا (( حوزه اقیانوس آرام )) . منطقه ها را بر حسب نوع فعالیت هم طبقه بندی می کنند، مثل (( حوزه روستایی )) یا (( حوزه ساحلی )) مقصود از مسافرت بین منطقه ای مسافرت ها یا رفت و آمدهایی است که بین نواحی یا مناطق انجام می شود چه آن ها در یک ایالت ، استان یا کشور قرار گرفته باشند چه در سراسر دنیا در منطقه های مختلف .

– مسافرت های درون مرزی یا برون مرزی
در یک حوزه خاص سه نوع مسافرت انجام می شود، برای مثال مسافرت های درون حوزه ای، مسافرت درون کشوری یا مسافرت در گروهی از کشورها.
– مسافرت های درون حوزه ای ؛ یعنی افراد ساکن به عنوان دیدار کنند در درون یک حوزه انجام دهند.
– مسافرت های درون مرزی : یعنی افراد غیر ساکن به عنوان دیدار کننده در درون یک حوزه خاص مسافرت می کنند.
– مسافرت های برون مرزی : یعنی افراد ساکن برای دیدار از نقاط مختلف حوزه ای غیر از حوزه خودشان ، مسافرت کنند.

1-6- کلیات سیستم حمل و نقل
از دیدگاه علم حمل و نقل، سیستم حمل و نقل مجموعه ای از وسایل، امکانات، تسهیلات ، مسیرها، قوانین و مقررات است که به منظور جابجایی افراد و کالاها به کارگرفته می شوند.
اتومبیلها، شبکه جاده ها و قواعد استفاده از آنها از معمولترین اجزاء سیستم های حمل ونقل می باشند. با گسترش و رشد شهرها و جاده ها و توسعه سیستمهای حمل و نقل توسعه زیر سیستمهای گوناگون هم بایستی انجام شود. این زیر سیستمها که پایه و اساس و بیانگر خصوصیات مجموعه کل سیستم در ابعاد مختلف می باشند در رابطه ای تنگاتنگ با یکدیگر و با عوامل ویژگیهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، و جمعیتی جوامع خود هستند.

هماهنگی این مجموعه با راستا و جهت رشد و توسعه موفقیت سیستم را تضمین می نماید، اجزا بوجود آورنده سیستم عبارتند از: وسیله نقلیه ، شبكه یا جاده ها، چگونگی کنترل سیستم ها و ایستگاه ها یا پایانه ها.
الف ) وسیله نقلیه: با افزایش تحرک انسان، جابجایی های وی را سهلتر می سازد، مالکیت، شکل ، نوع قوه محرکه، ظرفیت، سرعت و گنجایش وسایل نقلیه مختلف با یکدیگر متفاوت بوده و عملکرد های گوناگونی را شامل می گردند.

ب ) شبکه : مجموعه ای از مسیرهای خاص است که به منظور تسهیل جا به جایی و حمل و نقل ایجاد شده اند. در طرح شبکه ها عوامل مختلفی نظیر حجم و ترافیک و درجه اهمیت شبکه، شرایط فیزیکی و جغرافیایی محل و فرم و مشخصات فنی دخالت دارند.
ج ) اداره : نگهداری و هدایت سیستم به کمک مجموعه ای از قوانین، ضوابط و امکانات صورت می گیرد. این مقررات و تسهیلات با کنترل سیستم از جهات گوناگون همچون هماهنگی با روند رشد جامعه، پاسخگویی به نیازها، امنیت عمومی و هزینه های مالی عملکرد مطلوب سیستم را تأمین می کنند. در حالی که بعضی از این قوانین باز دارنده می باشند( مانند محدودیت سرعت ) برخی دیگر ( نظیر مالیات سالانه اتومبیل ) بقای اقتصادی سیستم را ممکن می سازند.

د )پایانه : نقاطی که چندین مسیر شبکه با یکدیگر تلاقی نموده و ایستگاه بزرگی را تشکیل دهند ترمینال یا پایانه نامیده می شود.
به مجموعه خدمات و تسهیلاتی که در طول مسیر شبکه قرار دارند و هدف سرویس دهی به استفاده کنندگان از شبکه را دارند، مجموعه های خدماتی گویند.

قابلیت هر یک از این اجزاء و رابطه هماهنگ و همگون آنها با هم و با کل سیستم مستقیماً بر ظرفیت مجموعه مؤثر می باشد. با طراحی منطقی و معقول یک سیستم و با قرار گیری اجزاء فوق در جایگاه مناسب خود ترکیبی کارا بوجود می آید. و اگر مدیریت و مالکیت واحد بر اجزاء یک سیستم وجود داشته باشد می توان برنامه ریزی مناسب و مؤثرتری را ارائه نمود و با هم بر کارآیی سیستم افزود.
1-7- طبقه بندی شیوه های حمل و نقل زمینی
شیوه های حمل و نقل را می توان بر اساس نوع مالکیت، طول سفر، وضعیت مسیر و حریم به حالت های مختلف طبقه بندی نمود.
الف ) از لحاظ مالکیت، شیوه های حمل و نقل زمینی به سه دسته خصوصی ( اتومبیل شخصی ) ، نیمه عمومی ( کرایه) و عمومی ( اتوبوس ) تقسیم بندی می گردند و این دسته بندی از دیدگاه مسافر بوده و خود وسایل نقلیه ممکن است به فرد یا جامعه تعلق داشته باشند.

ب ) در یک تقسیم بندی دیگر، فواصل حمل و نقل زمینی به دو گروه انتقال کوتاه و انتقال منطقه ای تقسیم می شوند، معمولاً در شیوه های انتقال کوتاه فواصل ایستگاه ها و سرعت وسایل نقلیه کم می باشند. اما در انتقالهای منطقه ای که طول سفر بیشتر است از وسایل نقلیه سریعتر با فواصل بین ایستگاهی بیشتر استفاده می گردد.
ج ) از نقطه نظر نوع مسیر و شبکه تردد، وسایل نقلیه به دو دسته جاده ای و ریلی تقسیم می گردند. در شیوه جاده ای کنترل سرعت و مسیر حرکت وسیله نقلیه در اختیار راننده آن می باشد اما در مسیرهای ریلی راننده فقط به کنترل سرعت خودرو در طول مسیر از پیش تعیین شده می پردازد.

د ) از لحاظ حریم، شیوه های حمل و نقل زمینی به دو دسته، ترافیک مخلوط با مسیر کنترل شده و مسیر نیمه کنترل شده طبقه بندی می شوند. در ترافیک مخلوط کلیه وسایل نقلیه در یک مسیر حرکت می کنند، اما در شیوه هایی که با مسیر کنترل شده هستند برخی وسایل نقلیه از بخشی از جاده حذف می گردند. شیوه هایی که با مسیر نیمه کنترل شده هستند این حریم فقط در برخی قسمتهای مسیر وجود داشته و بقیه نقاط ترافیک به صورت مخلوط خواهد بود.

یک نوع تقسیم بندی دیگر در خصوص نوع مسافرت را می توان به صورت زیر بیان کرد.
سفر داخل به خارج : سفری است که مبدأ آن در داخل یک محدوده ویژه و مقصد آن در خارج از آن محدوده قرار گرفته باشد.
سفر داخل به داخل : سفری است که مبدأ و مقصد آن در داخل یک محدوده ویژه قرار گرفته است.
سفر برون به بیرون : سفری است که مبدأ و مقصد آن در خارج از یک محدوده ویژه قرار گرفته است.
سفر برون به درون : سفری است که مبدأ آن در خارج از یک محدوده ویژه و مقصد آن در داخل آن محدوده قرار گرفته باشد.
1-8- تعاریف اصطلاحات سیستم حمل و نقل زمینی

1-8-1- سرعت:
سرعت حرکت : عبارتست از سرعت حرکت وسائط نقلیه در حد فاصل دو نقطه معین بدون در نظر گرفتن مدت زمان توقف و تأخیر در طی سفر
میانگین زمانی سرعت : میانگین یکایک سرعتهای نقطه ای وسایل نقلیه و یا گروه معینی از وسائط نقلیه در نقطه معینی از جاده طی مدت زمانی مشخص می باشند.
سرعت سفر: برابر است با فاصله طی شده تقسیم بر زمان صرف شده در طی کردن فاصله که شامل توقف و یا تأخیر نیز می باشد.
1-8-2-ظرفیت :
ظرفیت گذرگاه : حداکثر تعداد وسایل نقلیه ای که در بخشی ازیک خط عبور و یا مسیر در مدت زمانی معین ( اکثراً در یک ساعت ) عبور می نماید.
ظرفیت خام : ظرفیت یک خیابان یا یک منطقه جهت پذیرش وسائط نقلیه متوقف و در حال حرکت بدون در نظر گرفتن معیارهای محیطی از قبیل آلودگی هوا، زیبایی و غیره می باشد.

ظرفیت مطلق : حداکثر جریان ممکن ترافیک در یک مسیر بدون توجه به شرایط جاده ( اقلیمی، شرایط فیزیکی)
ظرفیت عملی : حداکثر ظرفیت ساعتی وسائط نقلیه است که بدون بوجود آوردن شرایط نامطلوب ( از قبیل تأخیر خطرات ناشی از ترافیک و غیره ) از بخشی از گذرگاه عبور می نماید..
ظرفیت مؤثر : ظرفیت مؤثر ( حداکثر تعداد وسائط نقلیه ) یک خط عبوری یا مسیر در یک میزان سرویس مشخص طی مدت زمان معینی می باشد.
ظرفیت کل : حداکثر ظرفیت ساعتی که در یک مسیر یا خط عبوری در شرایط ایده آل می باشد.
1-8-3- ترافیك :
حجم ترافیک : به تعداد وسائط نقلیه ای که در مدت زمانی معین از یک نقطه مشخص و یا بخشی از یک مسیر یا راه عبور می نمایند.
میانگین روزانه ترافیک سالانه: میانگین حجم ترافیک روزانه بر اساس حجم ترافیک سالانه می باشد که برابر است با حجم ترافیک دریک سال تقسیم بر تعداد روزهای سال .

حجم ساعتی طراحی : حجمی است که جهت طراحی مورد استفاده قرار می گیرد، این حجم عموماً برابر است با حجم سی امین ساعت حداکثری که برای سال طرح تخمین زده شده است.
تراکم : تعداد وسائط نقلیه ای که یک واحد طولی از خط یا خطوط عبوری یک مسیر را در لحظه ای معین اشغال می نماید. واحد ویژه میزان تراکم عبارت است از تعداد وسائط نقلیه در هر کیلومتر.
روز اوج ترافیک : روزی از سال است که حجم ترافیک حداکثر می باشد.

ساعت اوج ترافیک : ساعتی از شبانه روز است که در آن حجم ترافیک به حداکثر می رسد.
مدت زمان اوج : مدت زمانی است که در آن حجم ترافیک به حداکثر می رسد ( ممکن است از یک ساعت کمتر یا بیشتر باشد .)
منطقه بندی ترافیکی : نوعی تجدید مکانی ( منطقه بندی ) است که بر اساس آن مطالعات مربوط به ترافیک انجام می شود.
ترکیب ترافیک : تقسیم بندی حجم ترافیک بر اساس میزان وسائط نقلیه از انواع گوناگون ( اتوبوس، کامیون، از قبیل شخصی و غیره ) می باشد.
ترافیک آینده : میزان ترافیک پیش بینی شده در زمان معینی که در آینده میباشد.

1-8-4- طبقه بندی گذرگاهها
آزاد راه : راهی است که معبر رفت و برگشت آن کاملاً از یکدیگر مجزا و فاقد تقاطع هم سطح بوده و ورود و خروج از آن منحصراً در نقاط معین و محدود میسر می باشد.
بزرگراه : راهی است که ساخت آن طبق نقشه مشخصات مورد قبول برای راه اصلی انجام شده یا از تعریض یک راه اصلی بر اساس مطالعات ساخته شده باشد.
راه اصلی معمولی : راهی است که ساختمان آن طبق نقشه مورد قبول برای راه اصلی معمولی انجام شده باشد. عرض آسفالت 30/7 و عرض شانه‌های آن در هر طرف 85/1 تا 2 متر باشد.

راه اصلی عریض : راهی است که مشخصات آن همانند راه اصلی معمولی و فقط عرض شانه های آن در هر طرف ، 85/1 تا 85/2 یا 3 متر می باشد.
راه فرعی درجه یک : راهی است که عرض آن 8 متر و معمولا درعرض 5/6 متر آسفالت می باشد.
راه فرعی درجه دو : راهی است که با عرض 5/6 تا 7 متر بوده که در صورت آسفالته بودن درعرض 5/5 متر آسفالت می باشد.

1-9- جایگاه حمل و نقل زمینی کشور در اقتصاد و وضعیت خاص استان خراسان :
جمهوری اسلامی ایران به دلیل موقعیت استراتژیک خود به عنوان پل ارتباطی آسیا – اروپا و شمال – جنوب، طی سالهای اخیر اقدامات همه جانبه ای به منظور ایجاد شرایط سهل و ایمن حمل و نقل کالا و مسافر بین کشورهای آسیای میانه، قفقاز عضو اکو، اروپا، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و خاور دور به عمل آورده است. در این راستا و از آن جا که بیش از 80 درصد جابه جایی کالا و مسافر، بین شهرها در ایران از طریق جاده انجام می شود حمل و نقل زمینی در اقتصاد کشور از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد. سالانه بالغ بر 150 میلیون تن کالا و 150 میلیون نفر مسافر در فاصله های بیش از یکصد کیلومتر بین شهری توسط:
– 250 هزار راننده
– 163 هزار دستگاه کامیون و تریلی
– 21 هزار دستگاه اتوبوس و 47 هزار دستگاه مینی بوس

– 650 شرکت حمل و نقل بین المللی ، سه هزار شرکت حمل و نقل داخلی کالا و 1820 شرکت حمل و نقل مسافر جابجا می شوند که در بخش حمل و نقل بین المللی در سال 1374 تعداد 188926 کامیون تناژی، معادل 3778520 تن کالا را در مرزهای جاده ای کشور جابجا نموده اند.
استان خراسان به عنوان بزرگترین استان کشور، پس از فروپاشی شوروی سابق و گسترش روابط اقتصادی با جمهوری های تازه استقلال یافته چه در امر واردات و چه در عبور کالاهای ترانزیت ، نقش بسیار مهمی پیدا کرده است میزان کالای ترانزیت از خراسان در سال 1373، 2168 تن بوده است که در سال 1374 به 427602 تن بوده است که پیش بینی می شود با تداوم این روند میزان ترانزیت کالا تا پایان سال جاری 5/1 برابر سال 1374 باشد.

مقایسه 427000 تن کالای ترانزیت عبوری از استان خراسان در سال 1374 با کل رقم ترانزیت در سال مزبور از مرزهای جاده ای جمهوری اسلامی ایران که 1106000 تن می باشد، نشان می دهد که در مدت دو سال استان خراسان با رشد غیر منتظره ای، حدود 40 درصد کالای ترانزیتی کل کشور را به سوی خود جذب نموده است.

1-10- پایانه مسافربری ( محل آشتی انسان و ماشین )
با گسترش شهرنشینی و دستاوردهای دنیای صنعتی جدید بسیاری از مسائل و ارزشهای اجتماعی دستخوش دگرگونی شده اند و عمدتاً اشکال نوینی یافته اند تا جوابگوی ویژگیهای دنیای صنعتی و سریع باشند. ورود ماشین به زندگی جدید انسانها باعث تغییر مقیاس در فضاهای معماری و در عین حال بوجود آمدن پدیده ها و مسائل جدید در شکل فضاهای انسانی شده است.

فضای جدید معماری نظیر فرودگاه، ترمینالها و ایستگاههای مترو به عنوان واسطه هایی بین انسان، انسان استفاده گر و ماشین محسوب می گردند، در واقع کلان فضاهایی هستند که با مقیاس و فضاهای قدیمی انسان کاملاً غریب اند.
با این تفکر هرگز کاروانسراها عملکرد ترمینالها را نداشته و هرگز در هیچ یک از شیوه های معماری کهن پدیده ای نظیر ترمینال وجود نداشته نباید حرکت انسان کند قدیم را با دنیای ماشینی جدید مقایسه کنیم و برای حل مشکلات این انسان در رابطه با کلان فضاهایی از این دست باید انسان و ماشین را بشناسیم و این دو را در محلی با هم آشتی دهیم .

در شناخت انسان همین بس که خداوند او را (( اشرف مخلوقات )) نامیده و (( خلیفه خود در روی زمین )) پس برای تحقق چنین هدفی تمامی امکانات و قابلیتهای لازم را در نهاد او به امانت گذاشته است تا با روح بلند و آن جهانی خویش احساس کند و احساسش را که در فطرتش در امان است با نیروی عقل خود در آمیزد و به این طریق بر دشواریها و مصائب زندگی اش فائق آمده آنها را در بهترین نحو از میان بردارد.

ماشین نیز که مخلوق دست انسان است با همین درک از نیازها قدم به عرصه وجود گذاشت ولی این اسب وحشی لگامی می خواهد و چابکسوار و میدانگاهی که این مرکب راهوار بتواند به خدمت گرفته شود نه اینکه انسان خود بنده ماشین گردد. برای آرام کردن این مرکب وحشی همین بس که جایگاه خود و او را درعالم خلقت بشناسیم و بدانیم که انسان از عالم احساس و عاطفه و خون و گرماست و ماشین از دنیای سخت و سرد و این دو جایگاه با هم یکی نمی شوند.

ولی طبق شرایطی یکی می تواند از دیگری بهره ببرد و چه خوبست که این فایده برنده انسان باشد. پس برای تحقق چنین هدفی و برای انجام چنین مقصودی برای مسافرتهای طولانی خارج شهری محلی لازم است تا انسان بر ماشین غلبه نماید و بتواند از این پدیده مفید نهایت فایده را ببرد و بی شک این محل ، ترمینال پایانه است که میعادگاه حضوری مسافرینی است که برای سفر خویش یک خودروی بزرگ جمعی ( اتوبوس ) را بر می گزینند.

در فرهنگ حمل و نقل واژه ترمینال کاربرد وسیعی دارد که بر حسب مورد ممکن است یک ترمینال اتوبوس شهری یا بین شهری، فرودگاه، راه آهن، بندرگاه و بارانداز شهری را در بر گیرد و گاه ترکیبی از آن ها باشد. ترمینال اتوبوس بین شهری جایی است که وسیله نقلیه درون شهری با اتوبوس های بین شهری و یا بالعکس تعویض خواهد شد.

حمل و نقل با اتوبوس به خاطر پیشرفتهای تکنولوژیکی اتومبیل ها و گسترش شبکه بزرگراهها رشد و گسترش یافته است. منشا پیدایش اتوبوس استفاده از بعضی اتومبیل های منحصر یا خاص بود که توسط افراد خاص استفاده می شد این منشاها ناچیز و سرویس ها به طور کلی غیر قابل اعتماد بودند. هر چند شبکه های بزرگراهی گسترش بیشتری یافت و تجهیزات اتوبوس با سرویس مناسبتری در اختیار قرار گرفت اما هیچگاه این دو عامل نتوانستند به درستی به هم پیوند بخورند تا بتوان مسافت های دورتری را سرویس داد. در آمریکا حمل و نقل با اتوبوس عمدتاً توسط سیستم مدرن بزرگراههای تندرو و گسترش راحتی و توانایی اتوبوسهای تندرو معنی پیدا کرد. در بیشتر دهه های گذشته سرویس دهی های اتوبوس سبب پیدایش بعضی انواع ترمینالها گشت.

1-11- ضرورت مکانیابی برای احداث پایانه ها
از نقطه نظر مهندسی حمل و نقل و ترافیک محل مناسب ترمینال مکانی است که دسترسی به آن توسط کلیه سیستم های حمل و نقل به ویژه حمل و نقل عمومی به سهولت و با هزینه کم انجام پذیرد. مناسبترین محل در صورتیکه شهر سازی و شبکه های ارتباطی شهر اجازه بدهد مرکز شهر می باشد. در کشورهای پیشرفته به دلیل اینکه طراحی و برنامه ریزی توسعه شهرها از ابتدا مد نظر قرار گرفته شده است و در زمان مناسب اقدام به احداث پایانه نموده اند. این پایانه ها اکثراً در نقاط مرکزی شهرها ایجاد شده و رفت و آمد به آنها به راحتی انجام می گیرد.

اغلب پایانه های اتوبوس ایستگاههای راه آهن و مترو در مجاورت و یا نزدیک به هم بنا گردیده و ارتباط سریع و راحت با فرودگاه ها نیز برقرار می باشد. غالباً مشاهده می شود که در نقاط مختلف شهر پایانه هایی احداث گردیده که همگی با هم و با ایستگاههای راه آهن و مترو و فرودگاهها توسط بزرگراه ها ارتباط مستقیم دارند.

یعنی مسافر با هر وسیله ای که به شهر وارد شود و یا بخواهد از آن خارج شود و در هر نقطه شهر که باشد به آسانی به این پایانه و ایستگاههای مختلف دسترسی داشته و می تواند از وسایل نقلیه درون شهری یا بیرون شهری به راحتی استفاده نماید. در ایران چون برنامه های شهرسازی و طرح های جامع شهری مدت زیادی نیست که مورد توجه قرار گرفته و اکثر شهرها قبل از این طرح ریزیها رشد نموده و بافتی متراکم پیدا کرده اند لذا امکان احداث پایانه یا ایستگاه ارتباطی مسافری با حجم مسافران امروز در مراکز و یا حتی در محدوده اصلی شهر ها بسیار کم می باشد.

ایجاد پایانه در چنین مکانهایی که از مرکزیت برخوردارباشد، در حال حاضر با مشکلات فراوانی روبروست. زیرا با فضای نسبتاً زیادی که احتیاج دارد و ارتباطی که باید با شهر برقرار کند احداث آن مستلزم تخریب صدها واحد مسکونی در مناطق مرکزی و پر جمعیت شهرها خواهد بود که به لحاظ اقتصادی و اجتماعی توجیه نمی گردد.

در طرح های جامع که توسط مهندسین مشاور برای شهرهای مختلف تهیه گردیده مناطق در کنار شهرها و در مسیر جاده ها، کمربندی و کنار گذر ارتباطی برای این منظور پیش بینی گردیده که اکثراً با توجه به امکانات موجود محلهای مناسبی می باشند.

1-12- زمینه های فرهنگی اجتماعی و اقتصادی طرح پایانه ها
همراه با رشد روز افزون شهرها، مسائل ساده در جریان زندگی انسانها که به طور معمول اتفاق می افتد تدریجاً به صورت پیچیده ای در می آید که نهایتاً امکان حل و فصل آن مسئله بسیار مشکل می گردد، از آن جمله مسافرت بین شهری با اتوبوس است که گسترش شهر و افزایش طول و فاصله ها، تراکم رفت و آمدها، عدم هماهنگی در موقعیت های مکانی و خدمات مؤسسات مربوطه و وجوداختلاف و تبعیض بین گاراژهای بزرگ و کوچک و پراکندگی آنها و بالاخره اختلاف در نرخ بلیط ها و از آن قبیل : باعث سرگردانی مسافر در تهیه بلیط، جاماندن از اتوبوس، حوادث و تصادف و تراکم های ترافیکی، آلودگی محیط زیست، تأخیر در ساعت حرکت ها و در زمان مسافرت و غیره می گردد.

احداث ترمینال در رابطه با حل مسائل بالا خود از نظر فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و بالاخره عملکردی موجد مسائل جدیدی است که بایستی به آن توجه نمود و روشهای آموزشی گوناگون را جهت مراجعه کنندگان شهری و روستایی که در استفاده از ترمینال رفتارهای مختلف از نظر فرهنگی و اجتماعی از خودنشان می دهند به کار گرفت.
آموزش مسئله مهمی است که ضرورت آن در امور اجتماعی محسوس است. این احساس در حد اعلای خود در ترمینالها با عنایت به رفتارهای گوناگون مراجعین و فرهنگهای مختلف شهری و روستایی و نقاط دور و نزدیک متجلی شده و ضرورت انجام آن بیشتر تایید می گردد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله زن در فرهنگ غرب در word

استاندارد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله زن در فرهنگ غرب در word دارای 48 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله زن در فرهنگ غرب در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله زن در فرهنگ غرب در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله زن در فرهنگ غرب در word :

زن در فرهنگ غرب

سرّ این كه جهان غرب در خصوص این امر نیز فرهنگ منحط غلطى دارد و متأسفانه برخى افراد كه از فرهنگى غنى و قوى اسلام بى‏اطلاعند، گوش به تبلیغات سوء آنان مى‏دهند، این است كه انسان‏شناسى آن‏ها همانند جهان‏بینى آن‏ها است به عبارت دیگر،در انسان‏شناسى آن‏ها فرع بر جهان‏بینى آنان است و جهان‏بینى آن‏ها است در حد «مَا هِیَ إِلاَّ حَیَاتُنَا الدُّنْیَا نَمُوتُ وَنَحْیَا وَمَا یُهْلِكُنَا الاَّ الدَّهْرُ»(1) است، چون جهاد را در نشئه طبیعت خلاصه مى‏كنند، و از ماوراى طبیعت سهمى ندارند. انسان را نیز در قلمرو طبیعت خلاصه مى‏كنند و صرفا تن‏شناسند، نه انسان‏شناس.

كسى كه به انسان‏شناسى از دیدگاه جهان‏شناسى مادى مى‏نگرد، هرگز در جهان سیر عمودى ندارد و نمى‏داند كه مبدأ و متناهى سیر زندگى انسان چیست. او براى انسان مقامى برتر از آن چه كه در نشئه طبیعت است قائل نیست و مسائلى از قبیل فرشته، ملك و وحى براى او مفهوم ندارد.»

آزادى زن و حقوق بشر
شكى نیست كه اسلام در راه آزاد كردن زن از قید اسارت و استقلال دادن به او در اراده و عمل، پیش‏قدم است و غربى‏ها در این امر از اسلام تقلید نموده‏اند.
«قبل از گسترش نظام تابناك اسلام، زن در جهان، به خصوص در سرزمین اروپا، موجودى بى‏ارزش بود و در قاموس آمارگران بشریت، با هیچ طبقه‏اى سرشمارى و آمارگیرى نمى‏شد.

دانشمندان و فلاسفه آن روز مى‏گفتند: آیا در نهاد این اعجوبه هستى روح و روانى وجود دارد یا نه؟ و اگر داشته، روح انسانى است یا حیوانى؟ و به فرض آن كه روح انسانى است، وضع اجتماعى آن در برابر مردان، آیا مانند بردگان است یا كمى بهتر از آن؟! و خلاصه، در مورد زنان مى‏گفتند: زن، گوىِ بازى بازى‏كنان شهوت، و كالاى كامرانى هوسبازان است؛ زن باید تسكین‏بخش درد مرد و سبب خالى كرن كیسه شهوت او باشد و در تمام مراحل زندگى، همچون سایه پیرو مرد قرار گیرد.»

در قرن بیستم میلادى ، براى اولین بار در غرب ، حقوق زن در برابر حقوق مرد عنوان شد.
انگلستان كه قدیمى‏ترین كشور دمكراسى به شمار مى‏رود، فقط در اوائل قرن بیستم میلادى ، براى زن و مرد حقوق مساوى قائل شد.
«در ایالات متحده آمریكا با آن كه در قرن هیجده ضمن اعلام استقلال، به حقوق عمومى بشر اعتراف كرده بودند، در سال 1920 میلادى قانون تساوى زن و مرد را در حقوق سیاسى تصویب كردند. همچنین فرانسه در قرن بیست تسلیم این امر شد.

از این رو، براى اولین بار در اعلامیه جهانى حقوق بشر، كه پس از جنگ جهانى دوم از طرف سازمان ملل متحد منتشر شد، در مقدمه آن قید شد:
«از آن‏جا كه مردم ملل متحد ایمان خود را به حقوق بشر و مقام و ارزش فرد انسانى و تساوى حقوق مرد و زن مجددا در منشور اعلام كرده‏اند.»
پیشگامان این نهضت، آزادى و تساوى حقوق او را با مرد مكمل و متمم نهضت حقوق بشر كه از قرن هفدهم عنوان شده بود، دانستند و مدعى شدند كه بدون تأمین و آزادى زن و تساوى حقوق او را با مرد سخن از آزادى زن و عدم تساوى حقوق او با مرد است و با تأمین این جهت، مشكلات خانوادگى یك‏جا حل مى‏شود.

حقوق بشر از دیدگاه غرب درباره خانواده، به طور كلى درباره حقوق زن بر مبناى آزادى‏هایى استوار شده است كه به هیچ وجه نمى‏توان گفت آن آزادى‏ها بر مبناى امور طبیعى و منطقى بنا شده است؛ زیرا اولاً، اگر آن آزادى‏ها منطقى و طبیعى بود، نمى‏بایست نظام خانوادگى جوامع غرب و حتى جوامعى از مشرق زمین و مسلمانان كه كوركورانه و از روى تقلید یا به وسیله جاه‏طلبى‏هاى حكومت‏هاى خودباخته‏شان به آن شكل درآمده‏اند به چنین وضع اسفبارى مبتلا گردند و انواع ناراحتى‏هاى جسمانى روانى و سقط جنین‏ها و بى‏هویتى‏ها ایجاد گردد.

ثانیا، حقوق بشر از دیدگاه غرب كه نویسندگان مى‏بایست قدرى از علوم انسانى مطلع باشند، متأسفانه تفاوتى بین مساوات و عدالت را در نظام حقوقى خود رعایت نكرده‏اند. آنان به جاى این كه عدالت را مطرح كنند و عدالت را مبناى حقوق قرار دهند مساوات را جایگزین كرده‏اند.
آن مساواتى كه آنان منظور كرده‏اند بانظر به وضع بیولوژى و فیزیولوژى و روانى بین دو صنف زن و مرد وجود ندارد. اگر فرهنگ غرب كه ریشه اساسى حقوق بشر غرب را تشكیل مى‏دهد، این حقیقت را باور داشت كه قانون باید بر مبناى واقعیت باشد و نه شهوترانى‏ها و سودجویى‏ها و لجاجت‏ها و خودخواهى‏ها، عدالت را در این مورد مى‏پذیرفت نه مساوات بى اساس را و گرنه هیچ منطق قابل دفاعى نمى‏تواند او را از این خلاف محسوس برهاند»

این نهضت در عین این كه یك سلسله بدبختى‏ها را از زن گرفته، بدبختى‏ها و بیچارگى‏هاى دیگرى براى او و براى جامعه بشریت به ارمغان آورد.
«زن غربى تا اوایل قرن بیستم از ساده‏ترین و پیش پا افتاده‏ترین حقوق محروم بوده است و تنها در اویل قرن بیست بود كه مردم مغرب زمین به فكر جبران مافات افتادند و چون این نهضت دنباله نهضت‏هاى دیگر در زمینه «تساوى» و «آزادى» بود، همه معجزه‏ها را از معنى این دو كلمه خواستند، غافل از این كه تساوى و آزادى مربوط است به رابطه بشرها با یكدیگر از آن جهت كه بشرند و به قول طلاب، تساوى و آزادى حق انسان بما هو انسان است.

زن از آن جهت كه انسان است ، مانند هر انسان دیگر آزاد آفریده شده است و از حقوق مساوى بهره‏مند است، ولى زن انسانى است كه با چگونگى‏هاى خاص و مرد انسانى است با چگونگى‏هاى دیگر؛ زن و مرد در انسانیت «برابرند، ولى دو گونه انسانند و بادو گونه خصلت‏ها و دو گونه روان شناسى، و این اختلاف ناشى از عوامل جغرافیایى و یا تاریخى نیست، بلكه طرح آن در متن آفرینش ریخته شده. طبیعت از این دو گونگى‏ها هدف داشته است و هر گونه عملى بر ضد طبیعت و فطرت عوارضى نامطلوبى به بار مى‏آورد»

 

این بود تاریخچه مختصرى از نهضت حقوق بشر در اروپا. چنان كه مى‏دانیم همه موارد اعلامیه‏هاى حقوق بشر كه براى اروپائیان تازگى دارد، چهارده قرن پیش در اسلام پیش بینى شده و بعضى از دانشمندان عرب و ایران آن‏ها را با مقایسه به این اعلامیه‏ها در كتاب‏هاى خود آورده‏اند؛ البته اختلافاتى در بعضى قسمت‏ها میان آن چه در این اعلامیه آمده با آن چه اسلام آورده وجود دارد و این خود بحث دلكش و شیرینى است؛ از آن جمله است مسئله حقوق زن و مرد كه اسلام تساوى را مى‏پذیرد اما تشابه و وحدتِ یكنواخت را در زمینه حقوق زن و مرد نمى‏پذیرد؛

تفسیر غلط از آزادى
از جمله بلاهایى كه دامنگیر جوامع غربى شد و این بلا تا به امروز هم دامنگیر آنها و كشورهاى پیرو و وابسته به آن‏هااست ، تفسیر غلطى بود كه خواسته یا ناخواسته از مفهوم آزادى كردند.

روزگارى بر زن گذشته كه چون كالا توسط پدر و شوهر و یا مردان دیگر در بازارها به فروش مى‏رسید. زمانى دیگر به علّتِ مرگ شوهر به همراه او زنده به گور مى‏شد و در عصر دیگر براى او هیچ شخصیت و حقوقى قائل نبوده‏اند و زمانى حق ارث نداشته و زمانى نیز از دادن رأى و شركت در انتخابات محروم بوده است. در واقع ، حق انتخاب سرنوشت و نوع زندگى خود را نداشته است. این تحقیرها از یك سو و سخت‏گیرى‏هاى بى مورد كلیسا درباره ازدوج از سوى دیگر، موجب شد كه زمانى كه قدرت كلیساها كاهش یافت همه فشارها و تفریط‏ها به انفجار و افراط جنون‏آمیز مبدل شد.
یكى از نویسندگان مى‏گوید:

«غرب با مبارزه همه جانبه از نظر فلسفى، فكرى ، اجتماعى و تولیدى، و از نظر تمدن و فرهنگ با مذهب قرون وسطایى كلیسا یعنى مذهب كاتولیك‏هاى حاكم در غرب، خود به خود با همه قیدها و حدود و ارزش‏هاى اخلاقى، فكرى و اعتقادى كه كلیسا به نام دین از آنها دفاع و حمایت مى‏كرد درافتاد و آن‏ها را نابود مى‏كرد و ناگهان مسأله آزادى جنسى مطرح شد.»

چنین بود كه دیگر راه براى زنان باز شده بود و آنها مى‏توانستد گذشته حقارت‏آمیز خود را جبران كنند. لذا براى كسب حیثیت و مرتبت اجتماعى، وارد یك مسابقه بزرگ با مردان شدند و براى پیروزى و سبقت بر مردان از جاذبه‏هاى جنسى خود به عنوان یك سلاح استفاده كردند.
«اخلاق جنسى را تابو مى‏خواند و در روان‏شناسى خود، مبناى تحركات انسان را در همه دوران‏هاى زندگى، «غریزه جنسى» معرفى مى‏كند و ایجاد مانع در برابر آن را به هر شكلى ممكن، مردود شمرده و عامل بیمارى‏هاى روانى مى‏داند»

اشتباه فروید و امثال او در این است كه پنداشته‏اند تنها راه آرام كردن غرایز، ارضاء و اشباع بى‏حد و حصرآن‏ها است. «اینها فقط متوجه محدودیت‏ها و ممنوعیت‏ها و عواقب سوء آن‏ها شده‏اند و مدعى هستند كه قید و ممنوعیت، غریزه را عصى و منحرف و سركش و ناآرام مى‏سازد. طرحشان این است كه براى ایجاد آرامش این غریزه باید به آن آزادى مطلق داد،

آن‏هم بدین معنى كه زن اجازه هر جلوه‏گرى و به مرد اجازه هر تماسى داده شود.این‏ها چون یك طرف قضیه را خوانده‏اند، توجه نكرده‏اند كه همان طور كه محدودیت و ممنوعیت، غریزه را سركوب و تولید عقده مى‏كند؛ رها كردن و تسلیم شدن و در معرض تحریكات و تهیجات در آوردن؛ آن را دیوانه مى‏سازد و چون این امكان وجود ندارد كه هر خواسته‏اى براى هر فردى برآورده شود، بلكه امكان ندارد همه خواسته‏هاى بى‏پایان یك فرد برآورده شود، غریزه بدتر سركوب مى‏شود و عقده روحى به وجود مى‏آید.

هدف آزادى در غرب
هدف اول: استفاده از زن به عنوان كارگر ارزان قیمت
در قرن نوزدهم، «چون صاحبان كارخانه‏هاى بزرگ دیدند كه حقوق كارگران افزوده شده و اگر بخواهند تنها از مرد به عنوان كارگر استفاده كنند مسئله عرضه و تقاضا سبب مى‏شود كه تقاضاى كارگر، كم و عرضه از طرف كارخانه، بیش‏تر شود و اگر كارى كنند كه زن‏ها هم وارد جامعه شوند و از زن همه به عنوان كارگر بتوان استفاده كرد، قهرا تعداد كارگران افزوده مى‏گردد و قهرا بازار كار شكسته مى‏شود و با حقوق ناچیزترى از كارگر زن و مرد استفاده مى‏كنند. یك انگیزه اقتصادى سبب شد كه تلاش كنند زن هم وارد جامعه و قشر كارگر شوند»

تحقیقات نشان مى‏دهد كه زنان به علت پركارى زیاد، بیش‏تر و زودتر از مردان فرسوده مى‏شوند؛ «طبق بررسى و تحقیقات موسسه دولتى I.B.M سوئد، زنان با;. و اشتغال در بازار كار، سلامتى خود را به خطر انداخته‏اند و در میان آن‏ها عوارض قلبى و عصبى افزایش یافته است.
طبق تحقیقاتِ نماینده تساوى حقوق سوئد (J.A.M.O)،در سال 1988 سالیانه صدها هزار زن در محل كارشان مورد تعدى و مزاحمت‏هاى جنسى واقع مى‏شوند و به این جهت مسئول سازمان تساوى حقوق، از مقامات مسئول تقاضا نمود كه قوانین جدید و جدى‏تر براى ممنوع كردن مزاحمتى جنسى در محل كار وضع شود.

عقیده جمعى از اروپائیان در این مورد این است كه «آن چه زنان در ترقیات پیشروى كرده‏اند، به همان مقدار حقوق مردان اجتماع را تعطیل نموده‏اند و هر مقدار زنان كه در برنامه‏هاى رجال محیط دخالت كنند به همان اندازه از وظایف خویش بازمانده‏اند و در نتیجه، حیات و بقاء جامعه را كاهش مى‏دهند»
هدف دوم: ایجاد بازار مصرف
هدف دوم آن‏ها از آزادى زن این بود كه از وجود او در فروشگاه‏ها استفاده شود تا اجناس لوكس و فرآورده‏اى كارخانه‏ها به فروش برسد. هدف این بود كه از زنان به عنوان «فروشنده زن» استفاده كنند و تجمل‏گرایى در جامعه‏ها افزون گردد و قهرا آن چه را كه كارخانه‏هاى متجملى اروپا تولید مى‏كرد به وسیله فروشنده‏هاى زن در خود اروپا و كشورهاى اسلامى در اختیار مردم قرار دهند.

هدف سوم: مبارزه با اسلام
هدف دیگر غربى‏ها از آوردن زن‏ها در جامعه، مبارزه با اسلام بود؛ زیرا «ورود زن‏ها در جامعه با كشف حجاب و برهنگى و فساد جامعه همراه بود و با تشكیل عشر تكدها، و جشن‏ها،آموزشكده‏ها و مراكز شب‏نشینى مختلف آن هم به دست دشمنان شماره یك اسلام انجام گرفت. در كشورهاى اسلامى، رهبر آزادى (بى‏بند و بارى) زن دو نفر بودند: یكى در تركیه به نام آتاتورك و دیگرى در ایران به نام رضاشاه.

در این دو كشور و سایر كشورهاى اسلامى، فساد و فیلم‏هاى سكسى و انحراف منتشر شد و دیگر مسئله دین در تركیه منزوى شد و گفتند: ما جمعیت لائیك هستیم. خلاصه، مسئله آزادى زن همراه شد تا این كه مردها لباس اروپائى بپوشند، آموزشگاه‏ها مختلط باشد و هزار برنامه اسلام زدایى دیگر.»
بخشى از توصیه‏هاى مدیر ارشد انستیتوى بین المللى مطالعات استراتژیك لندن به غربى‏ها و مجله امریكایى نیویورك جهت ترویج فرهنگ منحط غربى این بود:
«براى مهار كشورهاى مستقل باید فرهنگ و اقتصاد آنها را آلوده كرد. تجارت با دشمن در كالاهاى غیر استراتژیك و نشان دادن این كه چقدر فقیر هستند از راه‏هاى آلوده‏سازى است.

باید كشورهاى اسلامى را با ترویج سكس و آیت اللّه‏ها را با فرهنگ والت دیسنى در سرزمین‏هایشان به محاصره درآورد.
استفاده از زنان هرزه، از طریق توریسم و تكنولوژى‏هاى جدید اطلاعات، از روش‏هاى آلوده‏سازى است. حالا زمان مایكروسافات (كمپانى نرم‏افزارى بیل گیتس، غول ارتباط جهانى معاصر) و میكى ماوس (شخصیت كارتونى و یكى از سمبل‏هاى ترویج فرهنگى آمریكا) است. بعد مجله نیویورك با چاپ عكسى از یك زن عریان مى‏نویسد: سلاح مرگبار، خشن‏تر از آنچه تصور مى‏شود»

آثار مخرب آزادى جنسى در غرب
اینك پس از اشاره اجمالى به بعضى از ریشه‏هاى رفع محدودیت میان روابط زن و مرد، به آثار مخرب این عدم محدودیت مى‏پردازیم
تنزل مقام زن، آزادى جنسى
اولین قربانى این تحولات در غرب خود زن‏ها بودند. وقتى كه زن هویت انسانى خود را از دست داد و ارزش‏هاى معنوى براى او پوچ شد و تمام استعداد خود را روى ارزش‏هاى مادى و حیوانى گذاشت، با تكیه بر جنسیت و زنانگى خویش، از كسب كمالات دیگر خود را محروم ساخت؛ در نتیجه، وسیله‏اى براى خوشگذرانى و سوء استفاده جنسى مردان شد.

خانم الزیمارى ، از شاعران و نویسندگان كشور سوئدست ، در مقاله مهمى در روزنامه اكسپرس مى‏نویسد:
«هم اكنون در سراسر سوئد، دوشیزگانى زیبا هستند كه در آرزوى شوهرند، و بسیارى از آنها اجبارا با مردها دوست مى‏شوند. آرى، در انتظار شوهرند ولى شوهر پیدا نمى‏شود، چون جوانان به هر شكلى كه مایل باشند به جنس زن دسترسى دارند، و خود را نیازمند به ازدواج نمى‏بینند، و بسیارى از مردان زن‏دار هم از زن خود جدا شده تا آزادانه بتوانند خود پاسخ دهند».

بیزرائیلى، از نخست وزیرهاى انگلیس، در مقاله‏اى نوشت: «من در خطر ارتكاب بسى حركات جنون‏آمیز هستم، ولى مى‏كوشم كه از یكى از آنها حتما اجتناب كنم و قدم در آن نگذارم، و آن ازدواج عشقى است كه در كوچه و بازار، دخترى را ببینم و خوشم بیاید و بگویم این زن ایده‏آل من است. نابخردان گوهرپاك و با قیمت آفرینش را از حصار عفت و عصمت، و پوشش و حجاب به عنوان آزادى بیرون كشیدند و دست او را در هر برنامه‏اى كه شهوت اقتضا كند باز گذاشتند

.
سپس به عنوان فرار از ازدواج عشقى او را دور انداختند زیرا مشاهده كردند، این گوهر، قیمت و ارزش خود را از دست داده و هر لحظه با كسى، و هر زمان در آغوش نامحرمى، و هر آن در برنامه‏اى خلاف عفت و ادب و مخالف وقار و انسانیت دست و پا مى‏زند»
سستى بنیان خانواده
نظام خانواده در اروپا و آمریكا نظامى غلط و بى‏پایه و بدون محتواست.

«آنان از ازدواج هدفى مقدس و پاك ندارند. واسطه ازدواج زن و مرد در آن‏جا فقط و فقط شهوت و ارضاء غریزه است. آن‏جا زن و مرد شایسته و صالح بسیار كم است. به همین خاطر، فساد و افساد از سر و روى اروپا و آمریكا مانند باران بهاران مى‏ریزد. مردان در مغرب زمین به طور اكثر، زنان به طور اغلب پس از گذراندن دوران فساد، به رفاقت‏هاى نامشروع با یكدیگر ازدواج مى‏كنند. خانم الزیمارى در جاى دیگر از مقاله خود مى‏نویسد: «مردها وفا و صمیمیت را نمى‏دانند؛ با حقه‏بازى زنان و دختران را به زانو در مى‏آورند

. باید گفت: «از زمانى كه جنس زن را به لجن بى‏عفتى و فضاى بى‏بند و بارى، و بدحجابى و بى‏حجابى سوق دادید، و او را به عنوان آزادى، به اسارت شهوات و تمایلات بى‏قید و شرط درآوردید، و مردان توانستند او را با بدنى نیمه عریان و در طنازى و عشوه‏گرى در هر كجا كه خواستند سهل و آسان ببینند، وفا و صمیمیت نسبت به همسر خود و خانه و خانواده را از دست دادند. و تبدیل به افرادى حقه‏باز و مكار و حیله‏گر و كلاه‏بردار شدند. عوارض آزادى زن در روابط با هر كه دلش بخواهد یكى دوتا نیست و محصولات تلخ این مسئله عددى كامپیوترى است.

مردان با این مناظر دست از زنان خود كشیدند و به قول معروف از زیر بار مخارج خانه كه مسئولیتى بر دوش آنان بود فرار كرده و براى ارضاء خود روى به بازار آزاد آورند، و جوانان بى‏زن، چون فرونشاندن شعله شهوت را ارزان دیدند، از تشكیل زندگى و ازدواج سرباز زده دنبال چشم‏چرانى و صید ناموس مملكت رفتند، بدین‏گونه نظام خانواده در غرب و در مقلدان شرقى آنان از هم پاشید و اوضاع شبیه اوضاع جنگل شد».

ویل دورانت، فیلسوف و نویسنده معروف تاریخ تمدن، مى‏گوید:«اگر فرض كنیم در سال 2000 مسیحى هستیم و بخواهیم بدانیم كه بزرگ‏ترین حادثه ربع اول قرن بیست چه بوده است متوجه خواهیم شده كه این حادثه جنگ و یا انقلاب روسیه نبوده است بلكه همانا دگرگونى وضع زنان بوده است. تاریخ چنین تغییر تكان دهنده‏اى در مدتى به این كوتاهى كمتر دیده است. خانه مقدس كه پایه نظام اجتماعى ما بود، شیوه زناشوئى كه مانع شهوت‏رانى و ناپایدارى وضع انسان بود، قانون اخلاقى پیچیده‏اى كه ما را از توحش به تمدن و آداب معاشرت رسانده بود، همه آشكارا در این انقلاب پرآشوبى كه همه رسوم و اشكال زندگى و تفكر ما را فرا گرفته است گرفتار گشته‏اند.

اكنون نیز كه ما در ربع سوم قرن بیستم به سر مى‏بریم، ناله متفكران غربى؛ از به هم خوردن نظم خانوادگى و سست شدن پایه ازدواج از شانه خالى كردن جوانان از قبول مسئولیت ازدواج ، از منفور شدن مادرى، از كاهش علاقه پدر و مادر و بالاخص علاقه مادر نسبت به فرزندان، از ابتذال زن دنیاى امروز و جانشین شدن زیادى سرسام‏آور فرزندن نامشروع، از نادر الوجود شدن وحدت و صمیمیت میان زوجین؛ بیش از پیش به گوش مى‏رسد»

گسترش فساد در جامعه
حقیقت این است كه اگر ارزش‏هاى واقعى استعدادهاى والاى زن تحت الشعاع جنبه جنسى او قرار گرفت و زن شخصیت واقعى خود را از دست داد و هر گونه توجهى به او جنبه شهوانى و حیوانى پیدا كرد و وقتى كه بنیاد خانواده به عنوان بهترین مكان پرورش افراد به سستى گرایید، باید منتظر فسادهاى عظیم اجتماعى باشیم. مسلم است كه هنگامى كه خانواده‏ها استحكام خود را از دست دادند چه سرنوشتى در انتظار كودكان است. دیگر تربیت فرزندان از كار و وظایف مهم مادر به شمار نمى‏رود.

«در روزنامه A.B مورخ 15/11/89 با عنوان روزانه 500 هزار بچه تنها رها مى‏شوند از جمله آورده است: «روزانه حدود نیم‏میلیون دانش‏آموز بین سنین 12-7 پس از پایان مدرسه تنها هستند و به بچه‏هاى كلید در دست معروف شده‏اند. این بچه‏ها اغلب تنها در منزل و یا در میدان‏ها، خیابان‏ها، پارك‏ها و فروشگاه‏هاى بزرگ در تردد هستند و به تدریج دچار كج‏روى‏ها و مفاسد و جرائم گوناگون مى‏گردند.»

در سال‏هاى اخیر، «به علت افزایش جرائم و تبهكارى و وحشى‏گرى‏ها در بین نوجوانان در تعدادى از شهرهاى ایالات مختلف آمریكا رفت و آمد جوانان در خیابان‏ها بعد از تاریكى و یا بعد از ساعت 10 شب ممنوع اعلام گردیده و این ممنوعیت به تدریج در تعداد بیشترى از شهرها و ایالات به مورد اجرا درمى‏آید.
و هم چنین تجاوزات به كودكان در منزل، بخصوص توسط ناپدرى‏ها اغلب بر اثر استعمال مشروبات الكلى و دیدن فیلم‏هاى سكسى و ویدئویى و از بین رفتن اعتقادات مذهبى و پایبند نبودن به اصول خانوادگى تشخیص داده شده است.»

در خبرى دیگر، درباره میزان تجاوزات جنسى در فرانسه مى‏خوانیم : «از هر چهار دختر فرانسوى یك نفر و از هر 8 نفر پسر فرانسوى یك نفر قبل از رسیدن به 18 سالگى مورد تجاوز قرار مى‏گیرد و 22 درصد از این‏گونه تجاوزها قبل از 6 سالگى به وقوع مى‏پیوندد و 85 درصد از كودكانى كه مورد تجاوز قرار مى‏گیرند، شخص متجاوز را مى‏شناسند و وحشتناك‏تر از همه این كه 40 درصد از این تجاوزها شخص متجاوز كسى جز پدر كودك نمى‏باشد.»

سقط جنین و عواقب شوم آن
از مشكلات فزاینده در بسیارى از نقاط دنیا، حاملگى‏هاى قبل از ازدواج و بیمارى‏هاى مقاربتى از جمله ایدز است.
«تحقیقات كالج صنعتى مسایل مربوط به امور زایمان انگلیس نشان مى‏دهد كه در طى بیست سال گذشته، میزان سقط جنین از سوى دختران نوجوان 13 تا 19 ساله در انگلیس چهار برابر افزایش یافته است. روزنامه تایمز مى‏نویسد: هم چنین بر اساس تحقیقات در سال گذشته در انگلستان و ویلژ 173900 مورد سقط جنین به طور قانونى صورت گرفته است كه تقریبا 31 این رقم متعلق به دختران نوجوان زیر بیست سال بوده است.»

تحقیقات سالهاى اخیر، «نشان مى‏دهد كه در بین زنانى كه سقط جنین مى‏كنند، عده‏اى به ناراحتى‏هاى روحى «افسردگى» و ناراحتى‏هاى رحم از جمله سرطان رحم دچار شده‏اند، بخصوص كسانى كه بیش از یكبار سقط جنین كرده‏اند.»

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله تبادل و تهاجم در word

استاندارد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله تبادل و تهاجم در word دارای 35 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله تبادل و تهاجم در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله تبادل و تهاجم در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله تبادل و تهاجم در word :

تبادل و تهاجم

فرهنگ‌ صفت ‌ممیزه انسان‌ازغیرانسان‌است‌و همین باعث تمایز وی از دیگر موجودات می‌شود . انسان‌شناسان و مردم‌شناسان براساس فیسل‌های بدست آمده به دو نوع موجودیت انسانی پی‌برده‌اند یكی شبه انسان كه اندام را داشته ولی چون وسائل فرهنگی با آن فسیل‌ها یافت نشده آنرا « شبه انسان » نامیده‌اند و فیلسوف‌ها زمان‌های بعد كه پیدا كرده‌اند چون با آثار فرهنگی همراه بوده‌اند آن را «انسان » نامیده‌اند و می‌توان چنین نتیجه گرفت كه فرهنگ سبب انسان شدن انسان می‌شود.

ولی باید گفت كه فرهنگ ساخته خود انسان است كه با شایستگی فكری وعقلی خود فرهنگ را می‌سازد. ساختن انسان توسط خود به وسیله ایجاد فرهنگ را می‌توان بعنوان یك فرآیند در نظر گرفت كه در طی زمان این حركت را ادامه داده است و برحسب شرایط موجودی زمانی و مكانی خود، این فرهنگ‌ها را شكل داده است تا بتواند خودرا بر جهان مادی و معنوی تطبیق دهد.
پس فرهنگ دست ساخته انسان، وسیله‌ای برای تطبیق انسان با زندگی خود در این جهان است. و این جنبه‌ای از تعریف انسان است كه كمتر مورد توجه تعریف‌كنندگان فرهنگ از هر نحله تخصص قرار گرفته است و چون شرایط وجودی انسان در مكان‌های مختلف و زمان‌های متنوع فرق داشته است، بعبارتی دیگر می‌توان گفت انسانها برحسب شرایط دارای است انسانیت‌های مختلف می‌باشند.

این تنوع‌های مختلف فرهنگی در طی زمان مورد توجه انسانها بوده است. از دیر زمان كه انسان‌ها گاهی بخاطر كنجكاوی و یا برای بدست آوردن زندگی بهتر كوچ و به انسان‌های دیگر در میان كوه‌ها و دشت‌ها برخورد می‌كرده‌اند (حال چه با جنگ و چه با صلح ) برای آنها، این انسان‌ها متفاوت از خودشان قلمداد می‌شده‌اند و آن بخاطر متفاوت بودن فرهنگ آنها بوده است.
فرهنگ‌ها چه با جنگ و یا صلح با هم تبادل داشته‌اند. و این تبادل و یا تهاجم وسیله تغییر و تحول و انتقال فرهنگ در طول تاریخ بشری بوده است و. كم كم این فرهنگ‌های بشری در اثر برخوردها، دارای شباهت‌ها و تفاوت‌ها شده‌اند كه این تبادل موضوع دیگری برای مطالعه فرهنگ در ماقبل تاریخ و زمان تاریخی می‌باشد كه از چگونگی انتقال و تأثیرگذاری این فرهنگ‌ها بریكدیگر و شباهت و تفاوت‌ها بحث می‌كند .

در طول زمان از تنوعات فرهنگی كاسته و اشتراكات فرهنگی افزایش یافته است . هر چه انسان‌ها ارتباط بیشتری با جاهای دیگر پیدا كرده‌اند از حالت تشخص فرهنگی خاص خود درآمده و به تشابهات فرهنگی دست پیدا كرده‌اند. البته به معنای این نیست كه این انسان‌ها دیگر دارای تفاوت فرهنگی نخواهند بود و یا در آینده تفاوت فرهنگی وجود نخواهد داشت.

چرا كه همانطور كه گفتیم انسان‌ها فرهنگ را برای تطبیق زندگی خود با شرایط جهانی وطبیعی بوجود می‌آورند كه بدلیل اختلاف این جهان‌ها و این طبیعت‌ها، فرهنگ‌ها نیز هرگز یكی نخواهند شد. درباب پست مدرنیسم دونظریه وجوددارد كه یكی بیان می‌كند كه تشابهات فرهنگ‌ها در جهان تا آن حد زیاد می‌شود كه دنیا شبیه یك شهر كوچك و بلكه شبیه یك دهكده باتشابهات فرهنگی زیاد خواهد شد. ونظر دومی این است كه هرگز اختلافات فرهنگی از صحنه دنیا از بین نخواهد رفت .

ایجاد كنندگان نظریه دهكده جهانی كه در رأس آن آمریكا است با قوم مداری خود درصددند تا كلیه ارزشهای جهانی را براساس قومیت و ارزش امریكایی تعریف و جا بیاندازند. اما جدای از این مقولات، بایستی گفت كه انسانها با فرهنگ‌های مختلفی كه دارند وبرحسب شرایط و وسائل ارتباط جمعی، این فرهنگ‌ها در هم تأثیر خواهند گذاشت .

به طور خلاصه اینكه مقوله فرهنگ با این تحولات و هویت وجودی و ارتباط با شرایط موجود جهان طبعیت. مورد توجه متفكران واقع شده است و متفكران سعی كرده‌اند تا با مفهوم‌سازی و تعریف كردن و تعیین هویت و تحركات آن و كیفیت این تحركات، به یك معنا برسند كه همین اندیشه متفكران نیز سبب رواج فرهنگ‌های خاص شده است .

برای شروع درباره هر چیز بعنوان اولین نامیدن آن شیء به نامی است كه این نام شباهتی ازنظر لفظ یا معنی با آن شیء داشته باشد. انسان بدون این شباهت هرگز لفظی را بر معنایی قرار نداده و اسمی را برای شیء انتخاب نكرده است .

تعریف نیز یك نامیدن است كه شاید بتوان گفت یك نامیدن مركب، متفكران برای تفكر در باب فرهنگ بایستی از تعریف آن آغاز می‌كردند واین متفكران و فیلسوفان بدون ارتباط با این نمی‌دانستند به تعریف این مقوله بپرازند. و از طرفی این مقوله انسانی همانند دیگر مقوله‌های انسانی دیگر در عین سادگی و ملموس بودن دارای پیچیدگی خاص خود می‌باشد. همچنین تحت تأثیر مكاتب مختلف فلسفی و علمی واقع شد.

دانشمندان علوم انسانی همواره برای دریافت درست مقوله‌های انسانی پناه به مفاهیم و مدل‌ها و مكاتب بالاتری بوده‌اند تا بتوانند این مقوله‌ها را بهتر بشناسند و به همین سبب علوم اجتماعی دارای چندین پارادایم در درون خود می‌باشد و چندین مكتب مشغول به تجزیه و تحلیل موضوعات و روابط بین آنها هستند و این همان نكته‌ای است كه برخی را درباره علمی بودن علوم انسانی به شك و تردید انداخته است .

از طرفی دیگر این مكاتب، در ابتداء به یك نوع تعریف خاص از موضوعات و مفاهیم می‌پردازند و سپس تا آخر تجزیه و تحلیل‌های خود همان راه خاص را می‌پیمایند و از اینجا می‌توان پی به اهمیت تعریف در علوم انسانی برد.

 

فرهنگ نیز همینطور است. زیرا اهمیت بسار زیادی در علوم انسانی بعنوان یك مفهوم كلی و عام داشته كه می‌توانسته زندگی و رفتار شخصی و اجتماعی انسان و ساخت جوامع انسانی را بنمایاند. بنابراین هر كدام از متفكران با توجه به نحله خاص و برای تبیین واقعیات اجتماعی و انسانی اطراف خود به تعریف خاصی پرداخته‌اند كه تعریفی كه توسط دیگری انجام گرفته كاملاٌ متفاوت و حتی متضاد می‌باشد.

این تعریف‌ها به متفكران نحله‌های فكری این قدرت را می‌بخشد كه در مورد هویت فرهنگی و تحولات آن و برنامه‌ریزی فرهنگی به نظریه‌پردازی بنشینند. امروزه در پهنه دنیای انسانی ما شاهد برنامه‌ریزیهای مختلقی از نظر فرهنگی كه متأثر از نحوه نگرش آنها به فرهنگ است، با توجه به واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی می‌باشیم .

از این رو ما بایستی دقیقاً با توجه به نوع تعاریف مربوط به فرهنگ و همراه با واقعیت‌های مربوطه به كشور محل تولد آن تعریف و آن تعریف و نحله‌های مربوط به آن، و نیز نتایج این تعاریف بر نوع سیاستگذاری در این باب توجه كنیم، تا بتوانیم با توجه به واقعیات موجود در كشور خود به تعریف و سپس سیاستگذاری مناسب برسیم. و این اولین قدم برای هر امر می‌باشد. كه متأسفانه همیشه بطور سطحی نگری به مراحل بالاتر از این تعاریف درفرهنگ و خصوصاٌ توسعه فرهنگی پرداخته می‌شود. و سپس ناخواسته تن به سیاستگذاریهایی می‌دهیم كه درنهایت به فرهنگ خود و توسعه مطلوب فرهنگی نمی‌رسیم. از اینجاست كه ضرورت بررسی تعاریف فرهنگ روشن می‌شود .

 

آنچه كه امروزه ما در بحثهای فرهنگی شاهد و ناظر آن هستیم علاوه بر پذیرفتن مفاهیم وارداتی از فرهنگ و نحوه تعریف آن، باید گفت برنامه‌ریزی و سیاستگذاری فرهنگی نیز كه براساس صورت گرفته نیز وارداتی است، كه اگر ما این را حمل بر توطئه بیگانگان نكینیم بایستی گفت این امر ازسادگی و تفكر سطحی كه همیشه ازآفات عمده جهان سوم می‌باشد ناشی می‌شود. فرهنگ یكی از دهها موضوعی است كه مورد احتیاج جهان سوم می‌باشد كه به این صورت با آن برخورد می‌شود .

و اولین نتیجه و مهمترین آن همین است كه ما نمی‌توانیم به موضوعات فرهنگی آنچنان كه هست بپردازیم و درنهایت به علوم محلی شده انسانی مربوط به كشور خود برسیم. تاریخ جهان سوم چه از نظر فرهنگی و چه از نظر علمی، خصوصاٌ علوم انسانی ، پر از این فجایع فكری است كه در نهایت نتوانسته‌اند به هویت وجودی خود واقف شوند و سپس قدمهای مناسب برای نجات خود بردارند و حتی قدمهایی نیز كه بر می‌دارند باعث می‌شود تا بیشتر در این باتلاق فرو روند. پس بایستی قبل از فكر و تفكر و سیاستگذاری ، به مفاهیم بیندیشیم تا راه اشتباه نرویم .

تعریف فرهنگ

قبل از تقسیم‌بندی تعاریف دونكته درباره فرهنگ قابل تأمل می‌باشد. یكی اینكه بعضی فرهنگ را تعریف به یك وجود آرمانی در سطح جامعه كرده‌اند. در ادبیات فارسی نیز چنین دیدگاهی وجوددارد. در آنجا فرهنگ به ادب و عقل و یا دانش و بزرگی معنا شده است. همچنین در كتابهای لغت آمده است: فرهنگ ادب باشد: صحاح الفوس

فرهنگ عقل باشد: معیار جمال

هر كه نیكتر داند در علم و چیزها كه مردم بدان فخر كنند گویند مردی فرهنگی است: تحفه‌الاحباب

در متون پهلوی نیز فرهنگ آرمانی را در نظر داشته‌اند.

;; به هنگام، به فرهنگستان دادندم و به فرهنگ كرنم سخت شتافتند : خسرو قبادان و ریدكی

; و چهارم شناختن خوی نیك و خوی بد مردم است و شناختن راه اكتساب خصال خوب و پرهیز از خصلتهای بد . و این را علم فرهنگ خوانند : چاودان نامه افضل كاشانی

بیاموخت فرهنگ و شد برمنش برآمد زبیغاره و سرزنش

كه فرهنگ آرایش جان بود زگوهر سخن گفتن آسان بود

كزیشان همی دانش آموختیم به فرهنگ دلها برافروختیم

فردوسی

دشمن عقل كه دیده است كز آمیزش او همه عقل و همه علم و همه فرهنگ شویم

مولوی

خداوند تدبیر و فرهنگ و هوش نگوید سخن تا نبیند خموش

سعدی

این نگرش هنوز در جامعه ما وجود دارد كه انسان با فرهنگ كسی است كه آداب دان و مؤدب باشد. و انسان بی‌فرهنگ نیز عكس این معنا را دارد. این معنای موجود و نهادینه شده در جامعه عوارض نامناسبی در پی‌دارد. در ابتدا بایستی گفت این نوع تعریف‌ از فرهنگ سبب می‌شود همواره در یك حالت آرمانی زندگی كنیم و واقعیات نادیده گرفته شوند حال آنكه فرهنگ یك واقعیت اجتماعی است كه دارای تغییر و تحول از دید كسانی كه فرهنگ ، با دید آرمانی نگاه می‌كنند به نوعی تغییر ارزشهاست، حال آنكه همانگونه كه گفته شد این تغییر و تحول طبیعی می‌باشد. و بدین ترتیب انسانهای محافظه‌كار و سنت‌گرا كه مانع هر گونه تحول و رشد هستند تبدیل خواهند شد كه در قشرها و شهرهای سنتی و غیره شاهد آن هستیم .

ضرر دیگر آرمانی دیدن فرهنگ این است كه نتوانیم فرهنگ واقعی جامعه و اجزاء آن و چگونگی ارتباط این اجزاء را بشناسیم و از این تعریف در سطح جامعه، در دل و روح مردم جا افتاده است آنگاه متوجه خواهیم شد كه ازیك برنامه‌ریزی فرهنگی بطور دقیق و سپس سیاستگذاری‌های درست محروم خواهیم شد. و در نهایت نیز اگر موفق به برنامه‌ریزی دقیق و سپس سیاستگذاری‌های درست شویم قابلیت اجرای این برنامه‌ریزی‌های درست را نیز نخواهیم داشت چون در جامعه با ممانعت روبرو خواهد شد .

از طرف دیگر سبب خواهد شد كه مردم عادی الگوهای فرهنگی بیرونی و بیگانه را بعنوان یك فرهنگ به معنای آرمانی پذیرند و این جریان شدت پذیرد، بدون آنكه به محتوای فرهنگی واقعی جامعه نظر كنند .از این رو جریان فرهنگ‌پذیری ازشدید خواهد شد و تاریخ گذشته ما نیز شاهد براین نكته می‌باشد .

با این نفاسیر كاملاٌ بدیهی است كه ضرورت تفسیر این مفهوم درسطح جامعه لازم بنظر می‌رسد تا مردم به یك دید درست از فرهنگ برسند و سیاستگذاریها و برنامه‌ریزی‌ها دقیق‌تر و كامل‌تر انجام و اجرا بشود .

اما نكته دیگر درباره فرهنگ :

فرق بین فرهنگ و تمدن می‌باشد كه در كشورهای استعمارگر مثل انگلیس بجای یكدیگر بكار می‌رفته و این دو ازیكدیگر نداشتند و همین باعث می‌گردید تا این نگرش خاصی داشته باشد. و بنابراین همین برداشت بود كه جوامع دیگر را عقب مانده و بی تمدن و بی‌فرهنگ می‌دانستند و در برابر فرهنگ قطعاٌ نوع خاصی از سیاستگذاریها را نسبت به ملل دیگر روا می‌داشت و در تاریخ، شاهد آن هستیم كه این كشورها ذلت‌های دیگر را وحشی و بربر می‌خواندند ومدت زمانی طولائی صرف شد تا این دو مفهوم از هم جدا شدند و بدین ترتیب ازبار ارزش مفهوم فرهنگ كاسته شد.

البته این نكته قابل ذكر است كه در تمدن بیشتر به پیرفت‌های بشری مثل تكنولوژی و نحوه استفاده از آن اطلاق می‌شود و این مفهوم با فرهنگ زیاد ارتباط دارد و در واقع از یكدیگر جسمانی پذیر نخواهند بود. پس نبایستی در مقابل افراط مذكور، تفریط شود وتمدن را از فرهنگ جدا كنیم تا دوباره برای مقابله با بیگانگان دچار سنت‌گرایی افراطی شویم و از پذیرفتن آثار تمدن و تأثیر آن بر فرهنگ و رشد آن غافل شویم. با این پیش زمینه به طبقه بندی تعاریف فرهنگی می‌رسیم .

فرهنگی بیرونی و بیگانه را به عنوان یك فرهنگ به معنای آرمانی پذیرند و این جریان شدت پذیرد، بدون آنكه به محتوای فرهنگی واقعی جامعه نظر كنند . از این رو جریان فرهنگ پذیری از شدید خواهد شد و تاریخ گذشته ما نیز شاهد براین نكته می‌باشد .

با این تفاسیر كاملاٌ بدیهی است كه ضرورت تفسیر این مفهوم در سطح جامعه لازم بنظر می‌رسد تا مردم به یك دید از ست فرهنگ برسند و سیاستگذاریهاو برنامه‌ریزی‌ها دقیق‌تر و كامل‌تر انجام و اجرا بشود .

اما نكته دیگر درباره فرهنگ :

فرق بین فرهنگ و تمدن می‌باشد كه در كشورهای استعمارگر مثل انگلیسی بجای یكدیگر بكار می‌رفته و این دو دایی از یكدیگر نداشتند و همین باعث می‌گردید تا این نگرش خاصی داشته باشد . و بنابراین همین برداشت بود كه جوامع دیگر را عقب مانده و بی تمدن و بی فرهنگ می‌دانستند ودر برابر این دو مفهوم مقاومت می‌ورزیدند . این نوع تعریف از فرهنگ قطعاٌ نوع خاصی از سیاستگذاری‌ها را نسبت به ملل دیگر روا می داشت . در تاریخ ، شاهد آن هستیم كه این كشورها ملت‌های دیگر راد وحشی و بربر می خواند ند و مدت زمانی طولانی صرف شد تا این دو مفهوم از هم چدا شدند و بدین ترتیب از باز ارزشی مفهوم فرهنگ كاسته شد .

البته این نكته قابل ذكر است كه تمدن بیشتر به پیشرفت های بشری مثل تكنولوژی و نحوه استفاده از آن اطلاق می شود و این مفهوم با فرهنگ زیاد ارتباط دارد و در واقع از یدیگر جدا می پذیرد نخواهند بود . پس نبایستی در مقابل افراط مذكور، تفریط شود و تمدن را از فرهنگ جدا كنیم تا دوباره برای مقابله با بیگانگان دچار سنتگرایی افراطی شویم و از پذیرفتن آثار تمدنی و تأثیر آن بر فرهنگ و رشد آن غافل شویم. با این پیش زمینه به طبقه‌بندی تعاریف فرهنگ می‌رسیم .

طبقه بندی تعاریف فرهنگ

بطور كلی می‌توان دیدگاهای مختلف درباره فرهنگ را به 5 دیدگاه تقسیم كرد .

1_ دیدگاه ماركسیستی یا دیدگاه تضادگرایان :

این دیدگاه ، فرهنگ را روبنای می‌داند كه بر اساس اقتصاد بنا شده و روابط اقتصادی، تعیین كننده نوع فرهنگ می‌باشد. پس برای برنامه‌ریزی فرهنگی بایستی رویكردی به برنامه‌ریزی اقتصادی داشت و كاری به روبنا یعنی خود فرهنگ نداشته باشیم. این دیدگاه از رنگ و بوی انسانی تهی می‌باشد و سبب می‌شود كه برای فرهنگ برنامه‌ریزی مكانكی انجام گیرد. تجسم وجودی این چنین برنامه‌ریزی در شوروی سابق تحقق یافت و سبب شد كه انحطاط فرهنگی و عدم تراكم فكری و فرهنگی درسطح خود فرهنگ بوجود آید .

ازطرف دیگر ماركسیست‌ها و تضادگرایان به فرهنگ موجود در سطح یك جامعه رجوع و سعی می‌كنند همان فرهنگ عامه را مورد ستایش قرار دهند و این عام‌گرایی فرهنگی سبب ركود فرهنگی در سطح جامعه خواهد شد .

این امر در آثار ادبی ماركسیتهایی كه در جهان سوم وجود داشتند كاملاٌ واضح بود . این نوع تعریف نهایتاٌ به سقوط و ركود فرهنگی منجر خواهد شد. از این رو نمی‌توان فرهنگ را براساس اقتصاد تعریف و یا برنامه‌ریزی فرهنگی را بر اساس اقتصاد بنا كرد و روح اقتصاد نبایستی بر فرهنگ مسلط شود. چرا كه خود فرهنگ یك واقعیت مستقل می‌باشد كه بایست همانطور در نظر گرفته شود و آنگاه تأثیر و تأثر آن را با دیگر عوامل دید.

2_ دیدگاه تكامل‌گرایان :

این دیدگاه كه از قرن نوزدهم بوجود آمد، هنوز قوت خویش را در تحلیل مسائل علوم اجتماعی چه جامعه‌شناسی و چه مردم شناسی داراست. این دیدگاه همه چیز را در حال حركت و تحول می‌بیند و گاهی این تحول را در جهت كامل شدن می‌داند كه این كامل شدن بر حسب ارزش‌ها معنا می‌شود و از این جاست كه برچسب ارزش‌گرایی به این تئوری خورده می‌شود. این دیدگاه از تاریخ نیز درتحلیل مسائل اجتماعی بهره‌مند می‌شود و سعی می‌كند واقعیت‌های اجتماعی را در طی یك فرآیند تاریخی مطالعه كند و آنگاه به یك حكم كلی و قوانین اجتماعی برسد .

این دیدگاه نیز درباره فرهنگ به تعاریفی پرداخته است كه اساس را بر میراث تاریخی فرهنگ گذاشته و به تحلیل می‌پردازد .

ساپیر یكی از اندیشمندان این دیدگاه است كه در تعریفی آورده :

فرهنگ یعنی مجموعه مرتبطی از كردارها و باورها كه از راه جامعه به ارث رسیده و بافت زندگی مارا تعیین می‌كند .

مایرس نیز اندیشمند دیگری است كه می‌گوید :

فرهنگ آن چیزی است كه از گذشته آدمیان بازمانده است و در اكنون ایشان عمل می‌كند و آینده‌شان را شكل می‌دهد.

رادیلكف براون بیان می‌كند :

بعنوان یك جامعه‌شناس واقعیتی كه من بدان نام فرهنگ می‌دهم فرآیند یك سنت فرهنگی است، یعنی فرآیندی كه از راه در یك گروه اجتماعی و یا طبقه اجتماعی معین، زبان‌ها، تصورات، پسندها ، چیره دستیها و انواع عرفها دست به دست از شخصی به شخصی و از نسلی به نسلی فرا داده شود.

در این تعریف‌ها تكیه برفرآیند، بخوبی مشخص است و فرهنگ‌ها را در فرآیندها تحلیل و بحث می‌كنند. این دیدگاه فرهنگی در كشورهایی كه دارای پیشینه تاریخی هستند قابل برد می‌باشد ولی كشورهایی كه دارای این پیشینه نیستند مانند آمریكا ) كاربردی ندارد. فرق بین اروپا كه دارای پیشینه تاریخی است باكشورهایی كه‌دارای این پیشینه نیستند در همین تحلیل‌های تاریخی فرهنگی می‌باشد. گاهی اوقات این تعریف ذلت فرا زمانی پیدا می‌كند: و یك حكم كلی برای تمام زمانها خود می‌گیرد. در نتیجه راه كلی‌گویی و پیشگویی در پیش می‌گیرد و از همین جاست كه ضربه‌پذیر می‌شود .

این دیدگاه در مورد توسعه فرهنگی جهان سوم استفاده شده است بدین معنا كه بر اساس این دیدگاه بیان می‌شود كه كشورهای جهان سوم بایستی برای رسیدن به توسعه، راه غرب كه سرمایه‌داری است بپیمایند و یك سری شاخص‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی را پیشنهاد می‌كند .

اینها در یك حالت فرآیند گونه شاخص‌های فرهنگی جهان سوم را بیان می‌كنند و سپس به مقایسه ظاهری یا باطنی با شاخص‌های فرهنگی در غرب دست می‌زنند و پس ازآن به نظریه‌پردازی می‌پردازند و اعلام می‌كنند كه بایستی طی یك فرآیند این شاخص‌های فرهنگی رابه شاخص‌های فرهنگی غرب تبدیل كنند.

را جرز از صاحبنظران این گونه تفكر در باب توسعه فرهنگی است وی فرهنگ جهان سوم را به فرهنگ دهقانی تعریف می‌كند و 10 مشخصه برای آن نقل می‌كند ومی‌گوید كه این مشخصه‌های فرهنگی موانع توسعه هستند و برای اینكه كشورهای جهان سوم به توسعه برسند بایستی این موانع برداشته شوند. موانع مذكور از دیدگاه وی عبارتنداز:

1_ عدم اعتماد به نفس در روابط شخصی 2_ فقدان نوآوری 3_ گرایش به تقدیر 4_ پایین بودن سطح آرزوها و تمایلات 5_ عدم توانایی چشم پوشی از منابع آنی بخاطر منافع آتی 6_ كم اهمیت تلقی كردن عامل زمان 7_ خانواده‌گرایی 8_وابستگی به قدرت دولتی 9_ محلی‌گرایی 10_ فقدان همدلی.

این صفات تا چه حد درست است و تا چه حد در مورد فرهنگ جهان سوم صادق است خود جای بحث دارد. ولی آنچه راجرز و دیگر نظریه‌پرددازان توسعه فرهنگی را به گفتن این سخنان راهنمایی كرده است همان داشتن اندیشه تكاملی و تحولی در فرهنگ می‌باشد كه اعتقاد دارد بایستی نهایتاً تمامی فرهنگ‌ها به فرهنگ غربی با شاخصهای مربوط به آن برسد این نظریات هر چند مورد نقد شده ولی متأسفانه این نظریات در مبحث بدون آنكه نگاهی تیز و دقیق برخاسته از متن فرهنگی كشور مربوطه شود كه این امر ناشی از سطحی‌نگری به فرهنگی جهان سوم و همچنین فرهنگ غرب می‌باشد و هنوز این روند توسط روشنفكران و سیاستمداران و حتی مردم عادی این كشورها ادامه داده می‌شود .

3_ دیدگاه ساختی

این دیدگاه برخاسته از مطالعه جوامع ابتدایی بسته‌ای است كه كلیه نهادهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و ;. همه در یك حالت تعامل با یكدیگر می‌باشند و لی بعداً در جوامع سرمایه‌داری مدرن كه دارای حالتی منظم و سیستماتیك می‌باشد دارای قدرت تحلیل و تبیین می‌شود درباره فرهنگ نیز این دیدگاه مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این تعریف‌ها تكیه بر الگوسازی و یا سازمان فرهنگ است. اكنون نگاهی به نظریه تعدادی از متفكرین این دیدگاه می‌اندازیم .

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله سلطه رسانه ها در word

استاندارد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله سلطه رسانه ها در word دارای 45 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله سلطه رسانه ها در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله سلطه رسانه ها در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله سلطه رسانه ها در word :

چكیده :
شماره تلفن اورژانس و پلیس در آمریكا911 است. و در فنلاند 112، طبق آماری كه گرفته شده بیشتر مردم فنلاند وقتی خطری برایشان پیش می آید با شماره 911 تماس می گیرند. چرا؟
این تأثیر غیر قابل انكار سینما و شبكه های ماهواره ای آمریكایی است. دوایت آیزنهاور كه بعد ها به مقام ریاست جمهوری آمریكا رسید در سال 1940 گفته است «این افكار عمومی است كه در جنگ پیروز می شود.»
رسانه ها درشكل دادن به تصورات مردم و هدایت افكارعمومی نقش تعیین كننده ای دارند. از اینرو قدرتهای سلطه جو برای تحقق اهداف امپریالیستی خود، به كاركرد مؤثر رسانه ها در جنگ و طرحریزی جنگ رسانه ای یا جنگ نرم توجهی جدی دارند.

رسانه ها می توانند حقایق را وارونه نمایش دهند، كتمان كنند، تحریف یا سانسور نمایند و یا با انعكاس برخی اخبار واقعی و غیر واقعی به تهییج و تحریك افكار عمومی بپردازند.
امروزه روشهای بسیار پیچیده ای در جنگ روانی، بوسیله رسانه ها بكارگرفته می شود و رسانه ها بعنوان جنگجویان جنگ سرد فرهنگی محسوب می شوند. سیطره و حاكمیت بلامنازع امپریالیسم رسانه ای امكان فوق العاده ای را برای تحقق آمال و امیال كانونهای قدرت فراهم ساخته است. شناخت امكانات، شیوه ها، روشها و فضای رسانه ای حاكم بر جهان، برای سیاستگذاران فرهنگی و دفاعی كشور، امری ضروری بنظر می رسد. نوشته حاضر نگاهی است كوتاه به بخشی از مسائل پیرامون جنگ رسانه ای، با تأكید بر لزوم تأملات گسترده تر در این خصوص.

مقدمه
در سپیده دم 3 فوریه 1943، یك میلیون آلمانی از رادیوی رژیم نازی آلمان این خبر را شنیدند، «زیر پرچم صلیب شكسته، برافراشته بر فراز ویرانه های شهر استالینگراد، آخرین نبرد صورت گرفت. امرای ارتش، افسران، درجه داران و سربازان شانه به شانه ایستادند و تا آخرین نفس جنگیدند. آنان بی هدف قربانی نشدند، آنان جان باختند تا آلمان زنده بماند». این گزارش یك دروغ آشكار بود؛ واقعیت این بود كه ارتش ششم آلمان نازی، تاب مقاومت در برابر قدرت برتر لشكریان شوروی را نیاورد و تسلیم شد. این رویداد هیتلر راخشمگین ساخت و به فرمان او، این حقیقت كتمان شد. (ضِیایی پرور، ص161)
بنابه تعبیر هیرام جانسون( Hiram Johnson)، سناتور آمریكایی«هنگامی كه جنگ آغاز می شود، حقیقت اولین قربانی است» (ضِیایی پرور، ص13 ) جنگ و اراده برای دست یازیدن به قدرت بیشتر، همواره با چالشهایی همچون مواجه با افكار عمومی، روحیات سربازان خودی و دشمن، فریب و گمراه ساختن افكار و اذهان مردم و دشمنان و بهره جویی از فنون جنگ روانی مواجه بوده است.
«احتمالاً هر جنگ حداقل در دو زمینه رخ می دهد: میدان نبرد و اذهان عمومی مردم»(ضیایی پرور، ص14)در هر دو جبهه فرماندهانی كه قادر به بهره گیری از ابزار كنترل و مدیریت انگاره های ذهنی باشند، می توانند دشمن را بفریبند و نیروهای خودی را در جبهه دفاع از اهداف خود سازماندهی نمایند.

استفاده از عوامل مؤثر بر افكار عمومی اگر چه از دیر باز ملازمت قطعی با جنگها و لشكركشی ها داشته و مدافعان نیز از آن بهره جسته اند، اماامروزه گستره وسیع منازعات روانی، این عرصه را تبدیل به یك میدان و جبهه ای از جنگ ساخته و فراتر از بهره گیری از ابزار رسانه ای، جنگ و منازعه ای تمام عیار را در عرصه رسانه ها به راه انداخته است.
جنگ نرم نوع جدیدی از جنگهاست كه در حوزه رسانه ها اتفاق می افتد.

تعریف جنگ رسانه ای (Media War) « استفاده از رسانه ها برای تضعیف كشور هدف و بهره گیری از توان و ظرفیت رسانه ها(اعم از مطبوعات، خبرگزاریها، رادیو، تلویزیون، اینترنت و اصول تبلیغات) به منظور دفاع از منافع ملی است.»جنگ رسانه ای یكی از برجسته ترین جنبه های«جنگ نرم» Soft Ware و«جنگ های جدید بین المللی» است.»(ضیایی پرور، ص11)
جنگ و رسانه ها یا جنگ در رسانه ها، هر كدام كه موضوع بررسی مقاله حاضر تلقی شود، ارتباطی مستقیم با موضوع افكار عمومی و انگاره های ذهنی گروه هدف دارد. جنگ رسانه ای یا جنگ رسانه ها، موضوعات وعناوین مختلفی راشامل می شود كه در این مجال به طرح چند موضوع مهم بسنده می كنیم.

جنگ، رسانه ها و افكار عمومی
هنگامی كه ژاك نكر(Jacques Necker)وزیر امور مالی لویی شانزدهم برای اولین با اصطلاح افكار عمومی را بكار برد تصور نمی رفت كه افكار عمومی تا بدین حد در شكل گیری، تداوم و توفیقات جنگ مؤثر و مورد توجه باشد. وقتی سیمور هرش(Seymour Hersh) در سال 1968، گزارشی از یك قتل عام غیر نظامیان ویتنامی را انتشار داد، افكار عمومی بسرعت در برابر جنگ جبهه گرفتند. (w. w. wdwelle. de/Persian)
در سال 1972 تصاویر تكان دهنده، و معروف یك دختر برهنه و گریان ویتنامی كه از بمب های ناپالم جان سالم به در برده بود، انتشار یافت و یك سال بعد سرانجام تمام نیروهای آمریكایی از ویتنام عقب نشینی كردند.
شركت هیل و نولتون( Hill & Nolton) كه در حوزه تبلیغات رسانه ای فعالیت می كند، با سفارش حاكمان بركنار شده كویتی، در جریان تهاجم عراق به كویت (جنگ خلیج فارس1991) دختر14ساله سفیركویت درآمریكا را به گونه ای تعلیم داد تا با گریه و زاری در برابر نمایندگان كنگره آمریكا، مشاهدات عینی خود را از جنایات سربازان عراقی به هنگام كشتار نوزادان تازه متولد شده در بیمارستان های كویت، به خاطر تاراج دستگاههای آنكوباتور را بازگو نماید. این اظهارات زمینه را برای آمادگی افكار عمومی برای دخالت آمریكا در كویت فراهم ساخت، حال آنكه این دختر در زمان تجاوز عراق اصلاً در كویت نبوده است.

با گذشت 2 سال از حوادث یازده سپتامبر، دو سوم مردم آمریكا هنوز بر این باورند كه صدام حسین در این حوادث نقش داشته است. این در حالی است كه هیچ مدرك و شاهدی بر این ادعا، از سوی رهبران واشنگتن ارائه نشده است. باید بپرسیم كه رسانه ها تا چه حد در القاء این باور غلط در ذهن مردم آمریكا مقصر بوده اند؟

شواهد بسیاری وجود دارد كه مؤید تأثیرات غیر قابل انكار رسانه ها در مدیریت و شكل دهی افكار عمومی است. دقیقاً به همین دلیل است كه مارشال مك لوهان می گوید: «جنگ هایی كه در آینده رخ خواهند داد به وسیله تسلیحات جنگی و در میدان های نبرد نخواهند بود، بلكه این جنگ ها به دلیل تصوراتی رخ خواهد داد كه رسانه های جمعی به مردم القاء می كنند.
رسانه ها در تولید، كنترل و مهار بحرانها نقش كلیدی ایفا میكنند. اغلب جنگهایی كه آمریكا در چند دهه اخیر وارد شده در پی بحرانهای دیپلماتیكی بوده كه منشأ رسانه ای داشته وغالبا حقیقت آن نیز باثبات نرسیده ویا خلاف آن بعدها مورد اعتراف واقع شده است.

رسانه ها به شیوه های گوناگون می كوشند فضای ذهنی گروههای هدف را در جهت اهداف وخواسته های حاكمان شكل دهند. هدف ومخاطب اینگونه برنامه ریزیها الزاما مردم كشورهای بیگانه یا نیروهای دشمن نیست ومردم كشور خودی نیز بعنوان هدف این فعالیتها قرار داده می شوند.

رضایت، همراهی، ودفاع از سیاستهای حاكمان و سیاستگذاران جنگ نرم، نتایج مطلوب چنین طرحریزی هایی است. امروزه رسانه ها علاوه بر نقشی كه در مقاطع مختلف با تأثیرگذاری سریع دراستحصال شرائط مطلوب واقناع جمعی ایفأ می كنند با برنامه های بلند مدت و استراتژی های كلان كاركردی نوین با عنوان « تولید رضایت» برای خود ایجاد كرده اند.
در این روش بجای آنكه توان رسانه ها برای اقناع افكار عمومی صرف شود. در طولانی مدت، داده های ذهنی مخاطبین را بگونه ای مدیریت می نمایند كه رفتار سیاستمداران در بحرانها دقیقامطلوب نظر آنان باشد. این روش گر چه زمان بیشتری را می طلبد ولی نتایج بهتر و پایدارتری را در بر دارد.

یکی ازشیوه های معمول برای حصول چنین نتایجی استفاده از روشها وابزار تبلیغی است. مفهوم تبلیغات از ریشه لاتین propagane گرفته شده واز نظر لغوی به معنای«پخش کردن»، «منتشر ساختن» وچیزی را شناساندن است. در تبلیغات سعی بر این است که یک عقیده ویک کردار به طور منظم وجهت دار قبولانده شود. در این روش از ضرورت جلب بیشترین حد افکار عمومی به نفع خود وکاربرد وسایل فنی در اقناع جمعی از طریق محاسبات عقلانی وبا استفاده از دستاوردهایعلمی، دانش اجتماعی وروانی به منزله دو پدیده مهم که به تبلیغات اهمیت ویژه بخشیده اند، یاد می شود. 

موارد مهم مشهود در امر تبلیغی عبارتند از:

1- ابزار: سخن، چاپ، تصویر، نمایش ونمادها
2- ابزارفنی: مطبوعات، رادیو، تلویزیون، آگهی، اینترنت، و سایروسایل ارتباط جمعی
3- ابزار انسانی: بیانات رهبران، سخنوران، سیاستمداران، هواداران، تظاهرات وراهپیمائیها
4- محتوا ومضامین: ایدئولوژی، شعارها، ارائه اطلاعات با مقاصد خاص، اخبار نادرست، دروغ و دستیازی به اسطوره ها ونمادها

5- اهداف مورد نظر: اطاعت کور کورانه، انقیاد در برابر هر گونه خود کامگی، ضد تبلیغ، الحاق بی قید وشرط، میهن دوستی ووفاداری به حکومت و; (ضِیایی پرور، ص39)
تغییر هنجارها یکی دیگر از شیوه هایی است که ابزار رسانه ای را بمنظور تأمین اهداف مورد نظر به کار می گیرد.

در برخی مواقع کشور های سلطه جو برای حاکمیت در جوامع هدف، بجای تحمیل ارزشهای مطلوب خود می کوشند از طریق رسانه ها و اقدامات فرهنگی، نظام هنجاری گروه هدف را بسمت مطلوب خود تغییر دهند. ایجاد تغییر در این حوزه زمینه را برای تغییر ارزشها و هنجارها در جوامع هدف مطابق با نظام مطلوب جریان سلطه فراهم می سازد.
تغییر در علائق جوانان، مدلهای پوشش و آرایش، ادبیات و منابع مطالعاتی، نحوه صرف اوقات فراقت، رواج مکتبهای خاص هنری، تغییر در موسیقی رایج، گسست و بیگانگی با سنتهای فرهنگی و فرهنگ سنتی در بین نسل جوان و از هم پاشیدگی نظام اجتماعی از آثار تغییر در نظام ارزشی جوامع محسوب می شود.

هویت ملی، دینی و اجتماعی ملتها از جمله کانون هایی است که مورد هدف فعالیتهای رسانه ای قرار می گیرد. استقرار نظم نوین جهانی در گرو همسان سازی و پذیرش هویت جهانی است. تمامی مؤلفه های هویت ملی در چنین رویکردی مورد حمله واقع می شوند. تاریخ، زبان، فرهنگ، سنن و علائق قومی و مذهبی ملتها کم رنگ می شود و بجای آن فرهنگی جهانی حاکمیت می یابد.
منش ملی و آرمان اجتماعی ملتها ی هدف از بین میرود و رفتار و کنش جهانی و یکسان جایگزین آن می گردد. آثار چنین تحولاتی را به عینه درکشور خودمان و کشورهای همجوار و منطقه شاهد هستیم. موسیقی عربی، هندی، ترکی و سایر ملل و اقوام در حال تحول و یکرنگی است.

نوع پوشش رایج در بین جوانان از الگوهای خاص غربی طبعیت می کند. جوانان کتابهای رمان نویسندگان مشهور غربی را می خوانند، سینما و شبکه های ماهواره ای در تغییرو تحول الگوهای شخصیتی جوانان به ایفای نقش می پردازند. بیش از یک میلیارد هندی در معرض تحولاتی فرهنگی است که شبکه های ماهواره ای استار تی وی مستقر در هنگ کنگ مروج آن هستند. (مولانا، ص237)
برنامه های موزیکال شبکه (M. T. V) آمریکا بین 271 میلیون خانواده دنیا و در 71 کشور پخش می شود. (مولانا، ص214)
بیش از 32 رادیو به زبان فارسی برای ایرانیان برنامه تولید و پخش می کنند. شمار شبکه های تلویزیونی ماهواره ای مستقر در آمریکا به بیش از 15 کانال می رسد که برای جمعیت فارسی زبانان مقیم آمریکا، ایران، تاجیکستان، افغانستان و اروپا برنامه پخش می کنند. شبکه هایی چون:

– تلویزیون رنگارنگ(Rang-A-Rang TV NY)
– تلویزیون ملی(Meli TV)
– تلویزیون پارس(Pars TV)
– تلویزیون بین المللی آپادانا(Appadana International)
– تلویزیون ملی ایرانیان((NITV)National Iranian NI TV)
– کانال یک(Channel one)
– شبکه خبری فارسی((PNN)-Persian News Network)
– تلویزیون آزادی(Azadi TV)
– تلویزیون تپش(Tapesh TV)
– شبکه تلویزیونی ایران(Iran TV Network)
– جام جم بین المللی(Jaam-e jam International)
– تلویزیون امید ایران(Iran-e-omid)
– شبکه جهانی فارسی(World net Persian TV)
– تلویزیون صدای آمریکا(Voice of America TV)
– تلویزیون(IPN) (ضِیایی پرور، ص272)

با حمایت کنگره آمریکا و با اختصاص بودجه های کلان در حال ترویج فرهنگ غربی و آمریکایی در بین مردم کشورمان هستند.

انحصار رسانه ها:
قرن بیستم با عناوینی چون عصر اطلاعات(Information Age)، عصر ارتباطات (Communcation Age)، عصر حاكمیت جریان آزاد اطلاعات(Free Flow of Information) و همانند آن یا دوران تله دموكراسی و یا دیالوگ جهانی ملل شناخته می شود. هزاران عنوان مجله وروزنامه منتشرمی شود، خبرگزاریهای بزرگ و كوچك بی شماری كار انتشار خبر را بر عهده دارند. سایتها و وبلاگهای خبری نیز به طرز گسترده اخبار و اطلاعات را منتشر می كنند. بنظر می رسد هیچ خبری دور از اذهان عمومی و پوشیده نماند. تنوع و كثرت اطلاعات، امكان كتمان اخبار و یا تحریف واقعیات را دشوار می نمایاند.
اما با نگاهی به استیلای جریان سلطه(Main Stream)بر جهان رسانه ای و انحصار حاكم در این حوزه به نتایجی غیر از آنچه ذكر شد خواهیم رسید.
بررسی جریان حاكم بر فضای رسانه ای جهان نمایانگر حاكمیت استبداد اطلاعاتی (Pespotism Information) توسط صهیونیسم یهودی بر آن است.

انحصار رسانه ای، صبغه یهودی مالكان و حاكمان رسانه ها و ارتباط جریان نو محافظه كاران(Neo Conservatism) با مدیریت رسانه ای جهان، موضوعاتی هستند كه به آنها اشاره می كنیم.
1700روزنامه و11000مجله فقط در آمریكا منتشر می شود 9000 ایستگاه رادیویی و 1000 ایستگاه تلویزیونی به كار تولید برنامه مشغولند و بیش از 2500 بنگاه عظیم، انتشار كتاب را بر عهده دارند. این تعداد رسانه دیداری شنیداری و مكتوب اگر در سال 1984 توسط 50 مالك بزرگ اداره می شد امروز تنها 10 غول رسانه ای بر این فضا حكومت می كنند. (w. w. w. bashgah. net)
در آمریكا عملاً 5 شركت عظیم رسانه ای كار تهیه و پخش اخبار ملی و بین المللی را انجام می دهند كه عبارتند از« ABS، CBS، NBC، CNN، Fox News».

«لیونارد كل دنسون» «لیون هس»و«اوره ارلیك» مدیران شبكه CBS.
«ویلیام پلی»، «جیمز رسن فیلد» و«دیوید فرچز» مدیران شبكه CBS.

«آلفرد سیلورمن»، «ایرون لجی لستین»، «ریچارد سالانت» و«ریون فرانك» از NBC همگی یهودی هستند. ( ضِیایی پرور. ص73)
گروه رسانه ای(Donrey media) به تنهایی 54 روزنامه را در مالكیت خود دارد. (ضِیایی پرور. ص40)
برادران(نیو هاوس) یهودی چندین روزنامه اخبار صبح همچنین هانس ویل آلاباما، تایمز و روزنامه پست هرالد، بیرمنگام آلابامور و از روزنامه های عصر روزنامه ریجستر، یونیون ماساچست اسپرینگ فیلد، پست استاندارد، نیویورك سراكوس و هرالد جونان همچنین 12 ایستگاه تلویزیونی و 187 ایستگاه تلویزیون كابلی را در اختیار دارند. مجموعاً 54 عنوان روزنامه و نشریه در اختیار برادران(نیو هاوس) قرار دارد كه برخی با تیراژ 22 میلیون نسخه در هفته منتشر می شوند.

خانواده«سولز براگر»یهودی امپراطوری تایمز را اداره می كنند. روزنامه ای كه در سال 1896 توسط(آدلف اوش) یهودی تأسیس شد و در سال 1993 توسط این خانواده خریداری شد. (w. w. w. bashgah. net)
این خانواده مالكیت 18 روزنامه دیگر، 12 مجله با تیراژ قریب 5 میلیون نسخه 7 ایستگاه رادیو تلویزیونی 1سیستم تلویزیون كابلی و 3 شركت انتشاراتی كتاب را در اختیار دارند. آنها یك سوم مالكیت هرالدتریبون را نیز در اختیار دارند. (ضِیایی پرور. ص75)

خانواده هرست: این خانواده دارای بنگاه انتشاراتی هرست در بورلی هیلز کالیفرنیا و صاحب روزنامه هایی مانند نیویورک جرنال آمریکن، آمریکن ویکلی، لس انجلس ایونینگ هرالد اکسپرس و، لس انجلس هرالد اگزامینر هستند. ( ضِیایی پرور. ص145)

روبرت مورداك یهودی مالك نیوز گروپ و فكس نیوز، فاكس و كمپانی قرن بیستم است. هفته نامه ویكلی استاندارد نیز متعلق به گروه اوست. كه توسط ویلیام کریستول پسر ایروینگ كریستول اداره می شود.
مورداك‌ بیش‌ از هر ناشر دیگری‌ در جهان‌ روزنامه‌ منتشر می‌كند. دو سوم‌ مجموع‌ تیراژ روزنامه‌های‌ استرالیا، تقریباً‌ نیمی‌ از تیراژ روزنامه‌های‌ نیوزلند و یك‌ سوم‌ تیراژ روزنامه‌های‌ انگلیس‌ توسط‌ مورداك‌ منتشر می‌شوند. شركت‌ «نیوز كورپوریشن‌ لیمیتد» كه‌ به‌اوتعلق‌ دارد از لحاظ‌ قلمرو جغرافیایی‌ یكی‌ از بزرگ‌ترین‌ غول‌های‌ جهان‌ محسوب‌ می‌شود.
نشریاتی مانندروزنامه شیکاگو سان تایمز، روزنامه بوستون هرالد، روزنامه سان آنتونیونیوزلند، اکسپرس، مجله نیویورک، هفته نامه هوستون کامیونیتی، صدای دهکده، استار، کیو ومجله کیو در آمریکا منتشر می شوند.

در انگلستان روز نامه نیوز او ورلد، سان، نیوز اینتر نشنال، تایمز، هفته نامه ساندی تایمز، تایمز لیتراری ساپلمنت، تایمز ادیو کیشنال ساپلیمنت، تایمز هایرادیو کیشن ساپلیمنت و مجله سیتی هگزین ودر زلاند نو 6 روزنامه ودر استرالیا روزنامه های مورنینگ استار، ساندی تلگراف، میرور، ساندی، ساندیسان، استرالیان، ساندی فیل، ساندی تایمز، مجله تی وی 1، نیوآی ریا، مجله نیوز لیمتد گروپ و چندین مؤسسه مطبوعاتی، کاغذ سازی، چاپ، ضبط وانتشار فیلم ومؤسسات اقتصادی در زمینه های انرژی وحمل ونقل همگی متعلق به مورداک یهودی است. (ضیایی پرور، ص144)
روزنامه وال استریت ژورنال پرتیراژترین روزنامه آمریكایی با 2/5 میلیون نسخه در روز تحت حاكمیت «داوجونز و پیتركن» یهودی است كه 24 روزنامه دیگر را نیز تحت مالكیت خود دارند.
روزنامه دیلی نیوز را«استار لییچر» بنیانگذاری كرد و هم اكنون «ماكس ول» سرپرستی می كند، آنها هر دو یهودی هستند.

(سان تایم) یهودی روزنامه نیویورك پست را بنیانگذاری كرده كه امروزه با تیراژ یك میلیون نسخه در روز منتشر می شود.
روزنامه واشنگتن پست نیز تحت رهبری 3 یهودی به نامهای پیتر كالیف، استیون هافنبرگ و آبراهام هیرشفلد قرار دارد. مالك اصلی و رئیس هیأت مدیره واشنگتن پست یعنی«كاترین گرام» ملكه سیاسی و مطبوعاتی آمریكا نیز خود یك یهودی است. روزنامه صدای دهكده تحت مالكیت لئونارد استرن یهودی و Worldreportو US. News نیز تحت رهبری زوركرین یهودی قرار دارد. (قادری نجف آبادی، 1382)
خبرگزاری رویتر، توسط ژولیس رویتر یهودی پایه گذاری گردیده و مجله مشهور(نشنال جئوگرافیك) نیز از دیر باز در دست یهودیان بوده است.
شركت سینمایی فاكس با مالكیت ویلیام فاكس، شركت گلدن با ساموئل گلدن و شركت منزو با مدیریت لوئیس مایر و شركت پارامونت با هادكتسون همگی تحت مدیریت یهودیان قرار دارند. شركتهای میاكون و كانن نیز تحت مالكیت(مناخیم گولان ) یهودی قرار دارند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله رابطه نرخ بهره با تورم در ایران در word

استاندارد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله رابطه نرخ بهره با تورم در ایران در word دارای 27 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله رابطه نرخ بهره با تورم در ایران در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله رابطه نرخ بهره با تورم در ایران در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله رابطه نرخ بهره با تورم در ایران در word :

رابطه نرخ بهره با تورم در ایران

تحلیلی پیرامون طرح مركز پژوهش های مجلس در ارتباط با كاهش سود تسهیلات بانكی

اشاره: مركز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی با ارائه طرحی، سیاست كاهش نرخ بهره تسهیلات بانكی را موردتوجه قرار داده است. این طرح كه در قالب یك بسته اقتصادی و در ادامه طرح تثبیت قیمتها ارزیابی می شود، دیدگاههای مختلفی را برانگیخته است.
گزارش زیر به بررسی رابطه نرخ بهره و تورم در ایران می پردازد.
;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;..

طرح مركز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در ارتباط با كاهش سود تسهیلات بانكی شاید از خبرساز ترین مباحث اقتصاد سیاسی ایران طی سه ماه گذشته بوده است كه با طرح و تصویب كلیات آن در مجلس شورای اسلامی ایران به اوج خود رسید و بار دیگر نشان داد، نرخ تسهیلات بانكی یكی از اثرگذارترین ابزارهای پولی در اقتصاد كلان تلقی می شود. با وجود این مركز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در جزوه ای تحت عنوان: «اختلاف بین سود سپرده ها و تسهیلات بانكی» از میان دلایل متفاوت بالا بودن نرخ تسهیلات بانكی به بالا بودن نرخ اسپرد بانكی (تفاضل سود پرداختی و سود دریافتی) تأكید كرده و آن را علامت ناكارایی بانكهای كشور می داند،

زیرا به نظر مركز پژوهش های مجلس از عوامل مؤثری كه موجب بالا بودن نرخ اسپرد بانكی (به زعم بانك مركزی 4 درصد و به اعتقاد مركز پژوهش ها 04/11 درصد) در ایران است هشت عامل زیر نقش اساسی ایفا می نمایند: 1- هزینه های عملیاتی غیرضروری بانكها، 2- ذخیره قانونی، 3- سپرده های دولتی نزد بانك ها، 4- اضافه برداشت بانك ها از بانك مركزی، 5- نسبت سپرده های مدت دار به سپرده های دیداری، 6- نرخ تورم، 7- تسهیلات تكلیفی و اعتبارات بخش دولتی، 8- اعمال محدودیت ها و سقف های اعتباری.

اگر چه به باور مركز پژوهش های مجلس سودجویی بانكی عامل اصلی بالا بودن نرخ سود تسهیلات بانكی است، اما ظاهراً بحث رابطه نرخ بهره با تورم اصلی ترین مبحثی است كه اكثر كارشناسان و اقتصاددانان دولتی بر آن به عنوان مانع كاهش نرخ بهره تأكید داشته اند. زیرا هنوز مسأله رابطه نرخ بهره با تورم از نظر دست اندركاران اقتصادی و بانكی و شرعی حل نشده است و از سوی دیگر كارشناسان و اقتصاددانان مستقل بخش خصوصی نظریه روشنی راجع به آن ارائه نداده اند. در نتیجه ذهن عموم مردم و بالاخص مراجع سیاسی جامعه نسبت به آن در ابهام به سر می برد.

اما از نظر منافع بخش خصوصی واقعی فهم رابطه نرخ بهره با تورم در ایران منوط به درنظر داشتن ساختار اقتصادی ایران و بویژه شرایط حقوقی انباشت سرمایه در كشور می باشد چرا كه نرخ بهره در نقطه تعادلی، محصول بازده نهایی سرمایه است و نرخ بازدهی سرمایه از جمله شامل نرخ تورم می باشد، یعنی نرخ تورم در نرخ بازدهی سرمایه چه در بخش دارایی ها در میان مدت و چه در بخش تولید محصول در كوتاه مدت به تیغ سطح عمومی قیمت ها، همراه با تخمین استهلاك سرمایه كه شدیداً تحت تأثیر رشد فناوری است منظور می گردد. چرا كه تأسیس بازار رسمی پول و به طور اخص بانك ها اصولاً نتیجه همین فرآیند است، كافی است به سیر تاریخ بانكداری در اقتصاد سرمایه داری مراجعه كنیم، یعنی بدون وجود بازار رسمی و قانونی پول، سرمایه گذار نمی تواند علائم قیمتی نرخ بازده سرمایه را شناسایی كند، لاجرم ریسك سرمایه گذاری آنقدر افزایش می یابد كه هرگونه سرمایه گذاری به عنوان یك فرآیند اجتماعی صرفه خود را از دست می دهد.

اما در واقعیت امر، چون محاسبه نرخ تورم به سادگی از طریق شاخص های اقتصادی نظیر شاخص لاسپیرز و یا پاشه و حتی شاخص ایده آل فیشر از سبد كالاهای مصرفی با عدد و با ثبت دوره ای قیمت كالا و خدمات قابل محاسبه است لذا به سبب سهولت اقتصادسنجی در اقتصاد پول و در تحلیل های اقتصادی برای بررسی رگرسیون های مستقیماً از رابطه نرخ بهره با تورم استفاده می شود. به همین سبب مقامات بانك مركزی جمهوری اسلامی ایران اذعان می دارند در 174 كشور جهان نرخ بهره بالاتر از نرخ تورم است، حال آن كه تمام این تحلیل كم و بیش برای اقتصاد سرمایه داری آزاد كه عوامل بخش خصوصی صحنه گردان اقتصاد هستند قابل اعتنا است.

زیرا در اقتصاد ایران كه اقتصاد دولتی است نرخ تورم همان علائمی را منعكس نمی سازد كه در اقتصاد سرمایه داری آزاد آشكار می نماید. یعنی نرخ تورم در اقتصاد دولتی نماگر تمام واقعیت نیست و لزوماً نشانگر نرخ بازده سرمایه نمی باشد. از همین رو انگیزه های سرمایه گذاری از طریق متغیر نرخ بهره رسمی ظاهر نمی گردد.

به عبارت دیگر در اقتصاد دولتی به دلیل انحصار تولیدی دولتی به استناد حقوق اساسی و تأكید قانونی برعدالت توزیعی (ثروت) در حقوق اقتصادی كه ریشه در فراوانی عوامل انسانی تولید و كمبود تاریخی عوامل مادی تولید دارد، اجازه داده نمی شود نرخ تورم كه ناشی از ضعف انگیزه سرمایه گذاری به دلایل اقتصادی و حقوقی و سیاسی است آثار مخرب خود را در دگی مردم عیناً منتقل سازد.

حتی كشمكش در اقتصاد سیاسی ایران راجع به توسعه با الگوی تعدیل یا تثبیت ریشه در حقوق اساسی پذیرفته شده در ایران دارد و صرفاً ناشی از اختلاف در سیاستگذاری های اقتصادی و اجرایی نیست، بلكه با حقوق اساسی متصوره جناح های سیاسی گره خورده است زیر چتر حمایتی و توزیعی ثروت و تزریق یارانه های مستقیم و غیرمستقیم كه هم در بودجه سنواتی دولت و همچنین از ناحیه نهادهای بی شمار و نیز نحوه عملكرد مصرف كنندگان كه خریدهای خود را از بازارهای عمده فروشی بویژه در شهرهایی كه بازار سنتی از قدمت طولانی برخوردار هستند، انجام می دهند.

علاوه بر این كالابرگ های توزیعی از سوی دولت همگی آثار نرخ تورم را تا اندازه قابل توجهی خنثی می ساد، لذا نارضایتی كه مردم در اقتصاد سرمایه داری آزاد در نتیجه تورم ابراز می دارند در اقتصاد دولتی وجود ندارد اما از نقطه نظر تاریخ علم اقتصاد، در قرن نوزده اقتصاددانان كلاسیك قائل به تفكیك بازار پول از بازار سرمایه نبودند، زیرا هنوز بانكها نقش دوگانه ای به عهده داشتند یعنی از یك سو وظایف بازار پول را انجام می دادند و اعتبار كوتاه مدت پرداخت می كردند و از سوی دیگر منبع تأمین مالی سرمایه گذاران برای اعتبارات بلند مدت بودند،

لذا آنها به این باور اعتقاد راسخ داشتند كه نرخ بهره و بازدهی نهایی سرمایه رابطه معكوس دارند و این دو متغیر به طور معمول و خود سامان در تعادل قرار می گیرند. چنانچه گیلبارت بانكدار بزرگ آلمانی در قرن 19 در مورد تفاوت بهره پول در اقتصاد سرمایه داری آزاد با بهره پول در اقتصاد فئودالی اروپا می گفت: در اقتصاد فئودالی این نرخ بهره پول بود كه سطح قیمت كالا را مشخص می ساخت لذا در قرون وسطی از آنجا كه نرخ بهره به افزایش قیمت ها منجر می شود و این اجحاف به مصرف كنندگان است پس به درستی مذموم تلقی می شد ولی در اقتصاد سرمایه داری آزاد برعكس این نرخ بازده سرمایه و سود تولید است كه نرخ بهره را در قیمت تمام شده به علاوه بازده سرمایه معین می سازد یعنی نرخ بهره به جای آن كه دست در جیب مصرف كننده كند، سهمی از سود سرمایه گذار را دریافت می نماید

زیرا در اقتصاد سرمایه داری آزاد با سیطره اقتصاد بازار، قیمت كالا و خدمات ناشی از تعادل عرضه و تقاضا است. بنابراین قیمتها از سوی عرضه كنندگان تعیین نمی گردد تا بتوانند سود پول را در آن ملحوظ دارند بلكه برعكس عرضه و تقاضا مجموعاً قیمت را معلوم می ساد، چرا كه بازار رقابتی اجازه اعمال قیمت های انحصاری و دلبخواهی را از اختیار تولید كنندگان خارج نموده است. بر این اساس بود كه ضرورت ایجاد بازار پول و بانك و به ویژه تعیین نرخ بهره شرط تعادل اقتصادی به نظر می رسید و بانكداری در نظام سرمایه داری غرب رو به توسعه گذارد.

درك این موضوع كمك شایانی به حل مسئله رابطه نرخ بهره و تورم می نماید، چرا كه در اقتصاد سرمایه داری آزاد اساساً سرمایه گذاری به قصد فروش محصول در بازار و تحصیل سود است، حال آنكه در اقتصاد ماقبل سرمایه داری اصولاً سرمایه گذاری به خاطر سطح نازل فناوری یا وجود نداشت و در صورت وجود بسیار ناچیز بود؛ لذا تولید به منظور تأمین نیازهای خانوار و مبادله محدود انجام می گرفت. بازارها عموماً محلی و مهمتر آنكه ناپیوسته بود و از شهری به شهر دیگر قیمت ها متفاوت بود.

در نتیجه فقط هنگامی كه سرمایه گذاری با هدف بیشینه سازی ثروت مشروعیت یافت، نقش پول به عنوان یك كالای واقعی به دنبال وجاهت قانونی بهره پول موجب شد همان چیزی كه در اقتصاد فئودالی مذموم بود در اقتصاد سرمایه داری آزاد مطلوب گردد. به همین سبب در اقتصاد سرمایه داری آزاد نرخ بهره را قیمت واگذاری فرصت تلقی می كنند، چرا كه در اقتصاد ماقبل سرمایه داری فرصتی به عنوان سرمایه گذاری وجود نداشت كه كسی پول خود را واگذار كند تا در قبال آن سهمی به عنوان بهره طلب نماید. لذا به حق در اقتصاد فئودالی گرفتن بهره برای وام قرضی سخت مورد نكوهش بود. كالون بنیانگذار مسیحیت جدید در آغاز پیدایش سرمایه داری آزاد با استناد به احكام انجیل می گفت: نفی دریافت بهره پول فقط در مورد وام به تهیدستان منظور مسیح(ع) است وگرنه دریافت بهره از غیرتهی دستان مجاز است.

مقامات بانك مركزی جمهوری اسلامی ایران اذعان می دارند در 174 كشور جهان نرخ بهره بالاتر از نرخ تورم است، حال آن كه تمام این تحلیل كم و بیش برای اقتصاد سرمایه داری آزاد كه عوامل بخش خصوصی صحنه گردان اقتصاد هستند قابل اعتنا است
ولی در قرن بیستم كینزین ها رابطه نرخ بهره را به طور ضمنی از نرخ بازدهی سرمایه جدا كردند و نرخ بهره را محصول عرضه و تقاضای پول یعنی به عرضه پول از ناحیه بانك مركزی و تقاضای پول كه بستگی تام به رجحان نقدینگی داشت مربوط می دانستند، چرا كه از نظر كینز نرخ بهره پاداش دریافتی است كه از نقدینگی صرفنظر شود یعنی نرخ بهره قیمت انصراف از نقدینگی است.

در حقیقت از نگاه كینز انگیزه داد و ستد و انگیزه احتیاط و به ویژه انگیزه سفته بازی و سوداگری عامل مؤثر تعیین نرخ بهره تلقی می شود، لذا فقط در اقتصاد كلان بود كه نرخ بهره با نرخ بازدهی سرمایه از طریق بازده پیش بینی شده سرمایه گذاری و در نتیجه سطح تقاضای سرمایه گذاری ارتباط پیدا می كرد، كه علی الاصول تنظیم رابطه بین آنها در دستان پرقدرت بانك های مركزی قرار می گرفت، لذا تدریجاً موضوع استقلال مطلق بازار پول از بازار سرمایه مطرح گردید تا آنجا كه نرخ بهره می توانست به عنوان یك ابزار بالاتر از نرخ بازدهی سرمایه و بیش از نرخ قابل پیش بینی سود سرمایه گذاری خصوصی (در حال ركود) قرار گیرد.

در این صورت سرمایه گذاری تقلیل می یافت و آثار منفی خود را در اشتغال ناقص آشكار می نمود، از این لحظه پای اقتصاد دولتی كینزی به اقتصاد سرمایه داری آزاد كشیده شد و مداخله و تصدی گری اقتصادی دولت های غربی در رقابت با بخش خصوصی آغاز شد. لذا كینزین ها بانك های مركزی را سلطان واقعی اقتصاد كشورهای سرمایه داری آزاد تلقی می كردند و به عنوان قوه چهارم در كنار سه قوه دیگر به آن اهمیت می دادند و قوه اقتصادیه را بی آنكه از آن نام ببرند به رسمیت می شناختند

ولی در نیمه دوم قرن بیستم با تقویت و گسترش بین المللی بازار سهام و تفكیك نسبی بازار پول از بازار سرمایه به ویژه در انگلستان و آمریكا و فرانسه و در نتیجه رابطه نرخ بهره و سود اوراق بهادار به عنوان دو كفه ترازو كه اقتصاد سرمایه داری آزاد را به تعادل می رساند مورد توجه بیشتر كشورهای جهان قرار گرفت. در نهایت از یكسو نرخ بهره، سود اوراق سهام را تحت كنترل داشت و از طرف دیگر سود اوراق بهادار نرخ بهره را تحت الشعاع خود قرار می داد.

با وجود این در جهان معاصر در پی فروپاشی سوسیالیسم رفته رفته پدیده ای باز هم جدید به نام تجارت جهانی اوضاع و احوال كاملاً تازه ای به نظام سرمایه داری آزاد داده و می رود تا متغیرتر از بازرگانی خارجی بیش از نرخ بهره و سود اوراق بهادار و حتی تورم، بازده قابل پیش بینی سرمایه گذاری را معین سازد. اخیراً آلن گرسپن رئیس بانك مركزی آمریكا در اظهارات خود راجع به اقتصاد جهانی هشدار می دهد كه «اقتصاد جهانی سطح بی سابقه ای از مبادلات اقتصادی میان كشورها را موجب شده است به طوری كه پیش بینی آینده كسری تجاری آمریكا امكان پذیر نیست زیرا پیشرفت های قابل توجه ظرف دهه گذشته در مقررات جهانی سازی، جوی در اقتصاد بین المللی ایجاد كرده كه تفاوت زیادی با گذشته دارد.» در واقع اقتصاد جهان عصر تازه ای به نام تجارت را آغاز كرده كه شاید بسیاری از متغیرهای گذشته اهمیت خود را از دست بدهند و تعدادی متغیرهای جدید وارد تئوریهای اقتصادی شوند.

اما در اقتصاد سرمایه داری دولتی عملكرد متغیرهای اقتصادی و مفهوم تحلیلی شاخص ها چیز دیگری است كه مورد مطالعه ژرفایی با روش شناسی علم اقتصاد واقع نشده است؛ چرا كه از نقطه نظر روش شناختی كسری بودجه پنهان (تا بیش از یكسان سازی نرخ ارز) و آشكار (در اثر بازی سیاسی با ابزارهای پولی نظیر نرخ بهره و نرخ ارز و همچنین افزایش فزاینده حجم نقدینگی كه در اختیار بانك مركزی دولتمدار است) همزاد طبیعی و اجتناب ناپذیر اقتصاد دولتی ایران می باشد.

كافی است فقط به بودجه های دولت ایران نگاهی بیاندازیم، آنگاه مشاهده خواهیم كرد كه بودجه شركت های دولتی در سال 1370 معادل 10393 میلیارد ریال بوده ولی پس از یكسان سازی نرخ ارز در سال 1381 رشد فزاینده بودجه ای شركت های دولتی دامنگیر بودجه كل كشور شده است به طوری كه در سال 1381 معادل 391187 میلیارد ریال و اكنون در بودجه پیشنهادی سال 1384 به سقف یك هزار میلیارد ریال یعنی به دو سوم كل بودجه كشور می رسد، حال آنكه رشد بودجه عمومی دولت از سال 1370 تا سال 1384 معادل 50 برابر شده ولی رشد بودجه شركت های دولتی از مرز 100 برابر افزایش گذاشته است. آیا با این وجود در چارچوب سرمایه داری دولتی جز به روش دستوری می توان به افزایش سطح عمومی قیمت ها فرمان ایست داد.

در هر صورت در منطق ذاتی اقتصاد دولتی متغیری به عنوان قیمت های بازار آزاد وجود ندارد، چرا كه در قیمت های بازار اگر طرف عرضه كل، عوامل بخش خصوصی باشند ضد عدالت تلقی می گردد و دقیقاً دولت به همین دلیل تأسیس شد تا مسئولیت عدالت توزیعی را به عهده داشته باشد، لذا هرگز نباید از خاطر برد كه سرمایه داری در ایران اساساً برای توزیع عادلانه ثروت های ملی از قبیل نفت استقرار یافته و از پی آن هر نوع تولید ثروتی اگر دندان گیر بود دولتی تلقی گردیده كه می بایست توزیع آن از طریق ساز و كار اداری عادلانه صورت پذیرد. در واقع دولت در پی تحقق عدالت توزیعی است حال آنكه سرمایه داری آزاد براساس عدالت تولیدی متولد شده است.

تلاشهایی كه در بانكداری بدون ربا از سوی نظریه پردازانی نظیر میرآخور و چودهری و غیره به عمل آمده تا از طریق نظریه Q (كیو) توبین در اقتصادی كه ابزار بدهی (نرخ بهره) وجود ندارد با محاسبه هزینه جایگزینی سرمایه به عنوان معیاری در مقابل نرخ بازدهی مورد انتظار سرمایه به كار بسته شود نتیجه همین نوع دریافت از نظام سرمایه داری است كه عوامل كاهنده فشارهای تورمی را از طریق ابزارهای غیر اقتصادی میسر می بیند.

نرخ تورم در اقتصاد دولتی نماگر تمام واقعیت و لزوماً نشانگر نرخ بازده سرمایه نیست، از همین رو انگیزه های سرمایه گذاری از طریق متغیر نرخ بهره رسمی ظاهر نمی شود

اما از آنجا كه تنفسگاه محدود بخش خصوصی در فضای حیاتی بی حد و حصر شركت های دولتی در اقتصاد دولتی اصلاً به حساب نمی آید، طبیعی است كه بخش دولتی بتواند از نرخ تورم اسمی به عنوان مبنای نرخ بهره قطعی جان سالم بدر برد و به كمك انباشت زیانها و یا استفاده از تبصره های بودجه ای و موقعیت انحصاری مشكلات خود را حل كند ولی بخش خصوصی واقعی كه نه به چاه نفت متصل است و نه از قبل مالیات ها درآمدسازی می كند به ناچار باید واقعیت سطح عمومی قیمت ها یعنی نرخ تورم مؤثر را در واقعیت دگی اقتصادی شناسایی كند تا نرخ قابل پیش بینی سود سرمایه گذاری خود را با آن بسنجند،

به عبارت واضح تر هزینه تولید از یك سو و بازده از سوی دیگر در بخش واقعاً خصوصی از تورم مؤثر كه برآیند عملكرد اقتصاد كلان در تجربه اقتصاد خرد است تأثیر می پذیرد. این كه می گویند: تولیدكننده در ایران یا عاشق است و یا دیوانه مربوط به آن كسانی می باشد كه یا از طریق منابع پولی بین الاشخاص (ربوی) كه اصلاً اسم آن را بازار پول غیررسمی نمی توان گذاشت و یا از طریق تسهیلات بانكی سرمایه گذاری می كنند قابل اطلاق است كه قطعاً از عقل معمول اقتصادی به دور است.

ولی كسانی كه با سرمایه شخصی تولید می كنند چون معیار نرخ تورم مؤثر را مبنای آغاز بازدهی سرمایه می دانند نه عاشق هستند و نه دیوانه بلكه آن بخش از عوامل خصوصی به شمار می آیند كه سخت به این آب و خاك چسبیده اند و مثل حاج امیرالضرب ها به رغم تنگناهایی كه سرمایه داری دولتی بر سر راه انباشت سرمایه خصوصی فراهم ساخته به امید فردای بهتر تولید می كنند و باز هم تولید می كنند تا ثابت كنند هنوز اعتماد به نفس در این كشور نمرده است بلكه فقط در چنگال اقتصاد دولتی بسر می برد.

بنابراین بخش خصوصی كارآفرین وقتی مشاهده می كند بازده ده تا دوازده درصدی سالانه سرمایه برای او قابل پذیرش و هضم است به رغم نرخ بهره 18 و 22 درصدی در نظام بانكی كه فقط به كار سراب سفته بازی و دلالی می آِید چشم می پوشد و به نرخ سود حاصل از سرمایه گذاری راضی و خشنود می گردد. چرا كه بخش خصوصی كارآفرین شامل كسانی می شود كه از دولت تاجرترند و اقتصاد را بهتر تشخیص می دهند تا چگونه تراز مالی خود را ببندند و سود مختصری نیز برداشت نمایند.

این ماجرا از آنجا قابل توجه است كه بخش خصوصی واقعی در تجربه تجاری خود (آلفرد مارشال می گوید: اقتصاد عبارت است از مطالعه انسان در تجارت روزمره) دیده است كه اگر قرار شود با تسهیلات بانكی فعالیت اقتصادی كند عملاً به مستخدم بانكها تبدیل خواهد شد. لذا طبیعی است كه افراد محتاط و عاقبت اندیش (به قول آدام اسمیت) از این پولها و تسهیلات كه با نرخ تورم اسمی در اقتصاد سرمایه داری دولتی محاسبه شده است استفاده نكنند بلكه میدان را خالی گذارد تا افراد ماجراجو یا فعالین نابغه از بانكها تسهیلات با نرخ بهره 18 تا 22 درصد در سال دریافت كنند، چرا كه علی القاعده فعال اقتصادی باید در سال 30 درصد كسب سود كند تا بتواند 20 درصد آن را به بانك به عنوان بهره پول و هزینه های متفرقه پرداخت نماید تا خود قادر باشد ده درصد منفعت ناویژه به دست آورد.

البته این امر در واقعیت دگی اقتصادی تجاری و تولیدی و حتی خدماتی در ایران اصولاً غیرممكن است و بیشتر یك استثناء است تا یك قاعده، بنابر همین محاسبه است كه وامهای بانكی یا فعالین واقعی بخش خصوصی را پشیمان می كند و عطای آن را به لقایش می بخشند و یا آن كه در منجلاب بهره های مركب و جریمه دیركرد فرو می روند و با سرخوردگی كامل به گوشه ای پناه می برند.

حتی افزایش مطالبات مشكوك الوصول بانكهای دولتی ایران كه معادل 15000 میلیارد ریال یعنی برابر كل سرمایه نظام بانكی را تشكیل می دهد از همین واقعیت سرچشمه گرفته است و جالب این كه فی المثل بانكی كه كمترین به اصطلاح مطالبات مشكوك الوصول را دارد و به عنوان بهترین بانك ایران از سوی نهادهای خارجی رتبه گذاری شده بالاترین تسهیلات خود را به دولت و شركت های دولتی داده و در بخش خصوصی به آن شركت هایی تسهیلات می دهد كه طرف قرارداد آنها به شكلی باز، دولت باشد. به این می گویند مدیریت عالی انباشت سرمایه دولتی! آیا طبیعی نیست كه این بانك سالانه 9 درصد رشد سود بی دردسر داشته باشد و با سود 2/36 میلیارد در سال ،1376 سال مالی 1382 را با سود 9/819 میلیارد ریال به پایان برساند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله اصناف در word

استاندارد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله اصناف در word دارای 5 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله اصناف در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله اصناف در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله اصناف در word :

اصناف

اتحادیه های صنفی زیرمجموعه ای ازنهادهای مدنی ومردمی بزرگ وموثردراقتصاد كشورمحسوب می شوند كه براساس قانون نظام صنفی وظایف مشخص ومعینی راعهده دارمی باشند تابتوانند بااتكای به آن ضمن ایفای نقش ووظیفه خودازحقوق تمامی اصناف ومصرف كنندگان نیزدفاع نمایند درهمین راستا وبه منظور آشنایی بیشتر با تاریخچه وعملكرداتحادیه صنف كتاب ، نوشت افزار،رایانه وماشینهای اداری به معرفی این مجموعه پرداخته خواهد شد .

آغاز تشكیل اصناف بنابرنظربعضی ازمحققین پس ازظهور اسلام وپس ازظهور قرامطه وبنا برنظربرخی دیگر ادوارپیش ازاسلام است . دررسائل اخوان الصفا وقدیمی ترین مواضع اصناف وطبقات آنها اشارت رفته است افراد آن صنف به اقتضای رسم جوانمردی درغم وشادی همدیگرشریك بوده اند . به عنوان مثال اعضاءهرصنف درمراسم عروسی یا عزابه یاری یكدیگر می شتافتند وهمكاری وهمدردی داشته اند ولیكن هرصنفی نسبت به صنف دیگراغلب نوعی رقابت وهم چشمی داشته است .

چنانچه براساس نقل ابن بطوطه وقتی سلطان ابواسحاق پادشاه شیرازمی خواست درآن ولایت قصری نظیری قصركسری بسازدبرای كندن پی آن بین اصناف مختلف شیرازرقابتی بارزوشدید وجود داشت . درعهد صفویه وقاجاریه نیزهریك ازاصناف رئیسی داشت كه اورا كدخدا یا باشی می نامیدند كدخدا غالباً‌ انتخابی وگاه موروثی بود اوبه كمك ریش سفیدان صنف به دریافت مالیات ورفع اختلافات جزیی وعادی بین اعضاء‌اهتمام می ورزید عضویت درهرصنف غالباً‌ درگروگذراندن دوره شاگردی ونیل به مرحله استادی درحرفه وپیشه خاص آن صنف بودودربعضی مواردبا گذراندن امتحان وپس ازموفقیت ودادن ولیمه انجام می شد . وجود اصناف درطول تاریخ منحصربه ایران نبوده ودرتمامی نقاط دنیا وجودداشته وحتی دربرخی ازكشورها درایجاد یا سقوط حكومتها نیزنقش قابل توجهی داشتند .

مجموعه اموراصناف درسالهای قبل ازانقلاب یعنی تا سال 1350 درشهرداریها متمركزبوده وصدورپروانه كسب نیزتوسط شهرداریها انجام شده است . درسال 1350اولین قانون نظام نظام صنفی تصویب وبه موجب آن اتاق اصناف تاسیس گردیده ومتولی اموراصناف وصدور مجوزكسب برای واحدهای صنفی شد . اتحادیه های صنفی كه قبلاً‌ به طور خودجوش برای انجام هماهنگی بین كاراعضای هرصنف به وجود آمده بودند بیشترامورمربوط به تهیه كالا ،قیمت گذاری ها وموارد تشكیلاتی واداری را سامان می دادند .

اززمان تشكیل اتاق اصناف پروانه های كسب شهرداریها تبدیل به پروانه كسب صادرازاین اتاق با نظارت اتحادیه صنفی شده وپرونده واحدهای صنفی نیزدراتحادیه تشكیل می گردید درحقیقت اتحادیه ها عملاً‌ همكاری خود را باعنوان زیرمجموعه اتاق اصناف بااین سازمان جدید التاسیس شروع كردند . سال 1357باپیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی اتاق اصناف منحل ودرابتداكمیته امورصنفی برای ساماندهی واداره اموراتحادیه ها واصناف تشكیل گردید سپس درسال 1361 شورای اصناف تاسیس وكلیه امورهماهنگی وساماندهی مربوط به كمیته امورصنفی واتحادیه ها به این شورای جدید التاسیس منتقل گردید .

شورای اصناف متولی اموراصناف درراس اتحادیه های صنفی قرارگرفت دراین زمان كارصدور پروانه به وسیله اتحادیه ها وشورای اصناف توامان انجام می گردید . سال 1368 بااصلاح قانون نظام صنفی درمجلس شورای اسلامی مجامع امورصنفی تاسیس واموراصناف ازشورای اصناف تحویل این مجامع گردید قانون نظام صنفی مصوب 1350 توسط شورای انقلاب درسال 1359 اصلاح ودرسال 1368 بااصلاح مجددآن درمجلس شورای اسلامی ،مجامع امورصنفی با تفكیك صنوف تحت عنوان مجمع توزیعی – خدماتی وتولیدی – خدمات فنی تاسیس گردیده وشروع به كارنمودند .

علیرغم اینكه قانون ن . ص در سال 69 و 71 با اصلاحاتی درمجلس روبروشد هیچ گاه نتوانست خواسته های اصناف را به طور كامل برآورده نماید.لذاباپیگیری‌مجامع‌امورصنفی خصوصاً‌ با تدوین پیش نویس قانون نظام صنفی وارسال آن به وزارت بازرگانی تغییرقانون یادشده مورد درخواست ازسوی مجامع امورصنفی قرارگرفت درسالهای 77 – 78 پیش نویسهای قانون نظام صنفی به نظرخواهی مجامع صنفی سراسركشورگذارده شد وسالهای 79-80 نیزدركمیسیون لوایح هیئت دولت مورد بررسی وكارشناسی قرارگرفت وبالاخره درابتدای سال 81 طرح قانون نظام صنفی توسط نمایندگان مجلس ومتعاقب آن لایحه نظام صنفی توسط دولت به مجلس شورای اسلامی ارسال گردید .

ازخرداد 1381 این لایحه دركمیسیون اقتصاد مجلس شورای اسلامی مورد رسیدگی وكارشناسی قرارگرفت درطول 21 ماه نمایندگان اصناف ودولت به همراه نمایندگان مردم درمجلس شورای اسلامی این قانون را مورد بحث وبررسی قرار دادند وبا تغییرات عمده درمفاد آن نهایتاً‌ درتاریخ 24/12/82 به تصویب مجلس شورای اسلامی ومتعاقب آن درمورخه 28/12/82 به تایید شورای نگهبان رسید این قانون درابتدای سال 83 به دولت ابلاغ وازاردیبهشت 83 لازم الاجرا شد . لذا هم اكنون كمیسیون نظارت ،مجامع واتحادیه ها براساس قانون جدید انجام وظیفه می كنند .

زیرمجموعه ها
كمیسیون های پنج گانه به ترتیب :
1-كمیسیون رسیدگی به شكایات 2-كمیسیون حل اختلاف 3-كمیسیون بازرسی واحدهای صنفی 4-كمیسیون فنی 5-كمیسیون آموزش
بخش مالی
درآمدها وهزینه ها كه منابع آن دریافت حق عضویت سالیانه وحق پذیرش واحدهای صنفی جدید طبق قانون نظام صنفی می باشد .
امكانات

این اتحادیه مجهز به اتوماسیون اداری بوده وباپرسنل متخصص خدمات صنفی دررابطه باهمكاران وارباب رجوع راانجام می دهند .
وب سایت اتحادیه به آدرس WWW.SENFECOMPUTER.COM دراختیارهمكاران واستفاده كنندگان محترم جهت دریافت ومشاهده لیست شركت وفروشندگان كامپیوتروماشینهای اداری ،تعرفه های خدمات شبكه ،كافی نت ،ماشینهای اداری ورایانه ،آرشیو ،دسترسی به قانون نظام صنفی وآئین نامه ها آماده بهره برداری می باشد .
واحدبازرسی وكمیسیون رسیدگی به شكایات ازطریق دریافت ایمیل وشماره تلفن 2223343-2237735 آماده پاسخگوئی می باشد .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله آشنایی با اتحادیه كشورهای جنوب شرقی آسیا در word

استاندارد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله آشنایی با اتحادیه كشورهای جنوب شرقی آسیا در word دارای 53 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله آشنایی با اتحادیه كشورهای جنوب شرقی آسیا در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله آشنایی با اتحادیه كشورهای جنوب شرقی آسیا در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله آشنایی با اتحادیه كشورهای جنوب شرقی آسیا در word :

آشنایی با اتحادیه كشورهای جنوب شرقی آسیا

اشاره؛
بلوك‌های اقتصادی كه در مناطق گوناگون جهان در نیم قرن گذشته تشكیل شده‌اند، تلاش وسیعی را برای ایجاد فضای همكاری‌های سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی ایجاد كردند و توانستند با یكپارچگی و وحدت، ضمن كاهش تنش‌های منطقه‌ای، در راه توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی ساكنان كشورهای عضو گام‌های مؤثری بردارند.
یكی از بلوك‌های منطقه‌ای فعال و موفق، اتحادیه كشورهای جنوب شرقی آسیا (آسه‌آن) است كه توانسته حوزه فعالیت و همكاری‌های خود را توسعه دهد و با كشورهای دیگر جهان نیز به توافق‌های مؤثری در خصوص گسترش روابط اقتصادی، تبادل فرهنگی و فناوری دست یابد.

در شماره‌های گذشته نشریه «بررسی‌های بازرگانی» با نحوه تشكیل آسه‌آن و نیز بخشی از فعالیت‌های آن در خصوص گسترش روابط تجاری و امنیتی میان اعضا و نیز روابط اقتصادی با دیگر بلوك‌ها از جمله اتحادیه اروپا آشنا شدید. در این شماره، پیرامون مناسبات آسه‌آن با كشورهای چین، ژاپن، استرالیا، زلاند نو، آمریكا، هند و پاكستان آشنا خواهیم شد.

جمهوری خلق چین
تلاش برای بهبود روابط مشورتی بین آسه‌آن و چین در سال 1993 آغاز شد و متعاقب آن كمیته‌های مشتركی در مورد همكاری اقتصادی و تجاری و همچنین همكاری علمی و فنی تشكیل شدند.
اولین مشورت‌های رسمی بین مقام‌های ارشد دو طرف در آوریل 1995 صورت گرفت. نمایندگان آسه‌آن در مورد اقدام تجاوزكارانه چین در جزایر «اسپراتلی» به ویژه مجاز كردن فعالیت‌های ماهی‌گیری غیرقانونی و احداث تأسیسات نیمه‌دائم دریایی در یكی از جزیره‌نماهای مورد منازعه، به‌شدت ابراز نگرانی كردند.

چین در ماه ژوئیه به وزیران خارجه آسه‌آن اطمینان داد كه این كشور خواهان راه‌حلی صلح‌آمیز براساس قانون بین‌المللی براساس قانون بین‌المللی برای منازعه حاكمیت بر جزایر می‌باشد.
در همان زمان، چین بار دیگر ادعاهای خود را بر جزایر تكرار كرد. به رغم نگرانی مستمر آسه‌آن در مورد ادعاهای چین در جنوب دریای چین، تلاش‌هایی به منظور تحكیم روابط بین دو طرف به‌عمل آمده و چین در ژوئیه 1996 اجازه یافت در كنفرانس‌های معاونان وزرا به عنوان یك عضو كامل مذاكره‌كننده شركت جوید.

در فوریه 1997 یك كمیته مشترك همكاری برای هماهنگی مذاكرات چین و آسه‌آن و تمامی جوانب روابط بین دو طرف تشكیل شد. چین در ماه آوریل در جلسه مقام‌های ارشد آسه‌آن برای اولین بار توافق كرد، مسایل مربوط به جنوب دریای چین را در یك نشست چندجانبه بیش از آنكه مباحثات را بر مبنایی دوجانبه محدود سازد، بحث نماید.
روابط بین دو طرف با اعلام حمایت چین از توسعه گروه‌بندی آسه‌آن تحكیم بیشتری یافت. توسعه آسه‌آن از طریق اعطای عضویت به كامبوج (كه سپس به تعویق افتاد)، لائوس و میانمار و اتخاذ تصمیمی مبنی بر تشكیل شورای مشترك بازرگانی جهت افزایش تجارت و سرمایه‌گذاری دوجانبه صورت گرفت.
چین در اجلاس غیررسمی سران كه در ماه دسامبر 1997 برگزار شد، شركت كرد. اجلاسی كه در پایان آن دو طرف یك بیانیه مشترك صادر كردند و به موجب آن تعهد خود را بر حل منازعات منطقه‌ای از طرق صلح‌آمیز تأیید كردند.

ژاپن
اجلاس آسه‌آن و ژاپن در سال 1997 برای بحث در مورد موضوعات مورد نگرانی فیمابین در زمینه‌های تجارت، سرمایه‌گذاری، انتقال فناوری و افزایش مساعدت برگزار شد.
تنها اجلاس وزیران اقتصاد آسه‌آن و وزیر تجارت بین‌الملل و صنایع ژاپن در اكتبر 1992 برگزار شد. در این جلسه و پس از آن، آسه‌آن از ژاپن درخواست كرد كه میزان سرمایه‌گذاری خود را در كشورهای عضو افزایش دهد و بازارهای خود را به روی كالاهای ساخت آسه‌آن به منظور كاهش كسری تراز تجاری با ژاپن، بیش از پیش بگشاید.
ژاپن موافقت كرد، امتیازات آسه‌آن را به موجب نظام كلی تعرفه تا سال 2001 تمدید نماید.

همكاری عمرانی و فرهنگی آسه‌آن و ژاپن از سال 1993 به موجب طرح‌هایی شامل برنامه مبادله فنی داخل آسه‌آن، برنامه افزایش همكاری ژاپن و آسه‌آن و برنامه دولتی آسه‌آن و ژاپن توسعه یافته است.
در دسامبر 1997، ژاپن كه در اجلاس غیررسمی سران در مالزی شركت كرده بود، توافق كرد ورود كالاهای ساخت كشورهای عضو آسه‌آن به بازارش افزایش یابد و فرصت‌های آموزشی برای بیش از 20 هزار جوان را به منظور كمك به توسعه اقتصاد داخلی آسه‌آن فراهم آورد.

در بیانیه مشتركی كه در پایان اجلاس انتشار یافت، هر دو طرف متعهد شدند كه همكاری بیشتری داشته باشند و در جهت افزایش صلح و ثبات منطقه‌ای همكاری كنند.
سران كشورهای عضو آسه‌آن در دسامبر 1998 از ابتكار عمل ژاپن كه در اكتبر همان سال اعلام شد، استقبال كردند. این ابتكار عمل در مورد تخصیص 30 میلیارد دلار آمریكا برای افزایش بهبود اقتصادی در منطقه بود. در همان حال، نخست‌وزیر ژاپن اعلام كرد كه 5 میلیارد دلار دیگر را به عنوان وام‌های واگذاری جهت اجرای طرح‌های زیربنایی برای آسه‌آن در نظر گرفته است.

سایر كشورها
به موجب برنامه همكاری اقتصادی استرالیا و آسه‌آن، استرالیا فعالیت‌های آسه‌آن را مورد حمایت مالی قرار داد و مبادرت به تشكیل شورای بازرگانی مشترك در سال 1980 كرد.
مرحله سوم برنامه در اواسط 1994 با اعطای كمك مالی به ارزش 32 میلیون دلار استرالیا به آسه‌آن آغاز شد.

در یك دوره زمانی منتهی به ژوئن 1998، تمركز عمده بر روی طرح‌هایی در مدیریت محیط زیست، مخابرات، حمل و نقل و بخش‌های كشاورزی و صنعتی بود.
روابط همكاری با زلاندنو برمبنای برنامه ارتباط «بین نهادی» و برنامه افزایش تجارت و سرمایه‌گذاری استوار بود و به موجب آن كمك‌های مالی متوجه توسعه جنگل‌ها، فناوری تولید لبنیات و مدیریت دامپزشكی بود.
در نوامبر 1993 یك كمیته جدید مدیریت زلاندنو و آسه‌آن به منظور نظارت بر اجرای طرح‌های همكاری آغاز به‌كار كرد.

در رابطه با همكاری آسه‌آن با آمریكا می‌توان به كمك‌های مالی آمریكا برای امور بازرگانی كوچك و متوسط و سایر طرح‌ها و نیز ایجاد یك مركز مبادله فناوری اشاره كرد.
آسه‌آن و آمریكا در سال 1990 یك گروه مشترك كاری تشكیل دادند كه هدف آن بررسی روابط اقتصادی آسه‌آن با آمریكا و همچنین شناسایی و تعیین برنامه‌هایی بود كه به موجب آنها مناسبات اقتصادی می‌توانست تقویت شود.

طرح‌های همكاری آسه‌آن و كانادا شامل فناوری شیلات، صنایع مخابراتی، بهره‌گیری از انرژی خورشیدی و یك مركز كاشت درختان جنگلی می‌باشد.
در سال 1994 یك كمیته مشترك برنامه‌ریزی و نظارت ایجاد شد و برای اولین بار در اكتبر 1995 تشكیل جلسه داد. هدف آن نظارت بر طرح‌های برنامه‌ریزی و سطوح اجرا بود.
جمهوری كره در ژوئیه 1991 به عنوان «شریك در گفت‌وگو» مورد پذیرش آسه‌آن قرار گرفت و در دسامبر همان سال، اتاق بازرگانی مشترك آسه‌آن و كره تشكیل شد.
طرح‌های همكاری در خلال سال 1995 در ارتباط با توسعه منابع انسانی، علوم و فناوری، توسعه كشاورزی و تجارت و سیاست‌های سرمایه‌گذاری به اجرا درآمدند.
جمهوری كره در دسامبر 1997 در جلسه غیررسمی سران آسه‌آن شركت كرد.

در ژوئیه 1993 كشورهای هند و پاكستان به عنوان شركای ناحیه‌ای آسه‌آن مورد قبول واقع شدند. شركای ناحیه‌ای می‌توانند در جلسات آسه‌آن در مورد برخی بخش‌ها همچون تجارت، حمل‌ونقل و ارتباطات و گردشگری حضور یابند.
پس از آن شورای بازرگانی آسه‌آن و هند تشكیل شد و برای اولین بار در فوریه 1995 در دهلی‌نو تشكیل جلسه داد.
اجلاس سران آسه‌آن در دسامبر 1995 با افزایش سطح وضعیت هند به سطح یك شریك مذاكره، توافق كرد. هند به‌طور رسمی در كنفرانس معاونان وزیر در ژوئیه 1996 پذیرفته شد. هند در ژوئیه 1998 پیشنهاد ارایه شده مبنی بر اینكه پاكستان در اجلاس منطقه‌آی آسه‌آن برای بحث در مورد مسایل مربوط به آزمایش سلاح‌های هسته‌ای هر دو كشور حضور یابد را رد كرد.
***
آسه‌آن در سال 1981 میزبانی یك كنفرانس سازمان ملل در مورد كامبوج را پذیرفت و اطمینان داد كه آسه‌آن (نه به عنوان یك گروه) به هیچ جناحی سلاح نمی‌دهد.
در جلسات غیررسمی 89-1988 كه از سوی نمایندگان ویتنام و لائوس برگزار شد، آسه‌آن و جناح‌های كامبوجی در خصوص راه‌حل ممكن سیاسی در كامبوج به بحث پرداختند.
آسه‌آن در كنفرانس بین‌المللی در مورد كامبوج كه در پاریس در ژوئیه/اوت 1989 برگزار شد، شركت كرد و مذاكرات بیشتری در جاكارتا در فوریه 1990 در این مورد انجام گرفت كه هیچیك از آنها نتوانستند به راه‌حلی سیاسی دست یابند.

وزیران آسه‌آن در ژوئیه همان سال خواستار تشكیل یك شورای عالی ملی (SNC) با شركت دولت كامبوج كه تحت حمایت ویتنام و سه گروه مخالف بود، شد.
پیشنهاد سازمان ملل برای تشكیل یك شورای عالی ملی و برگزاری انتخابات تحت نظارت سازمان ملل در سپتامبر 1990 از سوی تمامی جناح‌های كامبوج پذیرفته شد.
در پی بازگشت گسترده آوارگان كامبوج در سال 93-1992، آسه‌آن در ژاپن كارشناسان فنی را برای كمك به اسكان مجدد آنها به كار گماشت. وزیران خارجه آسه‌آن و شركای مذاكره‌ای آنها در ژوئیه 1994 توافق كردند، به‌منظور كمك به دولت كامبوج در تحكیم موضعش، به آن كشور آموزش نظامی بدهند.

در ژوئیه 1995 توافق شد كه به كامبوج «وضعیت ناظر» داده شود. سپس همكاری بین دو طرف بر روی مسایلی همچون پذیرش آینده كامبوج در گروه به عنوان یك عضو كامل متمركز شد. وزیران خارجه آسه‌آن در مه 1997 تأیید كردند كه كامبوج به همراه لائوس و میانمار در ژوئیه همان سال به گروه راه یابند. با این حال در اواسط ژوئیه عضویت كامبوج به علت بركناری شاهزاده «رانارید» و ناآرامی داخلی منتج از آن به تعویق افتاد.
سپس در همان ماه رهبر كامبوج یعنی «هان‌سن» نخست‌وزیر دوم كامبوج توافق كرد كه آسه‌آن نقش میانجی را در بازگرداندن ثبات به كشور و تدارك دیدن یك انتخابات آزاد داشته باشد.
در اوایل اوت 1997، وزیران خارجه اندونزی، فیلیپین و تایلند به نمایندگی از طرف آسه‌آن به منظور تأیید این اهداف با «هان‌سن» ملاقات كردند.

«هان‌سن» در ژانویه 1998 ملاقات با هیأت سه‌نفری آسه‌آن را نپذیرفت. با این حال یك گروه ناظر از آسه‌آن به هیأت بین‌المللی نظارت پیوست تا بر امر انتخابات كه در ژوئیه 1998 در كامبوج برگزار شد، نظارت كند.
تصویب مجامع بین‌المللی در مورد اجرای انتخابات و در نتیجه پیروزی «هان‌سن»، موجب شد كه آسه‌آن با بررسی مجدد ورود كامبوج به اتحادیه موافقت كند.

در پی ایجاد یك دولت ائتلافی در كامبوج در ماه دسامبر 1998، این كشور از سوی دولت ویتنام به عنوان دهمین عضو آسه‌آن مورد استقبال قرار گرفت. این استقبال به رغم جلسه اولیه وزیران خارجه كه در آن شركت‌كنندگان نتوانستند تصمیمی جمعی اتخاذ كنند، صورت گرفت. ورود رسمی كامبوج به آسه‌آن در اوایل 1999 صورت گرفت.

در ژوئیه 1992، ویتنام و لائوس پیمان دوستی و همكاری آسه‌آن را امضا كردند. در پی آن، دو كشور در جلسات آسه‌آن و كمیته‌های آن به عنوان دو عضو ناظر شركت كردند.
در ژوئیه 1994 یك هیأت رسمی از میانمار در اجلاس سالانه وزارتی بنا به دعوت دولت میزبان یعنی تایلند (بر مبنای سیاست آسه‌آن مبنی بر اجرای «مداخله سازنده» محدود با میانمار به منظور تشویق دموكراسی در آن كشور) حضور یافت.

میانمار در ژوئیه 1995 مبادرت به امضای پیمان دوستی و همكاری آسه‌آن كرد. آسه‌آن در ژوئیه 1996 به میانمار وضعیت ناظر را اعطا كرد و به آن كشور اجازه داد در اجلاس منطقه‌ای آسه‌آن راه یابد.
این اجازه علی‌رغم آن داده شد كه ملاحظات شدیدی از سوی دولت‌های استرالیا، كانادا و آمریكا به علت وضعیت حقوق بشر در میانمار وجود داشت.
سران دولت‌های آسه‌آن كه در نوامبر 1996 در اجلاس غیررسمی سران در جاكارتا شركت كردند، با ورود میانمار به گروه به عنوان عضو كامل موافقت كردند و در همان زمان كامبوج و لائوس نیز اجازه ورود به گروه را یافتند.
با وجود آنكه عضویت كامبوج تا مدتی به تعویق افتاده بود، لائوس و میانمار در ژوئیه 1997 اجازه ورود به گروه را پیدا كردند.
در ژوئن 1996 وزیران كشورهای عضو آسه‌آن، جمهوری خلق چین، كامبوج، لائوس و میانمار چارچوبی را برای همكاری عمرانی آسه‌آن و كشورهای حوزه رودخانه «مكونگ» پذیرفتند.
هدف از این ابتكار عمل، تقویت یكپارچگی منطقه در جهت همكاری بیشتر در مورد مسایلی همچون قاچاق مواد مخدر، مهاجرت كارگران و گردشگری و ایجاد سهولت در روند توسعه آینده آسه‌آن بود.
قرار شد گروه‌های كارشناسان و مقام‌های ارشد برای بررسی مسایل مالی و پیشنهادهایی جهت ارتباط در منطقه تشكیل جلسه دهند. این ارتباطات شامل شبكه خط لوله گاز، خط آهن و ایجاد یك منطقه مشترك زمانی بود.

گروه كاری خطوط آهن در دسامبر 1996 جمعی از مشاوران را برای مطالعه اسكان‌پذیری پیشنهادات منصوب كرد.
http://www.irtp.com/farsi/news/mahname_barresihaye_bazargani/166/14.htm

آ. س. آ. ن : پیمان اقتصادی کشور های جنوبشرقی آسیا است که با حمایت امریکا در ظاهر جهت توسعه اقتصادی کشورهای جنوبشرقی آسیابوجود آمده و در باطن جهت تحکیم موقعیت سیاسی امریکا در منطقه است، این پیمان مخفف Association of South East Asian Nation می باشد
اتحادیه جنوب شرقی آسیا (آسه آن)

اتحادیه كشورهای جنوب شرقی آسیا موسوم به آسه آن در سال 1967 (1346 ش) توسط پنج كشور تایلند، مالزی، اندونزی، سنگاپور و فیلیپین تشكیل شد. كشور برونئی دارالسلام در سال 1984 و ویتنام نیز در سال 1995 به عضویت این اتحادیه درآمدند. میانمار و لائوس به عنوان اعضای هشتم و نهم در سال 1997 و در نهایت كامبوج در سال 1999 به عنوان آخرین عضو به این اتحادیه پیوست.
اعلامیه آسه آن كه در سال 1967 در «بانكوك» صادر شد، اهداف آن را بدین شرح بیان كرده است: شتاب دادن به رشد اقتصادی، توسعه اجتماعی و ارتقای فرهنگی میان كشورهای عضو- توسعه صلح و ثبات منطقه و برقراری حكومت قانون میان اعضا براساس منشور سازمان ملل- توسعه همكاری های علمی، تكنیكی، فرهنگی میان اعضا- توسعه همكاری در زمینه كشاورزی و صنعتی میان اعضا در جهت ارتقای سطح زندگی مردم- توسعه همكاری های اعضای اتحادیه با سازمان ها و نهادهای بین المللی.

¤ ساختار آسه آن

دبیرخانه آسه آن در «جاكارتا»، مركز اندونزی، است. این اتحادیه هر ساله نشست های متعددی در سطوح مختلف سران، وزیران و كارشناسان ارشد میان كشورهای عضو و سایر كشورهای منطقه برگزار می كند. اجلاس رسمی سران «آسه آن» در حال حاضر هر سال یكبار تشكیل می شود كه در این اجلاس مصوبات نشست وزیران طی سال بررسی و چشم انداز همكاری اعضای این اتحادیه برای آینده را مشخص می كند. نخستین نشست سران در سال 1976 در «بالی» اندونزی و نشست های بعدی در «كوالالامپور» (مالزی)، «مانیل» (فیلیپین)، «سنگاپور»، «بانكوك)، (تایلند)، «هانوی» (ویتنام)، سنگاپور، «پنوم پن» (كامبوج) و بازهم «بالی» برگزار گردید. نشست وزیران نیز سالی یك بار و بین وزیران خارجه، صنعت و تجارت، امورمالی- بانكی- اقتصادی، محیط زیست، فرهنگ و ورزش و جوانان برگزار می گردد.

«آسه آن» از سال 1994 ابتكاری را تحت عنوان مجمع منطقه ای «آسه آن» آغاز و از كشورهای چین، ژاپن، روسیه، اتحادیه اروپا، آمریكا و كانادا دعوت كرده است در این نشست جمعی درباره امنیت منطقه به گفت وگو بپردازند. مجمع منطقه ای آسه آن هر ساله در سطح وزیران خارجه كشورهای عضو كه اكنون به 21 كشور رسیده است برگزار می شود.
آسه آن در نظر دارد با توسعه و گسترش این اتحادیه تا سال 2020 به «جامعه آسه آن» دست یابد. هدف از راه اندازی اجلاس شرق آسیا، زمینه سازی برای جامعه شرق آسیا به سبك اتحادیه اروپا است كه هم اكنون مراحل مقدماتی خود را طی می كند.

http://www.kayhannews.ir/840922/16.htm#other1610

آ.سه. آن و قرن آسیا

از مدتها قبل آینده شناسان گفته اند قرن بیست و یكم قرن آسیاست. آنها بر این نكته تاكید داشته اند كه در روند تحولات جهانی پس از آنكه شرایط بین المللی، قرن نوزدهم را به عنوان قرن اروپا و قرن بیستم را به عنوان قرن آمریكا رقم زد قرن بیست و یكم به عنوان قرن آسیا رقم خواهد خورد.

اگرچه این پیش بینی ها بر مبنای امكانات بالقوه موجود در آسیا بوده، اما بدون تردید تحقق این امر در گرو زمینه سازی های لازم و بهره برداری مناسب از فرصت های ایجادشده توسط كشورهای این قاره كهن می باشد. یكی از عواملی كه به صورت مستمر در جهت تحقق قرن آسیا عمل كرده، اتحادیه جنوب شرق آسیا (آ.سه.آن) است كه طی دو روز گذشته یازدهمین نشست سران آن در كوالالامپور مالزی برگزار شد.

آ.سه. آن كه در سال 1967 در شرایط متاثر از فضای نظامی _ سیاسی جنگ جهانی دوم و تحت تاثیر رقابت های بین المللی عصر جنگ سرد با عضویت 5 كشور اندونزی، مالزی، فیلیپین، سنگاپور و تایلند آغاز به كاركرد به موازات نزدیك شدن به پایان قرن بیستم و همزمان با گسترش اعضای آن به 10 كشور، رویكرد خود را از سیاستهای امنیتی به سیاستهای اقتصادی تبدیل كرد. در آستانه هزاره سوم و ورود جهان به قرن بیست و یكم آ.سه .آن علاوه بر تقویت همكاری بین كشورهای عضو، مناسبات نزدیكی با سه كشور مهم قاره آسیا یعنی چین، ژاپن و كره جنوبی برقرار كرد كه در نتیجه آن آ.سه.آن + 3 شكل گرفت. همچنین در این مسیر در سال 1994 آ.سه.آن با یك نگرش فرامنطقه ای مجمع منطقه ای آ.سه.آن موسوم به «آرف» را تاسیس كرد.تشكیل منطقه تجارت آزاد آ.سه.آن (افتا) و تدوین برنامه «آ.سه.آن 2020) ادامه روند گسترش این همكاریهای منطقه ای بوده است. در ادامه این روند در نشست یازدهم آ.سه.آن طی دو روز گذشته علاوه بر سران 10 كشور عضو اصلی آ.سه.آن، سران كشورهای چین، ژاپن، كره جنوبی، هند، روسیه، استرالیا و نیوزیلند هم حضور داشته اند. حضور رهبران كشورهای بزرگ آسیا در نشست آ.سه. آن و امضای موافقت نامه های دو و چندجانبه بین این كشورها این نوید را می دهد كه اتحادیه آ.سه.آن بتواند در مسیر حركت منطقی خود تعداد بیشتری از كشورهای این قاره را گردهم آورد و زمینه ساز تحقق ایده قرن آسیا از طریق همكاری اقتصادی و تجاری باشد.

نگاهی به شرایط آینده جهان و كشورهای آسیایی حاكی از آن است كه اگر قرن نوزدهم در چارچوب رقابت های استعماری به نام قرن اروپا رقم خورد و اگر قرن بیستم از طریق جنگ ها و مداخلات نظامی قرن آمریكا لقب گرفت، قرن آسیا تحقق خود را در چارچوب همكاریهای اقتصادی جستجو خواهد كرد. هر چند آ.سه.آن تا حدودی در حین سالهای اولیه قرن راه درستی در این مسیر در پیش گرفته است اما تردیدی نیست كه تحقق قرن آسیا نیازمند مشاركت تمامی كشورهای این قاره به ویژه كشورهای غرب آسیا كه دارنده ذخایر عظیم نفت و گاز لازم برای رشد و پیشرفت اقتصادی مورد نیاز تحقق قرن آسیا می باشد.

اگر آ.سه. آن تاكنون به طور صحیح قدرت اقتصادی ژاپن، حجم عظیم و روبه رشد اقتصاد چین، و توان بالقوه هند و نقش بالفعل روسیه را در مسیر تحقق قرن آسیا مد نظر قرار داده باید برای تكمیل این روند به حجم عظیم ذخایر نفت و گاز كشورهای خاورمیانه به ویژه ایران هم توجه كند و در نشست های آینده زمینه حضور تعداد بیشتری از كشورهای قاره به ویژه كشورهای خاورمیانه را فراهم كند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله فرار سرمایه ها در word

استاندارد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله فرار سرمایه ها در word دارای 7 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله فرار سرمایه ها در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله فرار سرمایه ها در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله فرار سرمایه ها در word :

فرار سرمایه ها

بحرانی ملی است ـ باید چاره اندیشی کرد سرمایه سالم و مولد در یک کشور اساس و مبنای حرکت چرخ تولید در بخشهای مختلف از جمله در کشاورزی و صنعت و خدمات است و ایجاد اشتغال و کاهش بیکاری و فقر که تبعات خاص خود را دارند از اثرات حرکت چرخ تولید به شمار می رود. بدون شک فرار سرمایه و بی اعتنایی به سرمایه گذاری مولد موجب کندی یا توقف چرخ تولیدی وبه تبع آن عدم ایجاد شغل و افزایش میزان بیکاری و رشد فقر و ناهنجاریهای اقتصادی و اجتماعی وفرهنگی می شود.

کارشناسان علم اقتصاد اعتقاد دارند، برای به حرکت درآمدن چرخ تولید در بخش صنعت و تجارت و کشاورزی و ; باید سرمایه کافی در دست بخش خصوصی باشد زیرا دولت هرگز یک تاجر یا یک کشاورز و یا یک صنعت گر خوب نبوده و در دنیای پیشرفته امروز این امر به اثبات رسیده است. اکنون با اوضاع حاکم بر اقتصادی کشور و عدم جذب سرمایه ها بنابه آمارهای موجود باید گفت که به راستی علت واقعی فرار سرمایه ها از کشور در کجاست؟

چه بلایی بر سرمان آمده که نه تنها سرمایه گذاران خارجی را جذب نمی کنیم بلکه مقدمات فرار سرمایه گذاران داخلی را نیز فراهم کرده ایم؟ آیا واقعاً سرمایه گذاری در کشور ما ناامن است یا آن را ناامن جلوه داده اند؟ این پرسش و ده ها پرسش مشابه را بارها و بارها از خود پرسیده ایم و در بسیاری از مواقع پاسخ های آن را نیز داده ایم. بی ثباتی سیاسی، سیاست پردازی اقتصادی، قانون گریزی و قانون ستیزی، تصمیمات عجولانه و کارشناسی نشده، برتری منافع کوتاه مدت به منافع بلند مدت و بی اطلاعی و یا عدم توجه به فاکتورهای تعیین کننده

برای رونق اقتصادی و سرمایه گذاری هریک به تنهایی خود مانعی بزرگ برای سرمایه گذاری محسوب می شود و این درحالی است که ما تمامی این خوبان را برای فراری دادن سرمایه ما به یکجا جمع کرده ایم. چگونه انتظار داریم سرمایه گذاری که هر روز خود و سرمایه اش را با چالش و بحرانی جدید مواجه می بیند به سرمایه گذاری و رونق آن امیدوار شود. فقدان امنیت اقتصادی براثر نداشتن چشم انداز روشن اقتصاد ایران و تغییر ناگهانی و غیرقابل پیش بینی قوانین و رویه های مؤثر بر سرمایه گذاری و تولید، از یک سو و نبود ضمانت اجرا برای بسیاری از قوانین مؤثر بر سرمایه گذاری و تولید از دیگر سو، ریسک سرمایه گذاری را بالا برده است

. فرار سرمایه این آهوی گریزپای در اقتصاد ما نتیجه عینی سیاست ها و برخوردهای غلط با سرمایه و سرمایه گذار است، امری که به طور مکرر آیت ا; هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه از سر خیر و دلسوزی بدان اشاره کرده و مسوولان امر را بر ضرورت توجه به آن دعوت کرده است. تشکیل دفتر حمایت از سرمایه گذاری در مجتمع قضایی امور اقتصادی مجتمعی که پیش از این از آن به عنوان نماد مبارزه با سرمایه گذار و قلع و قمع آنان یاد می شد از تلاش دستگاه قضایی به عنوان یکی از متولیان برای حمایت از سرمایه گذاری و تأمین امنیت اقتصادی حکایت می کند.

رئیس قوه قضائیه طی یک ماه اخیر بارها و بارها با هشدار نسبت به عواقب خروج سرمایه از کشور به نگاه دین مبین اسلام و تأکید قانون اساسی به احترام به سرمایه و سرمایه گذار اشاره کرده است. متأسفانه در روزهای اخیر شاهد به حاشیه کشاندن اظهارات رئیس قوه قضائیه در باب ضرورت تأمین امنیت اقتصادی برای سرمایه گذاران از سوی برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی بوده ایم،

به گونه ای که از اظهارات نمایندگان چنین استنباط می شد که معرفی مفسدان اقتصادی یک اصل و امنیت اقتصادی فرعی در کنار این اصل است. این در شرایطی است که این نمایندگان می توانند با تصویب قوانین محکم و راهگشا در راستای جذب سرمایه ها و جلوگیری از سرمایه ایرانیان به دولت و قوه قضائیه وملت کمک شایانی کنند. از سویی لزوم مبارزه با مفاسد اقتصادی و تأثیر معرفی مفسدان اقتصادی در کاهش این قبیل از جرایم برکسی پوشیده نیست اما مطالبه نام مفسدان اقتصادی از رئیس قوه قضائیه از جرایم بر کسی پوشیده نیست اما مطالبه نام مفسدان اقتصادی از رئیس قوه قضائیه از سوی نمایندگان مجلس شورای اسلامی که پیش از این خود بر ممنوعیت انتشار احکام قبل از قطعیت آراء تأکید کرده بودند نه تنها از پایه های قانونی برخوردار نیست بلکه نقض غرض است.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله بررسی رابطه ی فقر و خشونت در word

استاندارد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله بررسی رابطه ی فقر و خشونت در word دارای 31 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله بررسی رابطه ی فقر و خشونت در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله بررسی رابطه ی فقر و خشونت در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله بررسی رابطه ی فقر و خشونت در word :

خشونت

یكی از عواطف مهم انفعالی است كه كار با اهمیتی برای انسان انجام می دهد، یعنی به او در حفظ و نگهداری خویش كمك می كند. قرآن كریم متذكر می شود «با كفاری كه در برابر گسترش اسلام ایستادگی می كنند با خشونت و شدت رفتار شود» (نجاتی، عثمان، 1969) از سوی دیگر قرآن كریم ما را به كنترل خشونت سفارش می كند. زیرا هنگام خشم فكر انسان از كار باز می ماند و قدرت صدور احكام و دستورهای صحیح را از دست می دهد.

بیان مسأله:
پدیده ی خشونت یكی از مسائل مهم جوامع انسانی است كه جلوه های آشكار آن را می توانیم همه روزه در خیابان ها، پارك ها، و محیط های شغلی، تحصیلی و خانوادگی ببینیم. در واقع گستره ی خشونت آن قدر زیاد است كه موجب شده محققین انواع خشونت را هم از حیث قلمروهای عینی بروز آن و هم از حیث تجلیات متنوع آن از هم متمایز كنند.

در واقع آمارهای ارائه شده از سوی مراجع رسمی نشان دهنده ی حضور جدی پدیده ی خشونت در ایران حداقل در اشكالی چون قتل، خودكشی، فرار از خانه و نزاع است. یك نگاه گذرا به مقایسه ی آماری خشونت در اشكال قتل و خودكشی نشان می دهد كه در سال 2000 میانگین قتل در جهان 8/8 (درصد هزار نفر) بوده و در ایران 64/3 بوده است. همچنین میانگین خودكشی در این سال در جهان 5/14 درصد و در ایران 63/6 گزارش شده است.
(Whqlibdoc.whoint/hq/2002/924154)
اگرچه این مقایسه نشان می دهد كه فاصله ی میزان خشونت در اشكال فوق در ایران تا میانگین جهانی قابل ملاحظه است معهذا این ارقام هشدار دهنده است.

گذشته از این سایر اشكال خشونت، هم چون خشونت های خانوادگی، كودك آزاری، خشونت در محیط های كار و تحصیل و جرایم مالی نیز در جامعه ی ما به چشم می خورد. امّا آمار و اطلاعات معتبری در این زمینه وجود ندارد این در حالی است كه بسیاری از مصادیق خشونت به مراجع رسمی گزارش نمی شوند. (سومزی، 1375)

سازمان بهداشت جهانی خشونت را چنین تعریف می كند: استفاده ی عمدی از نیروی فیزیكی تهدیدآمیز یا واقعی، بر علیه كسی یا علیه یك گروه یا اجتماع كه دارای احتمال وقوع جراحت، مرگ، آسیب روان شناختی، عدم توسعه یا محرومیت باشد. (بوكهارت 2002)
این تعریف از یك سو دربرگیرنده ی همه ی انواع خشونت است و از سوی دیگر «كاربرد نیروی فیزیكی» را جزء ذاتی خشونت محسوب می كند.

در تعریف دیگری كه دیكشنری سایت www.word refrence.com ارائه داده است خشونت عبارت است از یك عمل پرخاشگرانه علیه شخص یا چیزی كه در برابر او مقاومت می كند.
همین منبع خشونت را در سه مقوله قرار می دهد:
الف) عمل: در سطح عملی در برگیرنده ی پرخاشگری، اعمال خصمانه، كاربرد زور، داد و بیداد و آشوب كردن، خشونت عمومی، دیوانگی جاده ای، خشونت خانگی.

ب) كیفیت: درنده خویی و ستمگری، تندخویی، غضبناكی، روحیه ی انتقام جویی.
ج) حالت: حالت سركشی منجر به صدمه یا جراحت و ویرانی یا تخریب، حالت اختلال و بی نظمی، حالت گردنكشی و اغتشاش گری، حالت تغییر فاحش خشم و دیوانگی.
انواع خشونت:
خشونت از حیث گستره ی شمول، مقاصد عاملین خشونت و نیز ماهیت كاركردی آن به دسته های مختلفی طبقه بندی شده است:
الف) خشونت معطوف به خود: مرتكب و قربانی یك نفر هستند و این نوع خشونت در دو شكل خودآزاری و خودكشی وجود دارد.

ب) خشونت بین شخصی: این نوع خشونت میان افراد در یك رابطه ی رودررو رخ می دهد. خشونت خانوادگی و خشونت اجتماعی از این نوع است. خشونت خانوادگی در برگیرنده ی خشونت علیه همسر یا شریك جنسی، خشونت علیه كودكان و خشونت علیه سالخوردگان است و خشونت اجتماعی شامل خشونت علیه بزرگسالان (خشونت با آشنایان و غریبه ها)، خشونت جوانان، خشونت مرتبط با جرایم مالی و خشونت در محیط های كاری است.
ج) خشونت جمعی: مرتبط با گروه های بزرگتر افراد در زمره ی خشونت جمعی است از قبیل خشونت های سیاسی و اقتصادی. (بوكهارت 2002)

به طور كلی محرك های بیرونی كه منجر به خشونت و پرخاشگری می شوند عبارتند از:
الف) برخی محرك ها از طریق اجبار احساسی و تداعی با حوادث ناخوشایند به واكنش های خشونت آمیز منجر می شود.
ب) برخی از افراد به واسطه ی گریز از تهدید و حمله ی دیگران در خشونت علیه آنها پیش روی می كنند.
ج) وجود یك ابزار خشونت در معرض دید، محركی برای تشدید كنش پرخاشگرانه به شمار می رود. (فرجاد 1372)

مفهوم فقر: از دیدگاه جامعه شناسی تعریف دقیق فقر و تعیین حدود آن خالی از اشكال نیست زیرا همانند بسیاری از پدیده های اجتماعی فقر نیز اعتبار زمانی و مكانی دارد و با خود اجتماع متحول می شود ولی آن چه مسلم است فقر زاییده ی دو عامل تعیین كننده ی كمبود و مالكیت است. بدین معنی كه در بسیاری از جوامع همه چیز به قدر وفور وجود ندارد و تقاضا بیش از عرض است. در نتیجه هرچه كه برای زندگی ضروری و كمیاب است ارزش اقتصادی پیدا می كند و به محض اینكه ارزشمند می شود در بسیاری از كشورها عده ی قلیلی آن را تصاحب می كنند و عده ی كثیری محروم می شوند به دنبال این امر كسانی كه امكان دست یابی به شیء نادر را ندارند نسبت به آن احساس فقر می كنند. (شیخاوندی، 1353)

پدیده ی فقر نیز به طور قراردادی با فقدان منابع مالی كافی تعریف می شود. می توان رقم درآمد را برای تشخیص بین خانواده هایی كه فقیرند و آنها كه نیستند به كار برد.
در واقع معنی فقر خیلی بیش از كم پولی است. فرهنگ فقر در محله ی فقر، زاده می شود و همراه با بچه ای از فامیلن نامناسب، ناحیه ای نامناسب از مملكت و از اقوام و نژاد خاصی رشد می كند. این خاصیت «دوام به نیروی خود» فقر شایسته توجه است. (هارلینگتون 1962)

چون ارزش های ملّی هر جامعه، موفقیت و كسب هرچه بیشتر را می خواهد لذا ما همیشه كوشش به منظور بهبود وضع خویش و پیشرفت را تحسین می كنیم. دنیای تبلیغات سبب انگیزش خواسته های مادی ما می گردد و محسّنات دلنشین «داشتن» را به رخ ما می كشد. این ثروت بارز فقیر را وا می دارد كه به علّت ناداری احساس تحقیر، و به ناداری خود بیشتر آگاه شود و مشاهده ی این اختلاف دایم به زندگی خود فقیر بیش تر اثر كرده و آنها را به شكست خویش و احساس درماندگی واقف تر می سازد. (آیرین 1969)
در آمریكا شخصیت فقیر درهم شكسته است. اعتماد به نفس او ملوث گشته و امید و انگیزه از روح فقیر ریشه كن شده و خشونت در او افزون گشته است. (لویس1969)

بر طبق نظریه ی رابرت مورتون (1940) افراد به علّت اینكه برای رسیدن به اهداف، وسایل لازم را در اختیار ندارند در شرایط آنومیك قرار می گیرند كه موجب ایجاد فشار روانی در افراد می شود كه جلوه ی بیرونی این فشار روانی خشم است.
در روی آورد یادگیری اجتماعی خشونت به كشاننده های بیرونی مرتبط با آن بیش از كشاننده های درونی توجه دارد و از این رو بندورا (1986) معتقد است در پیش بینی ظهور خشونت و پرخاشگری بایستی شرایط زمینه ساز بیش از مستعد بودن افراد مورد نظر قرار بگیرد.

اقتصاد آنان و سایر اندیشمندان طی بررسی های گوناگون كوشیده اند نشان دهند كه ریشه ی برخی از رفتارهای نابهنجار در امكانات اقتصادی نهفته است. در میان عواملی كه می توان اقتصادی به شمار آورد مسائل مربوط به كمبودهای غیرمادی مانند فرهنگ، مهارت و كمبودی مادی مانند كاهش قدرت خرید و بی خانمانی است. (شینی وندی 1353)

در پیوند برخی از انواع كج روی ها مانند انواع بیماری های روحی با وضع اقتصادی تردیدی نیست و بررسی های متعدد گواه آن است:
مثلاً فورناساری دی ورس كه یكی از پیشتازان جرم شناسی است طی یك بررسی نشان داده است كه در ایتالیا خانواده های فقیر 60% جمعیت را تشكیل می دهند ولی جرایم مربوط به آنها 85 تا 90% كل جرایم است.

آلفرد مارشال در كتاب تاریخی خود درباره ی تئوری اقتصاد سرمایه داری (1891) نوشت:
درست است كه علی رغم فقر، تحت تأثیر عوامل مذهبی، روابط دوستی و محبت های خانواده ممكن است انسان احساس بزرگترین خوش بختی را بكند ولی با این وجود باید اذعان داشت كه در محیط فقر، به ویژه در مناطق پرجمعیت، فقر اقتصادی موجب از بین رفتن و پژمرده شدن استعدادهای انسانی می شود.

ماركس معتقد است كه جنایت، فحشا، فساد، رفتار خلاف اخلاق و خشونت در درجه ی نخست ناشی از فقر است كه زاییده ی سیستم سرمایه داری است به این صورت كه عده ی معدودی با در اختیار گرفتن وسایل تولید، ثروت ها را به طور نامساوی قسمت می كنند و تناقضات اجتماعی را پدید می آورند.
همچنین میزان نسبتاً كم درآمد با میزان نسبتاً زیادی از خشونت میان زنان و شوهران ارتباط داشت. در یك پژوهش سراسری در مورد خشونت های خانوادگی در آمریكا، پژوهشگران دریافتند كه خانواده های فقیرتر از درگیری ها و خشونت های بیش تری خبر می دهند. (بركوتیز1986)

تحقیقات نشان داده اند كه مناطق دارای بزهكاری زیاد بر اساس بیكاری بالا، زندگی فقیرانه و بدون امكانات مشخص می شود. البته بعید است كه بتوان فقر را به عنوان یكی از موضوعات در ارتباط با خشونت ریشه كن كرد امّا از راه سیاست گذاری های مناسب در آموزش و پرورش و سایر سازمان های اجتماعی می توان مانعی بزرگ در راه این سرچشمه ی ناخوشایند زندگی ایجاد كرد. (دویچ 1960)

مسأله ی پژوهش: آیا بین خشونت و فقر (كمبود امكانات مادی برای رسیدن به اهداف) رابطه وجود دارد؟
فرضیه: بین خشونت و فقر یك رابطه ی مثبت وجود دارد یعنی هرچه فقر افزایش پیدا می كند خشونت نیز افزایش پیدا می كند.
هدف تحقیق: آن چه كه در این تحقیق اهمیت دارد این است كه آیا افراد فقیر كه در جامعه ایران انحصاراً تهران زندگی می كنند نسبت به افراد عادی خشونت بیشتری ابراز می كنند؟

اگر چنین است تفاوت میزان خشونت بر اساس متغیرهای زمینه ای چگونه است و در واقع تا آن جا كه بررسی شده تحقیقات و بررسی های علمی پیرامون پیامدهای فردی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی انواع خشونت در ایران بسیار كم صورت گرفته است. پس انجام تحقیقی كه بتواند رابطه ی معنی دار بین این دو پدیده ی با اهمیت را بررسی كند می تواند به دادن راهكارهای عملی جهت تعدیل این وضعیت منجر گشته و گامی در جهت ارتقاء جامعه به سمت پیشرفت و تعالی بردارد. بنابراین هدف اساسی این تحقیق بررسی مسأله ی رابطه ی فقر و خشونت از ابعاد روانی، فرهنگی و اجتماعی است.

تا مسئولان اجتماعی كشور بتوانند با ارائه پیشنهادات و كاربرد روش های صحیح تر روانی، اجتماعی و تربیتی در پیشگیری و كاهش این مشكل اجتماعی چاره ای بیاندیشند.

ضرورت پژوهش: از آن جا كه افراد زیادی در جوامع امروزی به مسأله ی فقر و كمبود امكانات مبتلا هستند و آمارهای جهانی بالا بودن جرایم بزهكارانه را در افرادی كه زندگی فقیرانه و بدون امكانات دارند را تأئید كرده است و ارتباط بالای آن را با شاخص های آسیب شناسی اجتماعی از قبیل اعتیاد دارویی، قاچاق و … را اعلام كرده است این زنگ خطر را در گوش ما به صدا در می آورد كه عدم توجه به اقشار آسیب پذیر جامعه عواقب سنگینی به بار می آورد.
خشونتی كه این افراد در معرض ابتلاء به آن قرار دارند در واقع به هیچ وجه به نفع جامعه نیست و خسارت های مادی و معنوی آن برای جامعه قابل جبران نمی باشد. به همین جهت توجه به این مسأله با هدف كنترل خشونت در افرادی كه از امكانات كافی مادی برخوردار نیستند ضروری می باشد.

در واقع تحقیقات رابطه ی مثبتی بین فقر و جرایم پرخاشگرانه نشان داده اند. یكی از پیامدهای آن، این است كه فقیرترین نواحی شهرهای بزرگ غالباً با بیش ترین میزان جنایت و آدم كشی در ارتباط هستند. از این گذشته فقر می تواند به پرخاشگری های دیگری مانند خشونت های خانوادگی بیانجامد. در یك پژوهش سراسری در آمریكا نشان داده شده در صورتی كه پدر بیكار باشد احتمال كتك خوردن كودك بیشتر است. كه این مسأله خود ضرورت بررسی دقیق تر این معضل بزرگ را خاطرنشان می سازد.

تحقیقات نشان می دهند كه لزوماً بررسی فقر مطلق ما را به سمت نتیجه ی مطلوب رهنمون نمی كند بلكه ما فقر نسبی را مورد سنجش قرار می دهیم و منظور این است كه امكانات در جامعه برای همه ی افراد وجود دارد و افرادی كه درآمد كافی ندارند نیز این امكانات را می بینند امّا نمی توانند از آن استفاده كنند كه این مفهوم فقر نسبی رابطه ی معناداری با خشونت دارد زیرا باعث ایجاد ناكامی در افراد می شود كه این ناكامی به خشونت در فرد منجر می شود.

متغیرها:
الف) متغیر مستقل: وجود یا عدم وجود امكانات مادی
ب) متغیر وابسته: میزان خشونتی كه افراد بروز می دهند.
متغیر تعدیل كننده: محل سكونت

تعریف متغیرها:
الف) تعریف مفهومی متغیر مستقل:
فقر: به معنی عدم استفاده از امكانات جامعه به دلیل ناداری مادی كه افراد به آن مبتلا هستند كه می توان رقم درآمد را برای تشخیص خانواده های فقیر و غیر آن به كار برد. (هارلینگتون 1966)
ب) تعریف عملیاتی متغیر مستقل:
از طریق نمره ای است كه فرد از سئوالات مربوط به اندازه گیری میزان فقر به دست می آورد.
(سئوالاتی طراحی شده است كه میزان درآمد افراد و به طور كلی امكانات مادی مثل وضعیت مسكن، نوع شغل، و میزان رفاه را می سنجد.)

ج) تعریف مفهومی متغیر وابسته:
خشونت: استفاده ی عمدی از نیروی فیزیكی، تهدیدآمیز یا واقعی، بر علیه كسی یا علیه یك گروه یا اجتماع كه دارای احتمال وقوع جراحت، مرگ، آسیب روان شناختی، عدم توسعه یا محرومیت باشد كه در رابطه ی رو در رو رخ می دهد. (سازمان بهداشت جهانی)
تعریف عملیاتی متغیر وابسته:
نمره ای كه فرد از تست پرسش نامه ی پرخاشگری آرنولد اچ باس و مارك پری به دست آورده است كه به طبع هرچه نمره ی فرد در این تست بیشتر باشد میزان خشونت و پرخاشگری فرد نیز بیشتر است.

فصل دوم:
پیشینه و ادبیات پژوهش
الف) نظریه ها:
نظریه های جامعه شناسی و روان شناسی چارچوب های منطقی را تدارك می بیند كه بر اساس آنها محققین قادر به بررسی هدفمند پدیده ی مورد مطالعه خواهند بود. اگرچه این چارچوب های مفهومی هربار كه در عمل و در میدان تحقیق آزمون می شوند برخی عیناً تأیید می شود، برخی فراتر از تأیید، تقویت می شود و قضایا و گزاره های آنها افزایش می یابند و برخی مورد نقد و در مواردی ابطال قرار می گیرند.

بنیان های نظری تبیین كننده اولیه ی پدیده ی خشونت در حوزه ی آسیب شناسی اجتماعی و جامعه شناسی انحرافات قرار دارد. در این حوزه، خشونت به مثابه ی نوعی كجروی اجتماعی تلقّی می شود و از این نگاه همه ی نظریه هایی كه فرآیندهای وقوع كجروی را تبیین می كنند قادر به تبیین خشونت نیز هستند:

نظریه ی آنومی دوركیم :
در یك نگاه كلّی امیل دوركیم معتقد است حدود خواسته های فرد در جامعه تابع هنجارهای خاصی است و از طریق این ضوابط است كه شخص می تواند تمایلات و خواسته های خود را محدود و تنظیم كند. اگر هنجارهای جامعه گسسته شود (آنومی) فرد دیگر قادر به ایجاد رابطه ی منطقی میان خود و جامعه نخواهد بود. در چنین شرایطی فرد ضوابطی برای رفتار خود ندارد و در حالت نابه سامانی به سر می برد. در چنین شرایطی احتمال اینكه فرد به رفتاری دست بزند كه از نظر جامعه هنجار شكنی و انحراف تلقّی گردد زیاد است. گزاره ی كلیدی دوركیم در نگاه به انحراف، این است كه رد عدم وفاق در مورد هنجارهای اجتماعی و عدم همبستگی اجتماعی عامل بروز انحراف است. (محسنی تبریزی ص 56)

نظریه ی رابرت مرتون:
بر طبق این نظریه، همه افراد جامعه به طور طبیعی متمایل به تحقق اهداف مرسوم اجتماعی هستند و از آن جا كه كلیّه ی اقشار اجتماعی برای نیل به اهدافشان وسایل و راه های پذیرفته شده و قانونی را در اختیار ندارند در شرایط آنومیك قرار می گیرند یعنی وضعیت ناهمنوایی اهداف و وسایل مشروع رسیدن به اهداف. این وضعیت موجب ایجاد فشار روانی در افراد می شود تا به هر وسیله ی ممكن ولو غیر قانونی و غیر اخلاقی به اهداف خود دست یابند. این فشار از دید مرتون منبع اصلی انحراف و كج روی افراد است كه جلوه ی بیرونی این فشار روانی خشم است و در واقع اقشار فاقد امكانات و یا دارای امكانات محدود این حالات روحی مزمن را در سطح شدیدتری تجربه می كنند.

نظریه ی یادگیری اجتماعی آلبرت بندور :
مردم باید رفتار را بیاموزند، الگوی پاسخ جدید یا از طریق تجربه ی مستقیم و یا از طریق مشاهده قابل فراگیری است. (بندورا- 1372 ص 29)
آلبرت بندورا متفكر اصلی نظریه ی یادگیری اجتماعی از یك سو با تكیه بر عنصر «یادگیری از طریق مشاهده» و از سوی دیگر او دیدگاهی روان شناسانه تر را برمی گزیند و برای تبیین فرآیند یادگیری به متغیرهای پاسخ و پیامد توجه می كند.

برخی از مفاهیم اصلی نظریه ی بندورا از این قرارند:
– وقتی مردم با وقایع روزمره مواجه می شوند برخی از پاسخ هایشان موفق از كار در می آید در حالی كه دیگر پاسخ ها بی اثر بوده یا منجر به پیامدهای تنبیه می شود. در این فرآیند سرانجام اشكال موافق رفتار برگزیده و رفتارهای بی اثر كنار گذاشته می شود. (همان ص 30)

– تجارب گذشته توقعاتی را خلق می كند مبنی بر اینكه برخی از كنش های معین فایده مند، برخی اثرات قابل توجهی ندارند و برخی نیز مشكلات آینده را رفع خواهند كرد. مردم با تجسم نمادین پیامدهای قابل پیش بینی می توانند فرآیندهای آینده را به برانگیزاننده های فعلی رفتار تبدیل كنند. (همان ص 31)
– اگر مردم برای اطلاع درباره ی نحوه ی عمل خود، فقط بر اثرات كنش های خود متكّی بودند یادگیری بسیار دشوار می شد.

– عمده رفتارهای آدمی با مشاهده از طریق مدلسازی آموخته می شود. از مشاهده دیگران فرد در مورد نحوه ی انجام فعالیت های جدید ایده كسب می كند و در موفقیت های بعد از این اطلاعات رمزگذاری شده به عنوان راهنمای عمل بهره می برد. از آن جا كه مردم می توانند پیش از اقدام به رفتار، حداقل به تقریب نحوه ی عمل را از نمونه های آنها بیاموزند از خطاهای غیر ضروری پیشگیری می كنند. (همان ص 35)

بندورا معتقد بود كه خشونت باید از سه جنبه تبیین شود:
1) چگونه الگوهای پرخاشگرانه ی رفتار توسعه می یابد؟
2) چه چیزی مردم را جهت اینگونه رفتار تحریك می كند؟

3) چه چیزی تعیین می كند آنها بخواهند استفاده از یك الگوی رفتار پرخاشگرانه را در موقعیت های آینده ادامه دهند؟ (دلورزاسیون1988)
نظریه ناكامی دالارد :
دالارد و دیگران (1939) در نظریه ی تولید سایق، خشونت ناشی از یكسری شرایط خارجی است كه منجر به ناكامی، فقدان و درد می شود. این شرایط یك نیروی قوی در خود به وجود می آورد كه وی برانگیخته شود تا رفتارهایی از خود بروز بدهد تا باعث آسیب به اشخاصی كه مسئول چنین شرایطی هستند بشود. در اینجا خشونت امری اجباری و خودبخودی نیست بلكه بستگی به شرایط زندگی و اجتماع دارد.

پژوهش های داخلی:
در سال 1356 پژوهشی تحت عنوان «عوامل مؤثر در ضرب و جرح خانوادگی» در قالب پایان نامه كارشناسی توسط آذردخت غدیری انجام گرفته است، كه در آن پژوهشگر با روش مطالعه ی اسنادی «گردآوری اطلاعات از كتب و رسالات و روزنامه ی كیهان» كلیه قتل ها و ضرب و جرح های خانوادگی طی ده سال را از سال 1345 تا 1355 را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داده است كه داده های به دست آمده به این صورت است:
جنسیت ضاربان: مرد83% و زن17%
جنسیت مضربون: مرد29% و زن59%

و داده های توصیفی به این شرح است:
1) در تهران 64% وقایع در جنوب شهر و 36% در بالای شهر رخ داده اند.
2) بیش ترین عوامل مؤثر در وقوع ضرب و جرح و قتل به ترتیب عدم سازش در خانواده 15 درصد، مسائل ناموسی14 درصد، سوء ظن ضاربان 14 درصد، و مسائل مالی 14 درصد بوده است.

درسال 1372 پژوهشی تحت عنوان «بررسی علل وندالیسم در تهران و راه های پیشگیری و درمان آن در قالب یك طرح تحقیقاتی به سفارش معاونت امور اجتماعی شهرداری تهران توسط علیرضا محسنی تبریزی انجام شد.
وندالیسم به نقل از پاترس ژانورن عبارت است از نوعی روحیه ی بیمارگونه كه به تخریب تأسیسات عمومی مثل تلفن های عمومی، صندلی های اتوبوس های شهری، مترو، ترن و باجه های پست و تلگراف و نظایر این ها تمایل دارد.

از حیث مصادیق خشونت در شكل وندالیسم اهم نتایج به دست آمده از این قرار است:
1) از حیث سطح تحصیلات، 73 درصد افراد مخرب دستگیر شده دارای تحصیلات راهنمایی و پایین تر هستند.
2) اكثریت افراد مخرب دستگیر شده از حیث وضعیت اجتماعی- اقتصادی خانواده متعلق به گروه ها و اقشار فرودست، كم درآمد و كم سواد با مشاغل دارای منزلت اجتماعی پایین هستند.

3) 60 درصد افراد مخرب دستگیر شده تجربه ی شكست تحصیلی داشته اند و 36 درصد آنها علّت عدم موفقیت تحصیلی خود را محرومیت از محیط خانوادگی آرام و سالم، 30 درصد فقر مالی، 26 درصد بی علاقگی به تحصیل و 9 درصد معاشرت با دوستان ناباب اعلام كرده اند.

4) 60 درصد افراد مخرب دستگیر شده دچار پرخاشگری، 57 درصد آنها مبتلا به افسردگی، 38 درصد مبتلا به اضطراب، 36 درصد دچار پارانوئید بوده اند.
پژوهش های خارجی: مقاله ی «ابعاد اقتصادی خشونت میان فردی» اثر هوگ واتز منتشر شده توسط سازمان بهداشت جهانی در سال 2004 یكی از بررسی های انجام شده در سطح بین الملل است كه می خواهد تأثیرات اقتصادی اشكال متعدد خشونت میان فردی را در كشورهای مختلف بررسی و ارزیابی كند.

واتر در این بررسی به دنبال روشن كردن مسأله ی ابعاد اقتصادی خشونت میان فردی در 3 جنبه است:
1) هزینه های خشونت بین شخصی
2) تأثیرات اقتصادی فعالیت های معطوف به كاهش خشونت بین شخصی
3) تأثیرات عوامل اقتصادی و سیاست ها روی خشونت بین شخصی.

نویسنده در تعریف خشونت مستند به تعریف سازمان بهداشت جهانی می نویسد: كاربرد عمدی نیرو یا قدرت فیزیكی، تهدیدآور یا واقعی علیه خود، شخص دیگر یا علیه یك گروه یا اجتماعی كه به وقوع بپیوندد یا احتمال وقوع داشته باشد و به اثراتی چون محرومیت، مرگ، آسیب روان شناختی، توقف رشد یا محرومیت منجر گردد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله چرا غرب با وجود فساد همیشه در حال پیشرفت علمی است ؟ در word

استاندارد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله چرا غرب با وجود فساد همیشه در حال پیشرفت علمی است ؟ در word دارای 18 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله چرا غرب با وجود فساد همیشه در حال پیشرفت علمی است ؟ در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله چرا غرب با وجود فساد همیشه در حال پیشرفت علمی است ؟ در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله چرا غرب با وجود فساد همیشه در حال پیشرفت علمی است ؟ در word :

چرا غرب با وجود فساد همیشه در حال پیشرفت علمی است ؟
پیشرفتی که امروزه در غرب وجود دارد، اوّلاً پیشرفت در علم و صنعت و تکنولوژی بوده، نه در تمام جنبه های انسانی؛ ثانیاً غرب پیشرفت خود را مدیون تلاش و کوشش پیشینیان خویش است، نه ره آورد انسان غربی امروزی. دانشمندان بزرگی که در طی چندین قرن در جهان غرب با بهره گیری از آثار و نوشته های دانشمندان پیش از خود، قافله علم را به جلو راندند ، و امروزه به جهان غرب عرضه داشتند، انسان های غیر اخلاقی نبودند؛ یعنی اگر چه غرب امروزه با پیشرفت در علم و صنعت روبرو است،

اما پیشرفت را مدیون انسان های تلاشگر و دانشمندان پیشین است و آن ها اهل فساد نبودند. حتی امروزه کسانی که در وادی دانش و کشف رموز هستی و اختراع قرار گرفته اند، کسانی نیستند که به دنبال جنبه های فساد آور در غرب بروند. مطمئناً دانش و کشف رموز هستی با صرف کردن عمر و وقت در فساد سازگاری ندارد. بسیاری از آنان به ارزش های اخلاقی احترام می گذارند.

و چنین نیست که همه جهان غرب و مردم آن به فساد آلوده باشند. اگر غالباً با جنبه های فاسد آن روبرو هستیم، به این خاطر است که برای کشورهای دیگر این جنبه ها را بیشتر به نمایش می گذارند، یا برای این است که از جنبه های مثبتی که در آنجا وجود دارد، آگاهی نداریم. یکی از چیزهایی که موجب پیشرفت آن ها شده و متأسفانه ما کمتر آن را در زندگی به کار می گیریم، رعایت نظم و انضباط و قانون است. مورد دیگر مدیریت صحیح در جامعه است. مدیریت صحیح موجب جذب نیروهای علمی و فکری از سراسر جهان به غرب شده است.

مطمئناً امروزه غرب بسیاری از پیشرفت ها و دست آوردهای علمی خود را مدیون دانشمندان و نوابغ جهان سوم و کشورهای عقب نگه داشته شده یا عقب مانده است. هم چنین باید توجه داشت که برخی امور از نظر اعتقاد دینی و فرهنگی در جامعه فساد تلقی می شود و به آن ها باور داریم، اما برای مردم در جهان غرب به عنوان فساد نیست،

مانند روابط زن و مرد. اگر چه این امور وقتی از حد خود بگذرد، موجب تباهی و فساد یک تمدن می شود. به همین خاطر برخی از اندیشمندان جامعه غرب از این جهت هشدار داده اند جامعه غرب دچار سقوط و تباهی نشود. برخی از اندیشمندان برای آینده جهان غرب این فرو پاشی و افول را پیش بینی کرده اند. مانند اشپینگر در کتاب افول غرب. یکی از دلایل پیشرفت غرب در علم و تکنولوژی، همت و تلاش آنان است. آن ها برای چیزی که اعتقاد و باور دارند، همت بسیاری به خرج می دهند.

آن ها بر این باورند که باید زندگی دنیوی را به سوی خوشبختی و رفاه کامل به پیش برد و تمام چیزهایی که در عالم طبیعت وجود دارد، باید برای زندگی پُرسود به خدمت گرفت. با این نگرش به تلاش و کوشش همت گماشتند. اما این که چرا مسلمانان و به خصوص ایرانیان با بهره مندی از فرهنگ و میراث غنی اسلامی و تأکیدات بسیار دین برای تحصیل دانش و فرهنگ و پیشرفت، عقب مانده شده اند، عوامل گوناگونی در آن نقش دارد، که به آن ها اشاره می کنیم:

چرا ملل فاقد ایمان، زندگی مرفّه‏تری دارند؟
هرگز چنین نبوده است که همواره ملل و افراد فاقد ایمان، غرق در رفاه و ثروت باشند و ملل و افراد با ایمان غریق گرداب فقر و فلاکت. در آیه 32 سوره زحزف آمده است: (أَهُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّکَ نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعیشَتَهُمْ فِی الْحَیوِْ الدُّنْیا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ;)؛ «آیا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم میکنند؟! ما معیشت آنان را در حیات دنیایشان تقسیم کردیم و برخی را نسبت به برخی دیگر برتری دادیم». در آیه 36 سوره سبأ نیز آمده است: (قُلْ اِنَّ رَبّی یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشأُ وَ یَقْدِرُ وَلکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ)؛ «بگو: مطمئناً پروردگارم روزی را برای هر کس بخواهد، وسیع یا تنگ میکند؛ ولی بیش‏تر مردم نمیدانند» از امام صادق نقل شده است:

«خداوند دنیا را هم به کسانی که دوستشان دارد، میدهد و هم به کسانی که مبغوضند؛ ولی ایمان را جز به دوستانش نخواهد داد». در ضمن روایت دیگری از آن حضرت آمده است: «; خداوند در میان مؤمنان ثروتمندانی و در میان کافران، فقرایی قرار داد؛ آن گاه آنان را با امر و نهی، و صبر و رضا امتحان فرمود». بنابراین طبق منطق قرآن و روایات شیعه، روزی هر فرد و جامعه‏ای به دست خداوند است. اوست که روزی را طبق مصلحت و حکمت بیپایانش میان بندگانش – اعم از مؤمن و غیر مؤمن – تقسیم میکند. اکنون به گونه‏ای دیگر، سؤال بالا را مورد ارزیابی قرار میدهیم.

این ادعا که تمامی افراد و ملت‏های فاقد ایمان، مرفه‏تر از ملل با ایمان هستند، قابل اثبات نیست؛ زیرا ظاهراً مقصود از ملل فاقد ایمان، جوامع غربی و آمریکاست؛ در حالی که بسیاری از آنان به خداوند و برخی از عقاید حقه مؤمن هستند و اعمال عبادی را نیز انجام میدهند؛ اما اگر منظور سؤال کننده از ملل فاقد ایمان، ملل غیر مسلمان است،

باید گفت که این گونه نیست که تمامی ملل غیر مسلمان در رفاه باشند. گرچه برخی از کشورها، در شرق و غرب جز کشورهای صنعتی و پیشرفته هستند و بسیاری از مردم آن کشورها در رفاه به سر میبرند. ولیکن در این کشورها هم فقر و بیکاری و مشکلات اقتصادی فراوان است. برای نمونه مدیر عامل صندوق بین‏المللی پول، هورست کوهلر، در سخنرانی خود در 16 ژوئیه 2001 در ژنو، خطاب به شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد اظهار داشت: «روند رشد در سراسر دنیا رو به کاهش گذاشته است.

این امر ممکن است برای اقتصادهای پیشرفته، کشورهای توسعه یافته و ثروتمند، ناراحت کننده باشد؛ لکن برای بسیاری از بازارهای در حال ظهور و کشورهای در حال توسعه، کشورهای فقیر و توسعه نیافته، منشأ دشواری فراوانی بوده است» آری، آنچه به وضوح مشاهده میشود، آن است که درصد افراد مرفه در کشورهای پیشرفته بیش از درصد چنین افرادی در کشورهای به اصطلاح جهان سوم یا در حال توسعه است؛ اما نباید از یاد برد که مردم کشورهای به اصطلاح جهان سوم، اعم از افراد با ایمان و بیایمان میباشند؛ همچنان که ساکنان کشورهای پیشرفته، اعم از افراد بیایمان و با ایمانند.

بنابراین به نظر میرسد که ایمان یا عدم ایمان افراد و حتی سران حکومت، نقشی در توسعه یا عدم توسعه ندارد. ولی باید گفت که این استنتاج، سطحی و غیر دقیق است؛ زیرا بیش‏تر قوانین و مقرراتی که محور سیاست، اقتصاد و فرهنگ بوده و در اسلام و ادیان الهی بدان‏ها اشاره شده است، دستوراتی ارشادی است که عقل و اندیشه آدمی نیز به طور مستقل توانایی کشف آن‏ها را دارد. به همین دلیل در سراسر جهان حکومت‏هایی را مشاهده میکنیم که به ظاهر با مبانی غیر دینی، کشورهای خود را اداره میکنند؛

اما در واقع خاستگاه و منشأ بسیاری از قوانین و مقرراتشان، در عرصه فرهنگ، سیاست و اقتصاد، دین و مذهب است؛ بدون آن که خود بدان توجه داشته باشند. وانگهی کشورهای توسعه یافته و بالاخص کشورهای سرمایه‏داری، کشورهای ضعیف، و کشورهای اسلامی را برای سالیانی مدید و طولانی استعمار کرده و با استفاده از منابع و ذخایر طبیعی و نیروی انسانی آنان، ثروت‏هایی عظیم ملل جهان ظالمانه غصب و به نفع خود مصادره کرده‏اند.

اصولاً از علل عمده ضعف و عقب‏افتادگی اقتصاد کشورهای جهان سوم، نفوذ و سیطره همه جانبه دولت‏های آمریکا، انگلیس، فرانسه و نظایر آن‏ها بر این کشورها بوده است. از سوی دیگر میبینیم که کشورهای سرمایه‏داری و پیشرفته تا جایی که توانایی دارند، اندیشمندان و طراحان سیاسی و اقتصادی و نیروهای متخصص و کارآمد سایر کشورها، اعم از مسلمان و غیر مسلمان را جلب و جذب میکنند و با این عمل از یک سو، بهترین نیروها و متخصصان را در بعد تئوری و عملی در عرصه‏های کلان و گوناگون سیاست‏گذاری، در اختیار میگیرند، و از سوی دیگر زیان‏های غیر قابل جبرانی به کشورهای دیگر وارد میسازند. با اعمال چنین راهبردهایی طبیعی خواهد بود که مشاهده کنیم در مجموع، رفاه نسبی در کشورهای به اصطلاح پیشرفته و توسعه یافته بیش از دیگر کشورهاست

چرا با وجود منابعی چون قرآن، نهج البلاغه و ; ما مسلمانان این قدر در علم و تکنولوژی عقب مانده ایم، ولی امریکایی ها این قدر رشد کرده اند؟
نقل است که سال ها پیش از انقلاب، یکی از نشریات همین سؤال را از خوانندگان خود پرسید و برای بهترین پاسخ جایزه ای در نظر گرفت.

آن جایزه با وجود پاسخ های بی شمار رسیده به دفتر نشریه، به طلبه ای رسید که از مدرسه فیضیه پاسخ آن را فرستاده بود. او نوشته بود: “علت اصلی عقب ماندگی ما تا زمان حاضر و پس از این چهارده چیز است: کَذبَ کَذبتْ کذَبتَ کذبت کذبتُ کَذبا کذبتا کذبتما کذبتما کَذبوا کذبنَ کذبتُم کذبتنُّ کَذبْنا این که بپذیریم داستان بالا واقعیت دارد یا خیر، چندان مهم نیست. مهم واقعیتی است که در طی صرف این چهار صیغه فعل “کذب” وجود دارد.

حقیقت این است که ما مسلمانان با وجود داشتن دینی کامل و منابع عظیم فرهنگی مانند قرآن، نهج البلاغه و ; به واسطه عدم ثبات و پایداری در اعتقاداتمان عقب مانده ایم و پس از این نیز خواهیم ماند. همه ما به نوعی در بی اعتقادی و بی صداقتی، در این دروغ سازی بزرگ سهیم هستیم. فهم این مشکل چندان سخت نیست. فقط کافی است نگاهی با تأمل به خود و محیطمان بیاندازیم. مگر کسب علم از دستورهای اکید اسلام بر مسلمانان نیست؟ مگر علم به قول سعدی سلاح جنگ با شیطان نیست؟

مگر دین ما بهترین دستورها را برای زیستن بهتر ندارد؟ مشکل این جا است که در یادگیری علم به کسب مدرک تحصیلی جهت رسیدن به رفاه و پست و مقام بسنده کرده ایم. تنبلی و خستگی را پیشه خود کرده ایم و به جای ایستادگی و صبر در برابر مشکلات و به منظور دستیابی بر موفقیت، خود را از درد سر اندیشه و عمل بیرون کشیده و “کنجی و دلی ز محنت آزاد” را برگزیده ایم. سید جمال الدین اسد آبادی جمله زیبایی در این باره دارد، او می گوید: “غرب با علم و عمل نهضتی پدید آورد و شرق با جهل و سستی از بین رفت”.

اگر دنیای غرب هر روز در حال رشد است، دلیلش این است به کاری که می کند، گرچه باطل ترین اعمال باشد، اعتقاد راسخ دارد. برای همین شب از روز و روز از شب نمی شناسد. تلاش و تحقیق می کند، زحمت می کشد و به مقصود می رسد. باید هم برسد چون به قول گذشتگان “عاقبت جوینده یابنده است”. امام علی(ع) خطاب به مردم کوفه در زمان خلافت خویش، با اندوه تمام می گوید: “آنان (سپاهیان معاویه) در باطل خود پایدارند اما شما در حق خود متفرق و مضطرب”.

بیهوده نیست که علی(ع) می گوید: “ای کاش شما را ندیده بودم و نمی شناختم”. آرزو می کند: امیدوارم خدا مرا از شما و شما را از من بگیرد و به جای من حاکمی بد بر شما بگمارد و به جای شما افرادی پسندیده تر نصیبم کند”.(1) دوست عزیز! تلاش، کوشش، پیگیری، جستجو، عزم جزم و ; کلماتی تقریباً برابرند که همگی از “خواستن و توانستن” حکایت می کنند اما مسلمانان متأسفانه هم در بُعد خواستن و هم در توانستن دچار ضعف و سستی شگفتی هستیم. افزون بر این در خصوص علل عقب ماندگی مسلمانان مطالبی به پیوست ارسال می گردد.
علل عقب ماندگی کشورهای اسلامی از لحاظ علمی و صنعتی از دیگر کشورها چیست؟

بررسی علل واماندن مسلمانان از پیشرفت در تکنولوژی و پیش افتادن دیگران در این عرصه، از موضوعات بسیار مهمی است که بررسی آن نیازمند تحقیق گسترده تاریخی و اجتماعی است. مسلماً یک سری عوامل دراین زمینه دخیل بوده‏اند که بایستی آن‏ها را شناخت و ارزیابی کرد. الف) در آموزه‏های دینی اسلام تکیه بسیار زیادی بر عقل و تعقل، تفکر و تدبر شده است. در قرآن مجید این کلمات و مفاهیم به اشکال گوناگون به کار رفته است:

1- چهل و نه مرتبه ریشه “عقل” به صورت‏های مختلف (تعقلون، یعقلون، یعقلها، تعقل و عقلوه)، 2- هجده مرتبه ریشه “فکر” (تفکرون، یتفکرون و فکر)، 3- هشت مرتبه ریشه “دبر” (به معنای تدبّر)، 4- چندین بار ریشه “نظر” (به معنای نگریستن و تأمل)، 5- ده‏ها مرتبه ریشه “رأی” (به معنای مشاهده)، 6- عقل از دیدگاه اسلام اولین مخلوق الهی و با شرافت‏ترین آن‏ها قلمداد شدهاست. ب) مسلمانان با تکیه بر تعالیم وحی – به ویژه بر عقل و اندیشه و دیگر آموزه‏های آسمانی قرآن – در طول ده قرن بلکه بیشتر پرچمدار پیشرفت و ترقی در جهان بوده‏اند.

اگر اندکی تاریخ علم و تمدّن را مطالعه کنیم، در خواهیم یافت که تحولات اروپا و نوگرایی علمی و فکری آن (رنسانس) در قرن شانزدهم به بعد عمیقاً تحت تأثیر تمدن اسلامی بوده است. مطالعه تاریخ جنگ‏های صلیبی و روابط اروپا و مسلمانان به روشنی این حقیقت را نشان می دهد. ج) تردیدی نیست که اگر مسلمانان از تعالیم وحی فاصله نمیگرفتند و قوام سیاسی و وحدت اجتماعی خود را حفظ می کردند، اکنون نیز می توانستند از هر نظر جلوتر از غرب باشند چرا که اگر به جای درگیریهای بیهوده واتلاف منابع خود، دست وحدت به یکدیگر بدهند و به ریسمان الهی چنگ بزنند

، می توانند قدرتی بزرگ با امکاناتی وسیع در سطح جهان باشند و با چند برنامه و استفاده از استعدادها، از نظر فن آوری نیز به رقابت با دیگران بپردازند. د) آنچه که موجب عقب ماندگی صنعتی و سیاسی مسلمانان گشته فاصله گرفتن آنان از اسلام و برداشت‏های بدون دلیل از دین بوده است. برداشت غلظ از زهد، دنیا، دعا و قدرت موجب عقب ماندگی شده وگرنه همین مفاهیم در صدر اسلام و حتی در غرب، موجب پیشرفت شده است.

بلی، باید اعتراف کرد که رواج اندیشه‏های صوفی گرانه و برخی انحرافات دیگر فکری – که معلول التقاط است – نقش مؤثری در جاماندن مسلمانان از قافله صنعت و پیشرفت داشته است. نکته دیگری که باید به آن توجه کنید، بحث اعتقاد و عدم اعتقاد به نیروی ماورای طبیعی است. غرب هیچ گاه به طور عام وگسترده منکر ماوراء الطبیعه نبوده و اکنون نیز نیست. بیشتر یا تمامی دانشمندان اروپا – که از قرن شانزده به بعد پایه گذاران پیشرفت علمی در اروپا بوده‏اند – معتقد به خداوند و ادیان الهی بوده‏اند.

علل پیشرفت غرب چیست ؟ آیا این فرضیه که ترک دین باعث پیشرفت آنها شده درست است ؟
عوامل بسیاری میتوانید موجب پیشرفت و رکود شود. گفتنی است که اساسیترین علت آن، تلاش و فعالیت درجهت شناخت سنن و قوانین حاکم بر جهان هستی و استفاده درست از امکانات میباشد که خداوند در اختیار بشرنهاده است. اما این که علت پیشرفت غرب دین‏گریزی است سخنی نا به جا میباشد؛ بلکه بسیاری از دانشمندان غرب نیز دین‏گرا میباشند

. از طرف دیگر دین‏گریزی در واقع یکی از خلأها و نواقص تمدن غرب میباشد و متفکران واندیشمندان غربی به سرعت متوجه این خلأ گردیده و کوشیده‏اند گرایش به دین را همواره زنده نگه دارند، لیکن مشکل اساسی جهان غرب این است که دین حاکم بر آن از جامعیت و فردپذیری کافی برخوردار نیست و راه یافتن تحریف در آن مشکلات بسیاری را پدید آورده است.

اگر دین برای پیشرفت، جوامع انسانی و کمال بشریت است، به ویژه در مورد دین اسلام که ما آن را دین کامل و پیشرفته می دانیم، پس چرا کشورهای اسلامی عقب مانده اند؟ و بر عکس کشورهای توسعه یافته و جهان اول، همه غیر دینی و سکولار هستند؟

نخست باید به این پرسش جواب دهیم که آیا اصلاً دین میتواند مانع از پیشرفت شود یا نه؟ در اینجا لازم است میان دین اصیل و ناب و خالص _که از طرف خداوند به عنوان برنامه‏ای کامل برای زندگی بشر آمده است_ با عقاید موهوم و خرافات _که ساخته دست بشری بوده و به عنوان دین معرفی میگردیده، (مانند عقاید موهوم ارباب کلیسا درباره خداوند و تعالیم آنها درباره علم و نحوه زندگی مردم)_ تفکیک قائل شد؛ زیرا نفس دین که در جهت رشد و تعالی و تکامل و پیشرفت بشر در ابعاد مختلف زندگی باشد و بر علم، دانش، کار و تلاش نیز توصیه و تأکید دارد؛ هرگز نمیتواند عامل عقب‏ماندگی و انحطاط باشد و شواهد و دلایل بسیاری را میتوان برای اثبات این موضوع اقامه نمود که بعضی از آنها عبارت است از: 1 پیشینه تمدن مسلمانان در طی قرون متمادی و صدور آن به کشورهای دیگر _از جمله کشورهای اروپایی_ نشان میدهد

نه تنها دین موجب عقب ماندگی نمیشود، بلکه اعتقاد به دین در کنار عمل به آن سبب درجات بالایی از پیشرفت و رشد میگردد. 2 تنها مسلمانان و کشورهای اسلامی نیستند که به این گرفتاری مبتلایند؛ بلکه کشورهای غیر اسلامی و غیردینی و سکولار بسیاری نیز به دلایلی _از جمله سلطه استعمار_ در فقر مطلق یا نسبی باقی مانده‏اند. 3 در کشورهای پیشرفته نیز به رغم در اختیار داشتن منابع فراوان و دسترسی به ارقام بالایی از رشد اقتصادی، رفاه همگانی تحقق نیافته است و به طور معمول گروه خاصی از ره آورد توسعه بهره میگیرند و عده زیادی در فقر زندگی میکنند.

4 به رغم رشد و ترقی تمدن غرب در بعضی از زمینه‏ها، از دیگر سو انحطاطات و بحران‏های جدی دیگری در کنار آن پدید آمد که بشریت را در ورطه خطرناکی قرار داده و فریاد متفکران و اندیشمندان را بلند کرده است. 5 بسیاری از دانشمندان غربی و پدید آورندگان تمدن جدید غرب نیز دین‏گرا میباشند، هر چند تمدن نوین بر پایه دین‏گرایی بنیان نهاده نشده است. پس مشخص میشود که نه دین سبب عقب‏ماندگی است و نه پیشرفت غرب محصول دین‏گریزی است. برعکس رگه‏هایی از دین‏گریزی _که در اوان پیدایش تمدن نوین غرب رخ نمود_

یکی از آسیب‏های جدی و نواقص تمدن غرب میباشد که متفکران و اندیشمندان غربی به سرعت متوجه این خلأ گردیده و کوشیدند گرایش به دین را همواره زنده نگه دارند؛ لیکن مشکل اساسی جهان غرب این است که دین حاکم بر آن، از اصالت، جامعیت، وثاقت و خردپذیری کافی برخوردار نیست و راه یافتن تحریف در آن، مشکلات بسیاری را پدید آورده است. اما در مورد اینکه چرا کشورهای اسلامی به ‏رغم برخورداری از دین مبین اسلام، عقب افتاده‏اند؛ باید گفت:

این مسأله علل و ریشه‏های تاریخی مختلفی دارد و بررسی جامع و همه جانبه آن نیازمند تحقیقاتی ژرف و گسترده است. که به صورت اختصار به بعضی از آنها اشاره میشود: 1 تردیدی نیست که اگر مسلمانان از تعالیم وحی فاصله نمیگرفتند و قوام سیاسی و وحدت اجتماعی خود را حفظ میکردند، هم‏اکنون نیز میتوانستند از هر نظر جلوتر از غرب باشند؛ چرا که اگر به جای درگیریهای بیهوده و اتلاف منابع خود، دست وحدت به یکدیگر بدهند و به ریسمان الهی چنگ بزنند، اینک نیز میتوانند قدرتی بزرگ با امکاناتی وسیع در سطح جهان باشند و با چند برنامه و استفاده از استعدادها، از نظر فن‏آوری نیز به رقابت با دیگران بپردازند. 2 آنچه که موجب عقب‏ماندگی صنعتی و سیاسی مسلمانان گشته

، فاصله گرفتن آنان از اسلام و برداشت‏های بدون دلیل از دین بوده است. برداشت غلط از زهد، دنیا، دعا و قدرت موجب عقب‏ماندگی شده؛ وگرنه همین مفاهیم در صدر اسلام و حتی در غرب، موجب پیشرفت شده است. بلی، باید اعتراف کرد که رواج اندیشه‏های صوفیگرانه و برخی انحرافات دیگر فکری _که معلول التقاط است_ نقش مؤثری در جاماندن مسلمانان از قافله صنعت و پیشرفت داشته است. 3 مسلمانان بر اساس انگیزش و هدایت‏های دینی، مسیر رشد تعالی را پوییدند و بر اثر انحراف از دین و آلودگی به مفاسد، دنیاپرستی،

سستی و کاهلی، به انحطاط و عقب ماندگی گراییدند. 4 وجود نظام‏های سیاسی فاسد و استبدادی که به جای همت در جهت رشد و پیشرفت مسلمانان، فقط به فکر حفظ قدرت خویش و صرف هزینه‏های عمومی مسلمانان در جهت خوش‏گذرانی و; بودند، وجود این نظام‏ها و حاکمان فاسد خود ناشی از انحرافات سیاسی صدر اسلام پس از رحلت پیامبر عظیم‏الشأن و انحرافات اعتقادی و اجتماعی بعد از آن بود. این نظام‏های سیاسی، در شخصیت و منش انسان‏ها و فرهنگ این جوامع نیز آثار زیان‏باری داشتند. 5 هجوم بیگانگان و استعمارگران و تلاش آنها برای عقب نگاه داشتن کشورهای جهان سوم برای استثمار منابع انسانی و طبیعی و تداوم سلطه غرب بر این کشورها. 6 سرگرم شدن مسلمانان به تفرقه و جنگ‏های داخلی و جانشین ساختن شعارهای استعماری همچون،

ناسیونالیزم، پان‏عربیسم و به جای تکیه بر اصولگرایی و اتحاد بین الملل اسلامی. باید دانست؛ کشورهای غربی هرگز بعد از کنار گذاشتن دین به این همه رشد و; دست نیافته‏اند؛ بلکه عوامل بسیاری میتواند موجب پیشرفت و رکود شود که اساسیترین آنها تلاش و فعالیت در جهت شناخت سنن و قوانین حاکم بر جهان هستی و استفاده درست از امکانات میباشد که خداوند در اختیار بشر نهاده است. علت پیشرفت غرب هرگز دین‏گریزی نبوده؛ بلکه در آنجا خرافات در لباس دین آنان را به عقب‏ماندگی وا‏میداشت و پشت پا زدن به آنها نقش مانع‏زدایی در جهت رشد و ترقی را ایفا نمود. لذا پیشرفت علمی و صنعتی غرب مرهون عوامل بسیاری است که بررسی تمام موارد آن مجالی وسیع میطلبد؛

ولی مختصرا به برخی از آنها اشاره میشود: 1 آشنایی غربیها با تمدن اسلامی و شرقی در طول جنگ‏های صلیبی و نیز مسافرت‏های جهانگردان (مانند مارکوپولو)؛ 2 رنسانس فکری در اروپا (با توجه به مجموعه عواملی که این تحول فکری را ایجاد کرد) و مبارزه با خرافات و عقاید موهومی که در بین مردم آن دیار رایج بود؛ 3 کنار گذاشتن کلیسا از اداره امور جامعه و به وجود آوردن نهادهای جدیدی برای اداره آن. گفتنی است که اروپا در قرون وسطی، غرق در تاریکی جهل و خرافه‏ها بود.

ارباب کلیسا با تلقین بعضی از عقاید موهوم، اجازه رشد علم و دانش را نمیداد؛ در حالی که در همان قرون دانشمندان اروپایی تحت تأثیر تمدن اسلامی قرار داشتند که تا قلب اروپا پیش رفته بود (آندلس یا اسپانیای امروزی و شبه جزیره بالکان) و; خواهان تحول اروپا و نگرش جدید به علم و دانش شده بودند. ارباب کلیسا با تفتیش عقاید حتی اظهار نظر درباره پدیده‏های جهان را گمراهی تلقی میکردند، چنان‏که گالیله در همین رابطه محاکمه شد و صدها دانشمند به همین دلیل محکوم گردیدند. این وضعیت در حالی بود که مراکز علمی جهان اسلام در آن زمان، محل فراگیری دانش و ساخت ابزارهای دقیق (مانند ساعت و لوازم جراحی و;) بود. ده‏ها دانش پژوه اروپایی در این مراکز مشغول به تحصیل بودند.

تعالیم اسلامی همگان را به علم و دانش و تفکّر در آفرینش دعوت میکرد و آیات قرآنی، خود پیشگام در بیان حقایق هستی و چگونگی رخدادهای آن بود. همین شرایط بود که اروپا تحت تأثیر قرار گرفت و خیزشی علمی در آن سامان شکل داده شد. آنچه گفتیم ادعا نیست، شما میتوانید در این زمینه به کتاب‏های «تمدن اسلام و غرب» نوشته گوستاولوبون فرانسوی و «تاریخ تمدن» ویل دورانت و ده‏ها اثر دیگر مراجعه کنید. غرض از همه این مقدمات آن است که، آنچه مورد انکار پیشقراولان رنسانس در اروپا قرار گرفت،

عقاید موهوم ارباب کلیسا درباره خداوند و تعالیم آنها درباره علم و نحوه زندگی مردم بود؛ وگرنه اصل خدای جهان کمتر مورد انکار دانشمندی فرهیخته قرار گرفته است. در هر صورت، اندیشه و تمدن اسلامی امروزه جانمایه نیرومندی برای احیا دارد؛ برعکس تمدن غرب به شدت گرفتار انحطاط فرهنگی و زوال‏پذیری شده است. در این فرصت اگر مسلمانان بخواهند جایگاه شایسته خود را دریابند، رعایت نکات زیر ضروری است: 1 بالا بردن سطح شناخت و بینش‏های دینی در همه ابعاد آن، 2 تقویت روح ایمان، تقوا، استواری در دین و مبارزه با کژیها، 3 ارتقای دانش و سطح علمی، 4 ارتباط وثیق و همدلی در سطح بین‏الملل اسلامی و تعاون و همکاری گسترده و همه جانبه، 5 از میان برداشتن نظام‏های فاسد، 6 تلاش همه جانبه و همگانی در جهت ایجاد و احیای تمدن عظیم و مدینه فاضله اسلامی، 7 اعتماد به نفس و دوری از خودباختگی.

چرا فساد اخلاقی در جوامع غربی موجب ضعف و انحطاط تمدن آنان نشده است ؟
اگر براساس بینش مادی به جوامع غربی و تمدنهای آنان نگاه کنیم، در قضاوت مادی گرایانه تمدنهای آنان را پیشرفته و خالی از نقاط ضعف خواهیم دید؛ ولی در اینکه آیا تمدن دارای نقاط ضعف هست یا نه و اینکه چه تمدنی به انحطاط و سقوط نزدیک و چه تمدنی راه ترقی و پیشرفت را طی کرده است، تنها نباید از دیدگاه مادی بدان نگریست، بلکه باید ارزشهای اخلاقی و معنوی هم به عنوان معیار در نظر باشد .

باید توجه داشت که انسانیت انسان به کمالات روحی و معنوی او است و اگر انسان منهای ارزشهای اخلاقی و معنوی مطالعه شود، ملاکی برای تقدم و برتری وجود نخواهد داشت. با این وصف، روشن میشود که در تمدنهایی که ارزشهای اخلاقی در سطحی نازل وجود دارد و فساد اخلاق در آنها شایع میباشد ضعف و انحطاط وجود دارد و پیشرفت در صنعت و تکنیک دلیلی بر این نیست که تمدن آنها به طور مطلق پیشرفته است.

علت عقب ماندگی علمی و فرهنگی مسلمانان چیست؟ اگر عدم پایبندی به اصول اسلامی است، چرا غرب دچار عقب ماندگی نشده است؟
در ابتدا یاد آوری این نکته ضروری است که دین ناب به ویژه دین ناب محمدی (ص) نه تنها مانع از پیشرفت نیست بلکه رشد همه جانبه انسان را عهده دار است. زیرا نفس دین که برنامه ای کامل برای زندگی بشر است هم از رشد و تکامل بشری سخن می گوید و هم او را به فراگیری علم ودانش و کار و تلاش تشویق می کند و هرگز نمی توان عامل عقب ماندگی علمی و فرهنگی امتی را در داشتن برنامه ای منسجم و کامل دانست.

از این رو پیشینه تمدن مسلمانان در طی قرن های متمادی، نشان می دهد نه تنها دین موجب عقب ماندگی نیست بلکه اعتقاد به دین در کنار عمل به آن سبب درجات بالائی از پیشرفت و رشد می شود. علل عقب ماندگی مسلمانان را می توان در موارد زیر خلاصه کرد: 1) بی تردید اگر مسلمانان از تعالیم وحی فاصله نمی گرفتند، و قوام سیاسی و وحدت اجتماعی خود را حفظ می کردند، هم اکنون نیز می توانستند از هر نظر جلوتر از غرب باشند؛ زیرا هم اکنون نیز اگر به جای درگیری های بیهوده و اتلاف منابع خود به وحدت بیندیشند،

به قدرتی بزرگ با امکاناتی وسیع در جهان تبدیل می شوند و در پرتو برنامه ها و استفاده از استعدادها، از نظر فن آوری نیز به قدرتی قابل اعتماد مبدل می شدند و از نظر فرهنگی رتبه ای عالی کسب می کردند. 2) گرچه اصل دین جامع است اما متأسفانه برداشت های غیر کارشناسانه از دین همانند برداشت های غلط از زهد، دنیا، دعا، انتظار و ; موجب عقب ماندگی شده است وگرنه همین مفاهیم در صدر اسلام و حتی در غرب موجب پیشرفت شده است. البته باید اعتراف کرد که رواج اندیشه های صوفی گرانه و برخی انحرافات دیگر – که معلول التقاط است

– نقش مؤثری در عقب ماندگی مسلمانان از قافله صنعت و پیشرفت داشته است و از نظر فرهنگی هم خسارت های خاص خود را به دنبال داشته اند. 3) مسلمانان بر اساس انگیزش و هدایت های دینی، مسیر رشد را پیمودند و بر اثر انحراف از دین و آلودگی به مفاسد، دنیا پرستی، سستی و کاهلی، به انحطاط و عقب ماندگی گرائیدند.

4) سرگرم شدن مسلمانان به تفرقه و جنگ های داخلی و جانشین ساختن شعارهای استعماری همچون ناسیونالیسم، پان عربیسم و به جای تکیه بر اصول گرائی و اتحاد بین الملل اسلامی، شعارهایی که جز عقب ماندگی فرهنگی و علمی و ; ارمغان دیگری ندارند. 5) هجوم بیگانگان و استعمارگران و تلاش آنها برای عقب نگاه داشتن کشورهای جهان سوم برای استثمار منابع انسانی و طبیعی و تداوم سلطه غرب بر این کشورها، و به غارت رفتن سرمایه های ملی و آتش سوزی کتابخانه های بزرگ اسلامی.

6) وجود نظام سیاسی فاسد و استبدادی که به جای همت در جهت رشدو پیشرفت مسلمانان فقط به فکر حفظ قدرت خویش و صرف هزینه های عمومی مسلمانان در جهت خوش گذرانی و ; بودند، وجود این نظام ها و حاکمان فاسد خود ناشی از انحرافات سیاسی صدر اسلام پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) و انحرافات اعتقادی و اجتماعی بعد از آن بود، این نظام های سیاسی، در شخصیت و منش انسان ها و فرهنگ این جوامع نیز آثار زیانباری داشتند. 7) تنها مسلمانان و کشورهای اسلامی به این گرفتاری مبتلا نیستند،

بلکه کشورهای غیر اسلامی و سکولار نیز در فقر مطلق یا نسبی باقی مانده اند. 8) اندیشه و تمدن اسلامی امروزه جانمایه نیرومندی را برای احیاء دارد در حالی که تمدن غرب به شدت گرفتار انحطاط فرهنگی و زوال پذیری شده است،

و هم اکنون نیز اگر مسلمانان بخواهند جایگاه شایسته خود را دریابند رعایت نکات زیر ضروری است: 1- بالا بردن سطح شناخت و بینش های دینی درهمه ابعاد آن 2- تقویت روح ایمان، تقوا، استواری در دین و مبارزه با تهاجم فرهنگی و همه کژی ها 3- ارتقای دانش و سطح علمی 4- ارتباط وثیق و همدلی در سطح بین الملل اسلامی و تعاون و همکاری گسترده و همه جانبه 5- از میان برداشتن نظام های فاسد 6- تلاش همه جانبه و همگانی در جهت ایجاد و احیای تمدن عظیم و مدینه فاضله اسلامی 7- اعتماد به نفس و دوری از خود باختگی اما عوامل پیشرفت غرب: کشورهای غربی هرگز بعد از کنار گذاشتن دین به این همه رشد و ; دست نیافته اند،

بلکه عوامل بسیاری می تواند موجب پیشرفت شود که اساسی ترین آنها تلاش و فعالیت در جهت شناخت سنن و قوانین حاکم بر جهان هستی و استفاده درست از امکانات می باشد که خداوند در اختیار بشر نهاده است. علت پیشرفت غرب هرگز دین گریزی نبوده؛ بلکه در آنجا خرافات در لباس دین آنان را به عقب ماندگی وا می داشت و پشت پا زدن به آنها نقش مانع زدائی در جهت رشد و ترقی را ایفا نمود. لذا پیشرفت علمی صنعتی غرب مرهون عوامل بسیاری است که به برخی از آنها اشاره می شود:

1) آشنائی غربی ها با تمدن اسلامی و شرقی در طول جنگهای صلیبی و نیز مسافرت های جهانگردان (مانند مارکو پولو) 2) رنسانس فکری در اروپا (با توجه به مجموعه عواملی که این تحول فکری را ایجاد کرد) و مبارزه با خرافات و عقاید موهومی که در بین مردم آن دیار رایج بود. 3) کنار گذاشتن کلیسا از اداره امور جامعه و به وجود آوردن نهادهای جدیدی برای اداره آن 4) به فرموده سید جمال الدین اسد آبادی، آنجا (غرب) اسلام هست، مسلمان نیست؛ و اینجا مسلمان هست، اما اسلام نیست.(حضرت آیت الله جوادی آملی در ضمن درسهای خارج فقه فرمودند

: مقصود وی یقینا عمل نمودن به آموزه های اسلامی از قبیل وجدان کاری، ساده زیستی دانشمندان، انضباط کاری و اقتصادی و مدیریت اجتماعی که از جمله عوامل آن گرامی داشتن و ارج نهادن به دانشمندان است ولو اینکه در جهت مادی و احیانا در کارهای ناشایسته از داده های علمی یا دانشمندان استفاده می کنند.) یعنی پیشرفت غرب الهام گرفته از قانون های اجرا شده در اسلام در آن سرزمین است. گفتنی است اروپا در قرون وسطی غرق در تاریکی جهل و خرافه ها بود. ارباب کلیسا با تلقین بعضی از عقاید موهوم، اجازه رشد علم و دانش را نمی داد،

در حالی که در همان قرون دانشمندان اروپائی تحت تأثیر تمدن اسلامی قرار داشتند که تا قلب اروپا پیش رفته بود (آندلس یا اسپانیای امروزی و شبه جزیره بالکان) و ; خواهان تحول اروپا و نگرش جدید به علم و دانش شده بودند. ارباب کلیسا با تفتیش عقاید حتی اظهار نظر درباره پدیده های جهان را گمراهی تلقی می کردند چنان که گالیله در همین رابطه محاکمه شد و صدها دانشمند به همین دلیل محکوم گردیدند. این در حالی بود که مراکز علمی جهان اسلام در آن زمان محل فراگیری دانش و ساخت ابزارهای دقیق (مانند ساعت و لوازم جراحی و 😉 بود

و ده ها دانش پژوه اروپائی در این مراکز مشغول به تحصیل بودند. تعالیم اسلامی همگان را به عمل و دانش و تفکر در آفرینش دعوت می کرد و آیات قرآنی، خود پیشگام در بیان حقایق هستی و چگونگی رخدادهای آن بود. در همین شرایط اروپا تحت تأثیر قرار گرفت و خیزشی علمی در آن سامان شکل داده شد؛ برای اثبات این اعدا می توانید به کتاب های «تمدن اسلام و غرب» نوشته گوستاو لوبون فرانسوی و «تاریخ تمدن»

نوشته ویل دورانت و دهها اثر دیگر مراجعه کنید. گفتنی است غرب هیج گاه به طور عام و گسترده منکر ماوراء الطبیعه نبوده و اکنون نیز نیست. بیشتر یاهمه دانشمندان اروپا – که از قرن شانزده به بعد پایه گذاران پیشرفت علمی در اروپا بوده اند – معتقد به خدا و ادیان الهی بوده اند. 5) در کشورهای پیشرفته نیز به رغم در اختیار داشتن منابع فراوان و دسترسی به ارقام بالائی از رشد اقتصادی، رفاه همگانی تحقق نیافته است و به طور معمول گروه خاصی از ره آورد توسعه بهره می گیرند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید