دانلود مقاله عدالت ترمیمی و حقوق بزه دیده اصلاح تدریجی نظام عدالت كیفری یا تغییر الگو در word

استاندارد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله عدالت ترمیمی و حقوق بزه دیده اصلاح تدریجی نظام عدالت كیفری یا تغییر الگو در word دارای 12 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله عدالت ترمیمی و حقوق بزه دیده اصلاح تدریجی نظام عدالت كیفری یا تغییر الگو در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله عدالت ترمیمی و حقوق بزه دیده اصلاح تدریجی نظام عدالت كیفری یا تغییر الگو در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله عدالت ترمیمی و حقوق بزه دیده اصلاح تدریجی نظام عدالت كیفری یا تغییر الگو در word :

Victims’ Rights and Restorative Justice:
Piecemeal Reform of the criminal Justice system or a change of Paradigm (2004)

چكیده:
نقش بزه‌دیدگان در فرایند عدالت كیفری همواره طی تحولات صورت گرفته در نظام كیفری پررنگ‌تر گردیده است، به طوریكه رویكرد حقوق كیفری مجرم مدار به تدریج به سمت حقوق كیفری بزه دیده مدار متمایل گردیده است. این امر شاید به دلیل سهم انكارناپذیر بزه‌دیده و لزوم توجه به آن جهت تحقق هر چه بیشتر عدالت كیفری و همچنین ضرورت تلاش برای فراهم نمودن تشفی خاطر و ارضای نیازهای بزه دیده‌گان از جرم می‌باشد.
بر اساس همین رویكرد، عدالت ترمیمی با تاكید بر فراهم نمودن امكانات جبران خسارت از بزه‌دیدگان و به یاری طلبیدن جامعه مدنی در كنار دولت جهت نیل به این هدف، جلوه‌ای از سیاست جنایی مشاركتی را به تصویر كشیده است. در این مقاله، نویسنده در مقام بیان و تشریح اهمیت جبران خسارت از بزه دیده‌گان، كاركردهای عدالت ترمیمی، لزوم انجام اصلاحات تدریجی در نظام عدالت كیفری، و فراهم نمودن ساز و كارهایی به منظور بزه دیده مدار نمودن حقوق كیفری البته بدون آنكه از بزهكاران غفلت شود و اساساً بررسی امكان تغییر الگو و جایگزین نمودن عدالت ترمیمی با عدالت كیفری سركوبگر و پیامدهای ناشی از آن می‌باشد.

1- مقدمه
در اثنای دو دهه اخیر تقریباً تمامی نظامهای جدید عدالت كیفری از جهت رویكرد نسبت به بزه‌دیدگان جرم مورد اصلاح واقع شده‌اند. در اغلب حوزه‌های قضایی تغییرات صورت گرفته بوسیله معرفی حقوق شكلی جدیدی برای افراد بزه دیده بود. بررسی تشابهات حقوق بزه‌دیدگان كه در نظامهای عدالت كیفری معرفی شده و توسعه یافته‌اند، امری قابل توجه و موثر می‌باشد چرا كه در غیر اینصورت این حقوق به سختی با یكدیگر قابل مقایسه می‌باشند. نظامهای معارض آنگلوساكسون- آمریكایی از یك سو و اغلب نظامهای تفتیشی در قاره اروپا از سوی دیگر تقریباً مقررات یكسانی را در خصوص منافع بزه دیدگان از جرم مقرر نموده‌اند. در كشورهایی از هر دو خانواده حقوقی فوق‌الذكر، مامورین اجرای قانون در حال حاضر به موجب قانون ملزم گردیده‌اند كه بر حسب مقامشان به بزه‌دیدگان مساعت نمایند. امروزه پلیس و اداره دادستانی بایستی بوسیله دادن اطلاعات و توضیحاتی در خصوص روند پیشرفت پرونده به بزه دیده امكان مساعدت به وی را فراهم نمایند.

در اغلب حوزه‌های قضایی، بزه دیده حق دادن اطلاعات به مامورانی كه مسئول اتخاذ تصمیم در ارتباط با بزهكار می‌باشند را بدست آورده است. علاوه بر این، غالباً به بزه‌دیدگان حق داشتن مشاور حقوقی صرفنظر از استطاعت ایشان، اعطا گردیده است. همچنین توجه نسبت به حق مورد حمایت واقع شدن بزه دیدگان هم از جهت حق داشتن زندگی خصوصی و هم از جهت حق داشتن سلامت جسمانی معطوف گردیده است. نهایتاً بسیاری از ملل، نظامهای خود را به منظور فراهم نمودن این امكان كه جبران تخسارت بوسیله بزهكار صورت گیرد و یا در مواردیكه اثبات می‌گردد كه انجام این امر (جبران خسارت) از سوی بزهكار غیرممكن است، به منظور فراهم نمودن امكان جبران خسارت دولتی، توسعه بخشیده‌اند.

دانشگاه تیلبرگ، هلند:
هیچگونه توافقی مبنی بر اینكه موارد فوق‌الذكر حقوق قانونی‌ای هستند كه غالباً در نظامهای عدالت كیفری ملل متعدد مطرح گردیده‌اند، وجود ندارد. نمونه‌های ذكر شده، معیارهای تعیین شده بوسیله اسناد جامعه بین‌الملل را منعكس می‌نمایند. برای مثال اعلامیه ملل متحد در خصوص اصول اساسی عدالت برای بزه دیدگان جرم و سوء استفاده از اختیارات، پیشنهادات شورای اروپایی درباره وضعیت بزه دیدگان در چهارچوب حقوق جزا و آئین دادرسی كیفری و بیان حقوق بزه دیدگان در فرایند عدالت كیفری را ملاحظه نمایید.

چند سالی پس از معرفی گسترده چنین تدابیر اصلاحگرایانه‌ای، لااقل دو مشكل عمده همچنان به صورت لاینحل باقی ماند. مشكل اول در مورد نحوه اجرا بود. همانگونه كه پیش از این نیز در بسیاری از مواقع چنین امری پیش‌بینی می‌گردید. تصویب قانون امر نسبتاً آسانی است اما آنچه كه بی‌اندازه مشكل‌تر می‌باشد، این است كه به واقع مقرراتی وضع گردد كه همانگونه كه مقصود كه از وضع آن مقررات بوده، عمل نمایند. (در مرحله عمل نیز این مقررات با آنچه كه مد نظر قانونگذار بود، مطابقت داشته باشند.) این نكته به موجب تجربه‌های صورت گرفته در تقریباً همه حوزه‌های قضایی درگیر در این موضوع محرز گردیده است. مسئله دوم كه همچنان مورد نظر باقی مانده است در رابطه با ماهیت نظری دقیق تلاشهای اصلاحگرایانه از طرف بزه دیدگان جرم می‌باشد. آیا حقوق بزه دیدگان كه اخیراً مطرح گردیده است صرفاً تصفیه نمودن نظامهای عدالت كیفری موجود می‌باشد و یا اینكه این حقوق بایستی به عنوان بیان روش جدیدی از تفكر باشند كه با ساختار الگوی سنتی اجرای عدالت كیفری غیر قابل مقایسه باشد به این سوال همچنین به موجب این واقعیت مطرح می‌شود كه معرفی حقوق جدید بزه دیدگان اغلب كاملاً به عنوان بخشی از جنبش گسترده‌تری تحت عنوان عدالت ترمیمی می‌باشد.

در این فصل مستدلاً بیان خواهد گردید كه دو مشكل باقی مانده فوق‌الذكر بهم مرتبط می‌باشند. مسئله اجرای موثر نمی‌تواند بطور موثری بدون در نظر گرفتن توسعه مفهوم كاملاً منطقی حالت نظری دقیق تلاشهای اصلاحگرایانه در این زمینه، پشت سر نهاده شود. در تحلیل نهایی، سوال درباره حالت شناخت شناسی نسبت به انواع جدید حقوق بزه دیدگان معادل است با اختلافی در خصوص اینكه آیا عدالت ترسیمی به عنوان یك الگوی جدید در معنای فنی این اصطلاح مورد نظر قرار گرفته است یا خیر. (آنگونه كه توسط كوهن بكار گرفته شده بود). در بخش بعدی این فصل موقعیت كسانیكه دارای این احساس می‌باشند كه مسئله بدین گونه است، مختصراً بیان خواهد شد. سپس بخش سوم به ارزیابی انتقادی این دیدگاه می‌پردازد. استدلال می‌شود كه مشخصه‌های عمده عدالت ترسیمی می‌تواند تا حد وسیعی در مدرنیزه نمودن ویژگیهای نظامهای عدالت كیفری سنتی مشاركت نماید. نهایتاً در بخش چهارم، نشان داده خواهد شد كه تدابیری به منظور اصلاح تدریجی نظام جاری، استراتژی‌ای (تدابیری) را ایجاب می‌نماید كه مافوق تدابیر معارض دیگر با هدف جایگزین نمودن الگوی عدالت كیفری با الگوی جدید عدالت ترمیمی، باشد.

2- تجزیه و تحلیل آنچه كه مانع اجرای موثر حقوق جدید بزه‌دیدگان در نظام عدالت كیفری سنتی می‌باشد.
بر طبق یك مكتب فكری، این الگو (الگوی كیفری) كه بیانگر نظام عدالت كیفری حاضر می‌باشد، در قبال عواقب مهلكی كه در پی دارد، مسئول می‌باشد. این الگو یعنی الگوی كیفری (در مقابل الگوی ترمیمی) به عنوان یك الگوی ناكارآمد محكوم می‌باشد. این الگو متهم به آن است كه نه بیشترین منافع را برای دولت در برداشته است (چرا كه بطور موثری از وقوع جرم جلوگیری ننموده و یا آن را كاهش نداده است) و نه منافعی را برای موكلان اصلی آن یعنی بزهكاران و بزه‌دیدگانشان ایجاد نموده است. از نقطه نظر بزه دیده‌شناسی ادعا گردیده كه مقرر نمودن حقوق جدیدی برای بزه دیدگان، در نظامی كه مبتنی بر الگوی كیفری می‌باشد هرگز نمی‌تواند نسبت به ایده‌های عدالت ترمیمی، چیزی بیشس از یك تملق باشد.

سیاست تفنینی موجود به عنوان سیاستی كه بدون توجه از احساسات بزه‌دیدگان عبور می‌نماید مورد انتقاد قرار گرفته است و این در حالی است كه در همین حین غفلت نسبت به منافع اساسی‌ای صورت گرفته كه به واقع در معرض خطر قرار دارند. معرفی نمودن حقوق بزه دیدگان در نظام سركوبگر عدالت كیفری سنتی نقض غرض می‌باشد چرا كه خود نظام اجازه نمی‌دهد كه هیچگونه دیدگاه دیگری بطور جدی خارج از قلمرو تعامل بین مقام تعقیب و بزهكار اتخاذ گردد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله بررسی نسب وارث كودك ناشی از تلقیح مصنوعی در word

استاندارد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله بررسی نسب وارث كودك ناشی از تلقیح مصنوعی در word دارای 80 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله بررسی نسب وارث كودك ناشی از تلقیح مصنوعی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دانلود مقاله بررسی نسب وارث كودك ناشی از تلقیح مصنوعی در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله بررسی نسب وارث كودك ناشی از تلقیح مصنوعی در word :

«مقدمه»
جامعه بشری دائماً در حال تغییر و تحول است. روز به روز مسائل جدیدی پیش می آید كه از جنبه های مخلف نیاز به بررسی و پژوهش دارد.

علم حقوق نیز ناگزیر است تا همزمان با این تحولات، توسعه یابد تا جوابگوی نیازهای جامعه باشد چون در غیر اینصورت مشكلات عدیده ای بر سر راه جامعه قرار می گیرد. لذا فقدان قانون در مورد مسائل جدید منجر به هرج و مرج می گردد. یكی از مسائل جدید كه از جنبه های مختلف قابل بررسی است تا مسئاله روشهای جدید باروری به طریقه مصنوعی می باشد.

مسئاله تلقیح مصنوعی ابتداءاً در مورد گیاهان و حیوانات انجام شد و كم كم در مورد انسان هم انجام شد و نتایج مثبتی داشت. تلقیح مصنوعی می تواند باعث حل مشكلات بسیاری از خانواده ها شود كه از نعمت داشتن فرزند محروم اند. ولی البته همچون دیگر مسائل جدید، باعث نگرانی ها و مخلفت هایی هم شده است. این مسئاله فقط از جنبه حقوقی اهمیت ندارد و چه بسا جنبه های اخلاقی و اجتماعی آن مهمتر از جنبه حقوقی آن باشد. مسائلی همچون تركیب اسپرم با تخمك در خارج از رحم، انتقال جنین زوجین به رحم زن ثالث، تركیب اسپرم مرد وزن بیگانه، پرورش جنین در لوله آزمایشگاه، اهداء تخمك/ جنین و ;.. سئوالات بیشماری را ایجاد می كند.

تلقیح مصنوعی انواع گوناگونی دارد: از جمله تلقیح مصنوعی با اسپرم شوهر، تلقیح مصنوعی با اسپرم بیگانه، حالت مادر جانشین و حالت اهداء تخمك / جنین: كه مادر این نوشته به بررسی تلقیح با اسپرم شوهر و با اسپرم بیگانه و حالت مادر جانشین پرداخته ایم و بحث اهداء تخمك/ جنین را مورد بررسی قرار نداده ایم.
دراین نوشته، آنچه بیشتر مورد توجه است، بررسی مشروعیت یا عدم مشروطیت طرق تلقیح مصنوعی و بررسی نسب و آثار آن از جمله ارث طفل حاصل از این طرق است. به این معنا كه طفل حاصل از طرق تلقیح مصنوعی به چه كس یا كسانی ملحق می شود و آثار این الحاق چیست؟
و همچنین نظرات فقهاء و حقوقدانان را مورد بررسی قرار داده ایم.

فصل اول

1- تعاریف و كلیات:
تلقیح مصنوعی عبارت است از داخل كردن منی مرد به وسیله آلات پزشكی و یا هر وسیله دیگر غیر از مقاربت در رحم زن.
طفل حاصل از عمل مزبور را طفل حاصل از تلقیح مصنوعی می نامند
لقاح در لغت به معنای آبستن شدن و تلقیح به معنای آبستن كردن است.
بنابر این معنای لغوی لقاح از معنای حقوقی آن دور نگردیده است چون لقاح مصنوعی د اصطلاح حقوقی یعنی بارور شدن جنس مؤنث ( اعم از انسان و حیوان و گیاه) با وسایل مصنوعی و تلقیح مصنوعی هم به معنای باروركردن جنس مؤنث ( اعم از انسان و حیوان و گیاه) از راه وارد كردن اسپرم در رحم جنس مؤنث با وسایل مصنوعی است بدون انجام مقاربت طبیعی
نسب:
نسب از نظر لغت، مصدر و به معنی قرابت و علاقه و رابطه بین دو شیئی است و در زبان فارسی، آن را نژاد می گویند

نسب از نظر اصطلاح حقوقی:
در قانون مدنی ایران تعریفی از نسب نشده است ولی علماء حقوق تعاریفی ارائه داده اند: از جمله آقای محمد عبده بروجردی نسب را چنین تعریف كرده است:
« نسب علاقه ای است بین دونفر كه به سبب تولد یكی از آنها از دیگری یا تولدشان از شخص ثالث حادث می شود»

آقای دكتر سید حسن امامی نسب را چنین تعریف كرده است:« نسب، مصدر است و به معنی قرابت و خویشاوندی می باشد. و اضافه كرده است: « نسب امری است كه به واسطه انعقاد نطفه از نزدیكی زن و مرد به وجود می آید. از این امر، رابطه طبیعی خونی بین طفل وآن دو نفر كه یكی پدر و دیگری مادر باشد موجود می گردد»
نسب، اعم از پدری یا مادری ممكن است مشروع باشد یا نامشروع و همچنین ممكن است حاصل از نزدیكی طبیعی باشد یا حاصل از تلقیح مصنوعی

روش تلقیح مصنوعی توانسته است باعث از بین رفتن مشكلات خانواده هایی شود كه به دلایلی از جمله عنن یا انزال سریع و یا عیوب مجاری آلات تناسلی زن و مرد از نعمت داشتن فرزند محروم بوده اند.
2- تعریف مسئاله و موضوع تحقیق:
در حال حاضر امكان فرزند دارشدن زوجین نا بارور از طریقی جدید وجود دارد كه در این جریان ممكن است از اسپرم مرد بیگانه و یا تخمك زن بیگانه استفاده شود ویا تخمك و اسپرم زن و شوهر در خارج از رحم تركیب شوند و یا از رحم زن ثالثی استفاده شود و یا از جنین اهدایی استفاده شود كه بررسی وضعیت حقوقی طفل حاصل از این روشها از اهمیت فراوانی برخوردارمی باشد.
3- سئوالات اصلی تحقیق:
1- آیا نسب طفل ناشی از تلقیح مصنوعی از نظر شرعی مشكلی دارد یا خیر؟
2- آیا طفل ناشی از تلقیح مصنوعی در انواع گوناگون آن ارث می برد یا خیر؟
3- نسب طفل ناشی از تلقیح مصنوعی به چه كسی می رسد و از چه كسی ارث می برد؟

4- فرضیه های تحقیق:
1- نسب طفل ناشی از باروری مصنوعی در انواع مختلف آن مشروع و قانونی است.
2- در حالت مادر جانشین، طفل منسب به پدر و مادرحكمی خواهد شد.
5- اهداف تحقیق:
1- تبیین و روش ساختن نسب وارث طفل ناشی از تلقیح مصنوعی
2- بررسی موانع و مشكلات تلقیح مصنوعی از جمله در مورد نسب وارث كودك ناشی از آن
3- بررسی وضعیت طفل در شرع و قانون

6- اهمیت تحقیق:
با توجه با اینكه این مسائل در جامعه ظهور می كند و انجام می شود و تقاضای زیادی هم ممكن است برای آن وجود داشته باشد و از طرف دیگر در مورد مسائل حقوقی و تكالیف و وظایف حقوقی طرفین ابهام و پیچیدگی وجود دارد، اهمیت این تحقیق روشن میشود.
7- روش تحقیق و شیوه گرد آوری مطالب:
روش این تحقیق، روش تحلیل منطقی و استدلالی است.و روش اصلی گرد آوری مطالب، روش كتابخانه ای است و همچنین استفاده از شبكه های اطلاعاتی كامپیوتری.

فصل دوم

تاریخچه تلقیح مصنوعی:
تلقیح مصنوعی به شكل علمی تقریباً موضوعی جدید است كه توانستد مشكلات خانواده هایی را برطرف كند. تلقیح مصنوعی در ابتدا نژاد یا تكثیر نسل حیوانات مورد استفاده قرار گرفت و اولین آزمایش را در این مورد یك دانشمند آلمانی به نام Lud wig Jacobi در سال 1765 میلادی روی ماهی ها انجام داد. در نیمه اول قرن نوزدهم تلقیح مصنوعی روی ماریان و گاو وگوسفند انجام شد و نتیجح مثبت حاصل گردید. در اواخر قرن نوزدهم یكی از دانشمندان روسی به نام Elie Ivenoff تلقیح مصنوعی را در چهار پایان با متدی خاص معمول ساخت كه بعدها آن روش به طور گسترده مورد عمل قرار گرفت.

با پیشرفت صنایع و فنون، دامنه تلقیح مصنوعی به انسان نیز سرایت نمود. تكنیك های جدید تلقیح مصنوعی در امر توالد موجود انسانی به كار گرفته شد و دنباله آزمایش ها روی انسان انجام پذیرفت. یك پزشك انگلیسی در سال 1799 گزارش در این زمینه به دولت انگلستان داده است كه گزارش مزبور مضبوط است. یكی از پزشكان فرانسوی در سال 1868 میلادی طی گزارش خود خاطر نشان ساخته است كه در فرانسه ده مورد تلقیح مصنوعی در روی زن ها انجام شده و قدیمی ترین آنها را مربوط به سال 1838 دانسته است.
در ایلات متحده امریكا دكتر Marion Sins اولین آزمایش خود را درسال 1866 میلادی در بیمارستان زنان نیویورك سیتی به مرحله اجرا در آورد.

ازسال 1914 به بعد تقریباً موضوع تلقیح مصنوعی كاملاً توجه علماء و پزشكان را به خود جلب كرد. در سال 1914 میلادی یكی از اطبای انگلیسی مقیم مصر موسوم به دكتر جامسیون شنیده بود كه در میان بدویان طریقه ای برای معالجه زنان عقیم وجود دارد كه گاه منجر به آبستن شدن زنها می شود و گاهی این گونه زنان می میرند.این اتفاق نظر پزشك انگلیسی را به خود جلب كرد و در اثر بررسیهای فراوان، دریافت كه زنان بدوی به قطعه ای از پشم حیوانات افسون می خوانند و آن را به زن نازا می دهند تا به رخم خود بمالد و معتقد بودند كه زن با این روش حامله خواهد شد یا خواهد مرد. این پزشك با تحقیقات بیشتر سرانجام دریافت كه زنان بدوی پشم را به نطفه مردان آغشته كرده و سپس آن را به زن عقیم می دهند تا آن را استعمال نماید كه علاوه بر نطفه مقدار زیادی از میكروب های مضر موجود در پشم وارد رحم زن می گردید و اگر زن دارای بنیه قوی می بود در مقابل میكروبها مقاومت می كرد و الا از پا در می آمد و می مرد.

دكتر جامسیون پس از خاتمه جنگ جهانی اول به انگلستان مراجعت كرد و به خاطر او چنین رسید كه به وسیله تلقیح مصنوعی و از راه صحیح علمی هزاران زن را كه آرزوی مادر شدن داشتند بارور كند و به وسیله آلات مصنوعی و لوله آزمایش نطفه مرد را به رحم زن منتقل نماید. كم كم تلقیح مصنوعی در انگلستان رواج پیدا كرد و البته اعتراضاتی را هم به دنبال داشت با وجود اعتراضات مذكور از تلقیح مصنوعی جلوگیری نشد و امروزه در انگلستان اطفال ناشی از تلقیح مصنوعی به طور چشم گیر مشاهده می گردند.

در ایتالیا و در شهر واتیكان پاپ رهبر كاتولیك های جهان تلقیح مصنوعی را تحریم كرد. ولی بعضی از كشورهای اروپائی و امریكائی تلقیح مصنوعی را مباح دانسته اند.
در حقوق اسلام بحث تلقیح مصنوعی سابقه ندارد ولی مصادیقی وجود دارد كه با تلقیح مصنوعی مشابهت دارد. از جمله احادیثی كه در این زمینه وجود داردمربوط به مساحقه است كه به طور خلاصه مفاد حدیث چنین است كه ابا جعفر و ابا عبدلله علیهما السلام می گفتند حضرت امام حسن در مجلس پدرش حضرت علی (ع) حضورداشت كه عده ای وارد شدند و می خواستند مسئاله را از حضرت علی (ع) سئوال كنند. بعلت عدم حضور آن حضرت در مجلس مسئاله در نزد امام حسن (ع) مطرح گردید و آن مسئاله چنین بود كه مردی با زن خود جماع كرده است و زن در همان حالت با دختر با كره ای مساحقه نموده و در نتیجه این عمل نطفه از رحم زن وارد رحم دختر گردیده و دختر حامله شده است. تكلیف چیست؟
حضرت امام حسن(ع) فرمودند كه مهر دختر باكره را از زن باید گرفت و به دختر داد زیرا طفل حاصل از این مساحقه از رحم دختر خارج نخواهد شد مگر با ازاله بكارت وی سپس زن را چون محصنه بوده است باید رجم كرد و پس از آنكه طفل متولد گردید باید این طفل به صاحب نطفه تحویل شود و دختر مزبور را باید تازیانه زد.

فصل سوم

تلقیح مصنوعی
طبق تعریف تلقیح مصنوعی می توان آن را به اقسامی تقسیم كرد:
1- تلقیح اسپرم مرد به همسرش
2- تلقیح اسپرم مرد بیگانه به زن
مبحث اول- تلقیح مصنوعی با اسپرم شوهر
ممكن است در مواردی با وجود اینكه مرد توانایی ساختن نطفه كامل را دارد یعنی اسپر ماتوروئید مرد قابلیت و توانایی بارور ساختن تخمك را دارد ولی به دلیل از جمله عنن یا انزال سریع و یا عیوب مجازی آلات تناسلی مرد و یا عدم قدرت جذب دستگاه تناسلی زن امكان تركیب شدن نطفه مرد و زن از راه طبیعی وجود ندارد و در نزدیكی طبیعی جریان تلقیح به درستی انجام نمی شود. به همین دلایل می توان از تلقیح مصنوعی استفاده كرد جهت رفع این مشكلات

گفتار نخست-جواز یا حرمت تلقیح مصنوعی با اسپرم شوهر
در مورد این مسئاله در قانون ایران، حكمی مشاهده نمی شود. ولی با توجه به اصاله الاباحد می توانیم بگوئیم كه این مورد مشكلی ندارد از نظر شرعی و قانونی .
نسب طفل ناشی از این تلقیح به پدر و مادر خود منتسب می شود و همه آثار نسب قانونی و شرعی هم بر این طفل بار می شود مواد مربوط به نسب در قانون مدنی كه مواد 1158و 1159 هستند، نزدیكی و مواقعه را بیان كرده اند چون راه طبیعی انعقاد نطفه، نزدیكی است والا خصوصیتی در مواقعه و نزدیكی وجود ندارد كه تنها معیار ایجاد نسب قانونی و شرعی باشد

. در مورد این موضوع اكثر فقها و حقوقدانان معاصر آن را جایز می دانند و تنها عده كمی از فقها هستند كه نظر به عدم جواز آن دارند. و از نظر حكم وضعی این مورد هم اكثر حقوقدانان و فقها نسب این طفل را صحیح دانسته و آن را به زوجین ملحق می دانند. البته با تأكید بر این نكته كه در جریان این روز باید از كارها و اعمال خلاف ضوابط شرعی و عفت خانواده جلوگیری شود.

در ذیل نظرات چند تن از فقها و حقوقدانان آورده می شود:
« عده ای از فقهاء معاصر در خصوص جواز یا حرمت تلقیح چنین می گویند: ( ان كان التلقیح بماء الرجل لزوجه- كان ذلك عملاً مشروعاً علی ما استقف علیه »
آیت ا.. گلپایگانی عقیده دارند كه :
بر حسب مستفاد از اذله شرعیه، نطفه مرد به هر نحو در رحم حلیله خود قرار بگیرد جایز است و اولاد ملحق به مرد و حلیله است. و توارث از طرفین ثابت است.

طبق عقیده مزبور اولاً تلقیح مصنوعی با اسپرماتوزوئید شوهر شرعاً جایز است. ثانیاً طفل متولد از این تلقیح به زوجین ملحق می شود. ثالثاً توارث بین طفل و زوجین ثابت است و از هر حیث طفل مزبور با طفل حاصل از نزدیكی یكسان بوده و فرقی بین آنها وجود ندارد . آقای دكتر امامی معتقدند كه :
« طفل متولد از لقاح مصنوعی از منی شوهر قانونی است و نزدیكی تأثیری در نسبت قانونی ندارد .»
حضرت آیت ا.. شیخ یوسف صانعی در مورد تلقیح مصنوعی چنین اظهار نظر فرمودند:
« باردار نمودن مصنوعی زن به نطفه شوهر جایز است، البته باید از مقدمات حرام پرهیز شود. مثل آنكه تلقیح كننده نامحرم نباشد و; هرچند اینگونه اعمال موجب حرام شدن نطفه و فرزند نمی باشد چون مربوط به مقدمات است و خود مقدمات حرام است و فرزند متعلق به زن و مرد صاحب نطفه می باشد و همه احكام فرزند را دارا است .»

البته در مقابل نظرات ابراز شده در صفحات قبل، عده ای از فقها لقاح مصنوعی را اصولاً جایز نمی دانند و آن را غیر مشروع می دانند. و استدلال آنها هم این است كه در شرع مقدس امر فروج، مسئاله مهمی است و تأكید فراوانی برای حفظ آن در شرع شده است از جمله آیه 30 سوره نور كه می فرماید: «قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن» خدا فرموده كه زنان فروج خود را حفظ كنند و در این آیه متعلق ذكر نشده و نگفته كه از چه چیز حفظ كنند و اختصاص به نزدیكی و مقاربت نداده است.

و در علم اصول هم اجماع وجود دارد كه هر گاه متعلق ذكر نشود، افاده عموم می كند یعنی از هر چیزی حفظ كن.
مرحوم حضرت آیت ا;میلانی معتقد به عدم جواز تلقیح مصنوعی بوده ولی طفل حاصل از آن را به صاحب نطفه ملحق می دانند .
مرحوم حضرت آیت ا;.بروجردی قدس سرهشریف تلقیح مصنوعی منی زوج به زوجه را محل تأمل و اشكال می دانستند.

در مجموع به این نتیجه می رسیم كه طفل متولد از تلقیح مصنوعی زن با اسپرم شوهر به زوجین ملحق می شود و این طفل از هر جهت حاصل از نزدیكی طبیعی فرقی ندارد. نزدیكی جنسی هم كه در موارد 1158و1159 ق.م ذكر شده است به این دلیل است كه نزدیكی فرد شایع ایجاد جنین است و خصوصیتی در نزدیكی وجود ندارد كه آن را تنها راه تحقق نسب مشروع و طبیعی بدانیم. پس طفل حاصل از تلقیح مصنوعی زن با اسپرم شوهر، نسب مشروع دارد و به زوجین ملحق می شود و اینكه شوهر تلقیح را انجام دهد یا شخص ثالث تأثیری در نسب مشروع طفل ندارد و همچنین اینكه طرفین آگاه به این عمل باشند یا خیر باز هم تأثیری ندارد و همه آثار نسب مشروع بر این طفل بار می شود.

گفتار دوم- آثار مالی و غیر مالی نسب ناشی از تلقیح مصنوعی با اسپرم شوهر
بند اول- آثار مالی
الف) توارث
توارث از باب تفاعل به معنای ارث بردن از یكدیگر است. طبق ماده 861 قانون مدنی كه می گوید« موجبات ارث دو امر است: نسب و سبب» ، نسب یكی از موارد تحقق توارث است و طفلی كه نسب مشروع دارد ارث می برد از اقوام و از اوهم ارث برده می شود به شرط تحقق موجبات ارث.
شرط وراثت در ماده 875 قانون مدنی ذكر شده و آن عبارت از این است كه در حین فوت مورث، وارث زنده باشد و اگر حمل است نطفه او حین الموت منعقد بوده و زنده هم متولد شود اگر چه فوراً پس از تولد بمیرد.

در مورد مسأله ما هم اگر اسپرم شوهر قبل از فوت با تخمك زن تركیب شود و نطفه تشكیل شود در این صورت اگر زنده هم متولد شود همچون فرزند حاصل از نزدیكی طبیعی ارث می برد ولی اگر بعد از فوت شوهر نطفه تشكیل شود، در این صورت فرزند حاصل از لقاح مصنوعی از پدر خود ارث نخواهد برد. و دلیل آن هم این است كه به محض فوت شخصی،

قهراً وبلافاصله ماترك او به ورثه موجود انتقال پیدا می كند و اسپرم بدون تركیب با تخمك حمل نیست كه بگوئیم ارث می برد.
ولی این ماده و این استدلال جای بحث و بررسی بیشتری دارد و این مسئاله قراردادی را می توان متناسب با نیازهای جامعه و مسائل جدید تغییر داد.

ب) نفقه
طبق ماده 1196 قانون مدنی، فقط اقارب نسبی در خط عمودی اعم از صعودی یا نزولی ملزم به انفاق یكدیگرند.
فرزند ناشی از تلقیح مصنوعی با اسپرم شوهر همچون فرزند ناشی از نزدیكی زن و شوهر شرایط داشتن حق نفقه را دارد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید